َمَا يَسُوؤُهُمْ لِأَنّهُمْ لَا يَقُولُونَ الْحَقّ وَ الْحَقّ فِيهِ فَلْيُخْرِجُوا قَضَايَا عَلِيّ‏ٍ وَ فَرَائِضَهُ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ وَ سَلُوهُمْ عَنِ الْخَالَاتِ وَ الْعَمّاتِ وَ لْيُخْرِجُوا مُصْحَفَ فَاطِمَةَ ع فَإِنّ فِيهِ وَصِيّةَ فَاطِمَةَ ع وَ مَعَهُ سِلَاحُ رَسُولِ اللّهِ ص إِنّ اللّهَ عَزّ وَ جَلّ يَقُولُ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‏
اصول كافى جلد 1 صفحه: 348 رواية: 4 
 
امام صادق عليه السلام فرمود: همانا در جفرى كه (پيشوايان زيديه) ياد ميكنند (و مدعى هستند كه نزد آنهاست) چيزهائى است كه ايشانرا ناپسند آيد، زيرا آنها بحق قائل نيستند، در صورتيكه حق در آن جفر است (در آن نوشته است كه از ايشان كسى بامامت نمى‏رسد و اجازه خروج و جنگيدن ندارد) و باز اگر راست مى‏گويند، قضاوتهاى على عليه السلام و احكام ميراثى را كه فرموده است (و در جفر نوشته است) بيرون آورند، راجع بميراث خاله‏ها و عمه‏ها از ايشان بپرسيد (اگر توانستند جواب گويند و باز اگر راست مى گويند) مصحف فاطمه عليهاالسلام ايشان را تكذيب ميكند و سلاح پبغمبر صلى الله عليه و آله نيز همراه آنست، بيرون آوردند (وصيت فاطمه عليهاالسلام ايشان را تكذيب ميكند و سلاح پيغمبر صلى الله عليه و آله نزد ماست نه نزد ايشان).
خداى عزوجل فرمايد(3سوره 46) (اگر راست ميگوئيد، كتابى پيش از اين قرآن يا اثرى از علم براى من بياوريد.) 
توضيح:
آيه شريفه در سياق احتياج بر كفار است و در قرآن بكلمه (ايتونى است) كه امام عليه السلام نقل بمعنى نموده و (فأتوا) فرموده است، خدايتعالى ميفرمايد: (كافران از آنچه بيمشان داده‏اند روى گردانند، بگو اگر راست گوئيد، آنچه را جز خدا مى‏خوانيد، از زمين چه آفريده‏اند يا مگر در آفرينش آسمانها شركت داشته‏اند، اگر راست گوئيد، از كتابهاى آسمانى پيش از قرآن يكى را بياوريد يا اثرى از علم (كه حجت باشد) بياوريد.
استشهاد امام عليه السلام به آيه شريفه از اين نظر است كه پيشوايان طايفه زيدية براى اثبات ادعاى خود يا بايد دليلى از كتاب آسمانى بياورند و يا اثرى از علم مانند گفتار انبيا و اوصيا و يا برهانى عقلى بياورند و ايشان هيچيك را ندادند.
 
14- سماعه گويد خدمت حضرت صادق عليه السلام بودم و جمعى از دوستانش هم حضور داشتند كه ذكر عقل و جهل به ميان آمد حضرت فرمود: عقل و لشكرش و جهل و لشكرش را بشناسيد، سماعه گويد من عرض كردم قربانت گردم غير از آنچه شما به ما فهمانيده‏ايد نمى‏دانيم. حضرت فرمود: خداى عزوجل عقل را از نور خويش و از طرف راست عرش آفريد و آن مخلوق اول از روحانيين است پس بدو فرمود: پس رو او پس رفت سپس فرمود پيش آى پيش آمد خداى تبارك و تعالى فرمود: ترا با عظمت آفريدم و بر تمام آفريدگانم شرافت بخشيدم سپس جهل را تاريك و از درياى شور و تلخ آفريد به او فرمود پس رو پس رفت فرمود پيش بيا پيش نيامد فرمود: گردن كشى كردى؟ او را از رحمت خود دور ساخت سپس براى عقل هفتاد و پنج لشكر قرار داد. چون جهل مكرمت و عطاء خدا را نسبت به عقل ديد دشمنى او را در دل گرفت و عرض كرد پروردگارا اين هم مخلوقى است مانند من. او را آفريدى و گراميش داشتى و تقويتش نمودى من ضد او هستم و بر او توانايى ندارم آنچه از لشكر به او دادى به من هم عطا كن فرمود بلى مى‏دهم ولى اگر بعد از آن نافرمانى كردى ترا و لشكر تو را از رحمت خود بيرون مى‏كنم عرض كرد خشنود شدم پس هفتاد و پنج لشكر به او عطا كرد. و هفتاد و پنج لشكرى كه به عقل عنايت كرد (و نيز هفتاد و پنج لشكر جهل) بدين قرار است:
نيكى و آن وزير عقل است و ضد او را بدى قرار داد؛ كه آن وزير جهل است؛ و ايمان و ضد آن كفر؛ و تصديق حق و ضد آن انكار است؛ و اميدوارى و ضد آن نوميدى؛ و دادگرى و ضد آن ستم؛ و خشنودى و ضد آن قهر و خشم؛ و سپاسگذارى و ضد آن ناسپاسى؛ 5- مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللّهِ ع بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ الْجَفْرِ فَقَالَ هُوَ جِلْدُ ثَوْرٍ مَمْلُوءٌ عِلْماً قَالَ لَهُ فَالْجَامِعَةُ قَالَ تِلْكَ صَحِيفَةٌ طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً فِي عَرْضِ الْأَدِيمِ مِثْلُ فَخِذِ الْفَالِجِ فِيهَا كُلّ مَا يَحْتَاجُ النّاسُ إِلَيْهِ وَ لَيْسَ مِنْ قَضِيّةٍ إِلّا وَ هِيَ فِيهَا حَتّى أَرْشُ الْخَدْشِ قَالَ فَمُصْحَفُ فَاطِمَةَ ع قَالَ فَسَكَتَ طَوِيلًا ثُمّ قَالَ إِنّكُمْ لَتَبْحَثُونَ عَمّا تُرِيدُونَ وَ عَمّا لَا تُرِيدُونَ إِنّ فَاطِمَةَ مَكَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللّهِ ص خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً وَ كَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِيدٌ عَلَى أَبِيهَا وَ كَانَ جَبْرَئِيلُ ع يَأْتِيهَا فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِيهَا وَ يُطَيّبُ نَفْسَهَا وَ يُخْبِرُهَا عَنْ أَبِيهَا وَ مَكَانِهِ وَ يُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فِي ذُرّيّتِهَا وَ كَانَ عَلِيّ‏ٌ ع يَكْتُبُ ذَلِكَ فَهَذَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ ع‏
اصول كافى جلد 1 صفحه: 348 رواية: 5 
 
ابوعبيده گويد: يكى از شيعيان از حضرت صادق عليه السلام راجع بجفر پرسيد، حضرت فرمود: جفر پوست گاويست پر از علم، عرضكرد: جامعه چيست؟ فرمود: طوماريست بطول هفتاد ذراع و عرض يك پوست مانند پوست ران شتر فربه كه تمام احتياجات مردم در آن نوشته است، (يعنى نوشته‏ها در آنست نه آنكه روى خود آن پوست نوشته باشد مرآت) همه قضايا حتى جريمه خراش در آنجا هست، عرضكرد: 
مصحف فاطمه چيست؟ حضرت مدتى سكوت كرد و سپس فرمود: شما از آنچه ميخواهيد و نميخواهيد بحث ميكنيد (يعنى بعضى از پرسشهايت بقصد فهميدن نيست يا بدردت نميخورد) همانا فاطمه بعد از پيغمبر صلى الله عليه و آله هفتاد و پنج روز در دنيا بود و از فراق پدر اندوه بسيارى داشت و جبرئيل عليه السلام ميامد و او را در مرگ پدر تسليت ميداد و خوشدل ميساخت و از احوال و مقام پدرش خبر ميداد و سرگذشت اولادش را پس از او برايش ميگفت و على عليه السلام اينها را مى‏نوشت و آن نوشته‏ها مصحف فاطمه عليهاالسلام است. 
 
 

6- عِدّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي بِشْرٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ كَرِبٍ الصّيْرَفِيّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللّهِ ع يَقُولُ إِنّ عِنْدَنَا مَا لَا نَحْتَاجُ مَعَهُ إِلَى النّاسِ وَ إِنّ النّاسَ لَيَحْتَاجُونَ إِلَيْنَا وَ إِنّ عِنْدَنَا كِتَاباً إِمْلَاءُ رَسُولِ اللّهِ ص وَ خَطّ عَلِيّ‏ٍ ع صَحِيفَةً فِيهَا كُلّ حَلَالٍ وَ حَرَامٍ وَ إِنّكُمْ لَتَأْتُونّا بِالْأَمْرِ فَنَعْرِفُ إِذَا أَخَذْتُمْ بِهِ وَ نَعْرِفُ إِذَا تَرَكْتُمُوهُ‏
اصول كافى جلد 1 صفحه: 349 رواية: 6 
 
امام صادق عليه السلام مى‏فرمود: همانا نزد ما نوشتجاتى است كه با وجود آنها نياز