<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">اصول كافي با ترجمه</a></body></html>هجرتى ديگر
گر چه قم مركز تشيع به شمار مى‏رفت و جويندگان كلام اهل بيت علهيم السلام را سيراب مى‏كرد ؛ اما عطش سيرى ناپذير كلينى به زمزم زلال نور اين خاندان، او را بر آن داشت تا آن ديار مقدس و حرم منور را به اميد يافتن روايات و احاديث ناشنيده ترك كند.
از اين رو او هجرت را آغاز نمود و قم را با تمام ارزشهايش به قصد شهرها و روستاهاى ديگر ترك كرد. كلينى روستاها و شهرهاى بيشمارى را پشت سر نهاد و هر جا محدث يا راوى حديثى مى‏يافت كه حديثى از اهل بيت را نزد خويش داشت در مقابلش زانوى ادب مى‏زد و پس از مدتى باز كوله بار عشق و صفايش را بر دوش مى‏گرفت و راهى ديارى ديگر مى‏شد.
كوفه يكى از شهرهايى بود كه كلينى به آن قدم نهاد. در آن زمان كوفه يكى از مراكز بزرگ علمى به شمار مى‏رفت. كوفه شهرى بود كه ابن عقده در آن حضور داشت. او در حفظ احاديث شهره آفاق بود و بسيارى از شيفتگان علم حديث را به اين شهر بزرگ مى‏كشاند.
وى يكصد هزار حديث را با سند در خاطر داشت و كتابهاى بسيارى را به رشته تحرير در آورده و يكى از ارزنده ترين آثارش «رجال ابن عقده»است.
در اين كتاب، ابن عقده شاگردان امام صادق عليه‏السلام را كه حدود 4000 نفر بوده‏اند نام برده و روايات بسيارى را نيز از حضرت امام صادق عليه‏السلام نقل كرده است.
اين كتاب تا زمان شيخ طوسى وجود داشته و متأسفانه پس از آن به سرنوشت برخى ديگر از ميراث‏هاى فرهنگى اهل بيت عليهم‏السلام گرفتار شده و مفقود گشته است.
  اى هشام خدا از مردمى شايسته حكايت كند كه آنها گفته‏اند (8 سوره‏3) (پروردگارا بعد از آنكه ما را هدايت فرمودى دلهاى مان را منحرف مساز و ما را از نزد خويش رحمتى بخشاى كه تو بخشاينده‏اى) چون دانستند كه دلها منحرف شوند و به كورى و سرنگونى گرايند. همانا از خدا نترسد كسى كه از جانب خدا خردمند نگردد و كسى كه از جانب خدا خرد نيابد دلش بر معرفت ثابتى كه بدان بينا باشد و حقيقتش را دريابد بسته نگردد و كسى كه به دين سعادت رسد كه گفتار و كردارش يكى شود و درونش با برونش موافق باشد زيرا خدايى كه اسمش مبارك است بر عقل درونى پنهان جز به ظاهرى كه از باطن حكايت كند دليلى نگذاشته است. 4- أَبُو عَلِيّ‏ٍ الْأَشْعَرِيّ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللّهِ ع يَقُولُ إِنّ فِي عَلِيّ‏ٍ ع سُنّةَ أَلْفِ نَبِيّ‏ٍ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ وَ إِنّ الْعِلْمَ الّذِي نَزَلَ مَعَ آدَمَ ع لَمْ يُرْفَعْ وَ مَا مَاتَ عَالِمٌ فَذَهَبَ عِلْمُهُ وَ الْعِلْمُ يُتَوَارَثُ‏
اصول كافى جلد 1 صفحه: 322 روايه: 4 
 
امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمود: در على عليه‏السلام سنت هزار پيغمبر بود (چنانچه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود هر كه خواهد علم آدم و عبادت نوح و خلت ابراهيم و سطوت موسى و زهد عيسى را ببيند به على بن ابيطالب نظر كند) و علمى كه با آدم عليه‏السلام فرود آمد، بالا نرفت و عالمى نميرد كه علمش از ميان برود و علم بارث منتقل مى‏شود.
 
5- مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيّوبَ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ إِنّ الْعِلْمَ الّذِي نَزَلَ مَعَ آدَمَ ع لَمْ يُرْفَعْ وَ مَا مَاتَ عَالِمٌ فَذَهَبَ عِلْمُهُ‏
اصول كافى جلد 1 صفحه: 322 روايه: 5 
 
امام باقر عليه السلام فرمود: علمى كه با آدم عليه السلام فرود آمد بالا نرفت، و عالمى نميرد، كه عملش از ميان برود.

 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1003.txt">متن/اصول كافى جلد 1 صفحه: 322 روايه: 6 </a><a class="text" href="w:text:1004.txt">ترجمه/اصول كافى جلد 1 صفحه: 322 روايه: 6 </a></body></html>6- مُحَمّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيّ بْنِ النّعْمَانِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَمُصّونَ الثّمَادَ وَ يَدَعُونَ النّهَرَ الْعَظِيمَ قِيلَ لَهُ وَ مَا النّهَرُ الْعَظِيمُ قَالَ رَسُولُ اللّهِ ص وَ الْعِلْمُ الّذِي أَعْطَاهُ اللّهُ إِنّ اللّهَ عَزّ وَ جَلّ جَمَعَ لِمُحَمّدٍ ص سُنَنَ النّبِيّينَ مِنْ آدَمَ وَ هَلُمّ جَرّاً إِلَى مُحَمّدٍ ص قِيلَ لَهُ وَ مَا تِلْكَ السّنَنُ قَالَ عِلْمُ النّبِيّينَ بِأَسْرِهِ وَ إِنّ رَسُولَ اللّهِ ص صَيّرَ ذَلِكَ كُلّهُ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّهِ فَأَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ أَعْلَمُ أَمْ بَعْضُ النّبِيّينَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع اسْمَعُوا مَا يَقُولُ إِنّ اللّهَ يَفْتَحُ مَسَامِعَ مَنْ يَشَاءُ إِنّي حَدّثْتُهُ أَنّ اللّهَ جَمَعَ لِمُحَمّدٍ ص عِلْمَ النّبِيّينَ وَ أَنّهُ جَمَعَ ذَلِكَ كُلّهُ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ هُوَ يَسْأَلُنِي أَ هُوَ أَعْلَمُ أَمْ بَعْضُ النّبِيّينَ‏
اصول كافى جلد 1 صفحه: 322 روايه: 6 
 
امام باقر عليه‏السلام فرمود: مردم رطوبت را مى‏مكند و نهر بزرگ را رها مى‏كنند، عرض شد: نهر بزرگ چيست؟ فرمود: رسول خداست و علمى كه خدا به او عطا فرموده است. همانا خداى عزوجل سنتهاى تمام پيغمبر آنرا از آدم تا برسد بخود محمد صلى الله عليه و آله براى او گرد آورد، عرض شد آن سنتها چه بود؟ فرمود: همه علم پيغمبران، و رسولخدا صلى الله عليه و آله تمام آنرا به اميرالمؤمنين عليه‏السلام تحويل داد. مردى عرض كرد: اى پسر پيغمبر! اميرالمؤمنين أعلم است يا بعضى از پيغمبران امام باقر (باطرافيان توجه كرد و) فرمود: گوش دهيد اين مرد چه ميگويد؟!! همانا خدا گوشهاى هر كه را خواهد باز مى‏كند من باو ميگويم: خدا علم تمام پيغمبران را براى محمد صلى الله عليه و آله جمع كرد و آنحضرت همه را باميرالمؤمنين تحويل داد، باز او از من مى‏پرسيد كه على اعلم است يا بعضى از پيغمبران (و نمى‏فهمد كه معنى سخن من اينست كه آنچه همه پيغمبران مى‏دانستند على بتنهائى ميدانست).
توضيح: مقصود از مكيدن رطوبت اينستكه علومى كه در دست ابوحنيفه و امثالش ميباشد كه از راه قياس و اجتهاد و آراء و افكار خود بدست آورده‏اند، مانند رطوبت و نمى است كه در گودالى باقى مانده و منبع و سرچشمه ندارد و پيروان ايشان با عشق و علاقه فراوانى مانند عشق و علاقه طفل بپستان مادر براى ياد گرفتن آنها مى‏كوشند ولى علوم ما را كه از نظر اتصالش باقيانوس علم خدا مانند نهرى بزرگ در جريانست رها مى‏كنند (خداوندا رشته اتصال ما را تا دم مرگ از اين نهر بزرگ قطع مفرما).7- مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنِ الْبَرْقِيّ عَنِ النّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيّ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ الطّائِيّ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنّ الْعِلْمَ يُتَوَ