ش عشق
افتــادم سرسبزتر از
آتش نمــرود شـدم***



10:51
نورچشم روشنم جانانه است;
دل برای دیدنت دیوانه است;
نوگلی روئید در باغ دلم;
شمع مارااوگل وپروانه است;
امتدادخط خوبی هادراوست;
بی وجودش کاخ ما ویرانه
است; دوستت دارم;



10:51
اوگوشه چشمی نظرانداخته بود;
یالشکراو به شهر دل تافته بود;
بیچاره دلم چه ناله هاسرمیداد;
گویی همه چیزخویش راباخته بود;



10:52
می دونی حکمت فاصله بین
انگشتان دست چیه؟
اینکه یه روزی یه
دوستی پیدامی شه
که این فاصله
روپرمی کنه;



10:52
پيش هــرتيغی سپر بايد گرفت;
پيش تيغ دوست سربايدگرفت;
جانب خودرانبين گر عاشقی;
جانب دوست درنظربايد گرفت;



10:52
قسم خوردم هميشه باتو باشم
در اين دنيا فقط مال تو باشم
اكر ماندى دراين دنياى عاشق 
من هم به خاطرتو زنده باشم.



10:53
کوله بارم راکه پرازبارروزهای
تلخ جوانی است;جمع می کنم
وآنهاراباخودبه قله فراموشی
می برم;وبه ته دریاچه
گذشته هامی ریزم;تاشاید
دیگردرزندگیم نباشندولی با
خاطــرات تو چه کنم؟



10:54
کبوترهای خانه بی قرارن;
به شوقت لحظه هارومی شمارن;
پرستوی دلم درحال کوچ است;
جهان بی توبرایم هیچ وپوچ است;



10:54
تاکه پـرسيدم ز منطق عشق
چيست؟در جوابـم اينچنين
گفت و گريست،ليلی و
مجنون همه افسانه اند،عشق تفسيری زمرگ وزندگیست***



14:05
ای کاش دلم اسيـر و بيمار
نبود (‎(A‏ در بند نگاه او گرفتار
نبود (‎(A‏ من عاشق و او زعشق من
بی خبر است (‎(A‏ ای کاش دل و
دلبروددارنبود(‎(A



14:07
پيراهن خيس ابر،تن پوش من
است (‎(A‏ صدباغ تبر خورده ،در آغوش من است (‎(A اين زندگی کبود و اين تلخی عمر (‎(A‏ زخمی است که سالهاست بر دوش
من است(‎(A



14:08
همـه شب صورت خود روبه خدا
خواهم کرد (‎(A‏ ازخداخواهش دیدار
توراخواهم کرد (‎(A‏ تاکه جان دارم و
ازسینه نفس می آید (‎(A‏ برتو وعشق
توای یار وفاخواهم کرد(‎(A



14:09
لیوان زلبت بوسه گرفت
و من بوسه زلیوان (‎(A‏ ‏دیدی زلبت بوسه گرفتم به چه عنوان(‎(A



14:13
ماهیه شده بودباورش; تور اگه بندازن سرش; میشه عروس ماهیا;
شاه ماهی میشه همسرش;
ماهیه باورش نبود; تور اگه بندازن سرش;نگاه گرم ماهی گیر;
میشه نگاه آخرش;



16:54
زرداست که لبریزحقایق شده
است (‎(A‏ ‏تلخ است که بـادرد موافق شده است (‎(A‏ عاشق نشدی و گرنه می فهمیدی (‎(A‏ ‏پاییزبهاری است که عاشق شده است(‎(A



16:56
برسنگ قبرمن بنویسید ..
خسته بود اهل زمین نبود،نمازش شکسته بود . .
برسنگ قبرمن بنویسید پاک بود
چشمان او ، که دائما ازاشک شسته
بود ، برسنگ قبرمن بنویسید .. این
درخت،عمری برای هرتبرتیشه و
دسته بود ، برسنگ قبرمن بنویسید
کل عمرپشت دری که باز
نمی شد،مانده بود . . .



16:57
خورشیدآواره وارطلوع کرد،
دیوانه وار انتظارکشید و معصومانه غروب کرد، شایدماه نمیداند که
چرا آسمان شب مال اوست؟



16:59
آزمودم زندگی دشت غم
است (‎(A‏ ‏شادیش اندوه ویک جاماتم است (‎(A‏ ‏عمرکوتاه آرزوها بس زیاد (‎(A‏ ‏کارها بسیار فرصتها کم است (‎(A



17:00
در دهستان اصالتهای عشق، میتوان شبنم فروش ساده بود ، میتوان روی اجاق عاطفه ،چای خوش طعم وفارا دم نمود ...



17:02
عشق چيست؟
افسانه ای بيش نيست،
با لبخندی آغازمی شود،
بابوسه ای جان می گيرد،
باقطره ای اشک پايان می پذیرد...



17:05
کاش در دهکده عشق فراوانی
بود (‎(A توی بازار صداقت کمی ارزانی بود (‎(A کاش گاه کمی لطف بهم میکرديم (‎(A مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود (‎(A



17:05
درذهن نيافرينمت میميرم (‎(A
ازشاخه اگر نچينمت میميرم (‎(A
ای عادت چشمهای بی حوصله
ام(‎(A يک روز اگر نبينمت میميرم(‎(A



17:07
عشق يعنی خاطرات بی غبار،دفتری از شعر و از عطر بهار،عشق يعنی يک تمنا,يک نياز،زمزمه از عاشقی با سوز و ساز،عشق يعنی چشم خيس مست او،زير باران دست تو در
دست او ...



17:07
اگرمی خوای ارزشت را نزد خدا بدانی،نگاه کن ببين ارزش خدا نزد تو در وقت گناه چه قدر است ؟



17:07
فرداو ديروز باهم دست به يکی کردند و فریبم دادند:
ديروز با خاطراتش مرا فريب داد.فردا باوعده هايش خامم کرد ، تابه خودم آمدم امروزهم گذشته بود ...



17:08
اگر قرار باشد بايستی و به طرف هر سگی که پارس می کند سنگ پرتاب کنی ، هرگز به مقصد نمی رسی...




17:08
چه ساده بودم
آن هنگام كه می پنداشتم
تركیدن بادكنك آبی من،
ناگوارترین حادثه ی عالم است!



17:08
میدونی چراوقتی آدم بزرگ می شه باخودکارمی نویسه؟!
چون یادبگیره که هراشتباهی پاک نمی شه.



17:09
ای رفته زدل،رفته زبر،رفته زخاطر، برمن منگر تاب نگاه تو ندارم،برمن منگر زانکه به جزتلخی اندوه،درخاطر ازآن چشم سیاه توندارم...



17:09
ای غم توکه هستی؟ازکجامی آیی؟
هردم به هوای دل ما می آیی،باز آی وقدم به روی چشمم بگذار،چون اشک به چشمم آشنا می آیی...



17:10
عجب موجودسخت جانی است این دل!!! هزار بار تنگ می شود،میشکند، می سوزد ، می میرد،اما باز هم برایت می تپد...



17:10
دلم باعشق توعاشق ترین شد،تمام لحظه هایم بهترین شد،ولی
بی مهریت کاردلم ساخت،دل تنهای من تنهاترین شد.



17:12
دلم باعشق توعاشق ترین شد،تمام لحظه هایم بهترین شد،ولی
بی مهریت کاردلم ساخت،دل تنهای من تنهاترین شد.



17:12
اسرار خویش به کسی مگوی ، زیرا سینه ای که درحفظ راز خود به ستوه آید ، ازسینه دیگران نباید انتظار امانت راداشته باشید.



17:12
ای مثل غرور ساده ی آیینه،فاش، کاری نکنی شکستی آید وکاش،دیدار توباآینه حرفی دارد،هم باهمه باش وهم جداازهمه باش.



17:13
تا خاک مرا به قالب آمیخته اند، بس فتنه که ازخاک برانگیخته اند ، من بهتر از این نمی توانم بودن ، کز بوته مراچنین برون ریخته اند...



17:13
در اوج یقین اگر چه تردیدی هست،در هرقفسی کلید امیدی هست،چشمک زدن ستاره در شب،یعنی،توی چمدان ماه خورشیدی هست.



17:13
من آمده ام که باتوراهی بشوم،آنی که تواز دلم بخواهی بشوم،دریا بغلم کن،بغلم کن دریا،می خواهم ازاین به بعدماهی بشوم.



17:13
بیهوده دراضطراب ماندیم همه،در تاب وتب وعذاب ماندیم همه،این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد، عشق آمدورفت وخواب ماندیم همه.



17:14
زندگی حکمت اوست،زندگی دفتری ازخاطره هاست،چندبرگی راتو ورق خواهی زد،مابقی راقسمت.



17:14
تحمل كردن زيباست،
اگرقرار باشد روزی به تو برسم
انتظارآسان است 
اگرقرار باشد دوباره تو را ببينم
زندگی شيرين است
اگرقرارباشدمزه دستان تو رابچشم
مشكلات حل می شود
اگرقرارباشدروزي به پاي تو بميرم
اشک ها همه به لبخند تبديل
می شود،اگرقرارباشد تو رايک بارببوسم،و لبخند ها دوباره به اشک
فقط اگرببينم خيال رفتن داری
زنگيم می سوزداگر بفهمم روزي از من دل گيرشده ای،اما بدان دوستت دارم،از پشت اين همه فاصله
از پشت اين همه حرف 
دوستت دارم...



17:15
آخرازعشق توساکن در
کليسامی شوم;می کشم
دست ازمسلمانی مسيحا
می شوم;آنقدر درکشتی عشقت نشینم همچونوح;یابه ساحل میرسم یاغرق دریامی شوم ; يا لباس عاشقی راازتنم بيرون کنيد; ياکه من خاکسترکوی رفيقان می شوم...



17:16
کسی در باد میخواند ، تو را تا اوج
می خواهم ، برای نازچشمانت چه
بی صبرانه میمانم ، دلم تنگ
است و بی 