 فرمود: آرى اين حرف تنزيل است و اما غير آن تاءويلست .


شرح يعنى جمله و الله متم نوره و لو كره الكافرون حرفى است كه از طرف خدا نازل شده است ، و اما آنچه من مى گويم يعنى جمله و لاية القائم و جمله بولاية على تاءويل است و مجلسى (ره ) گويد: يعنى اين دو جمله هم تنزيل است و ممكن است ، مقصود اين باشد كه اينها تفسير در زمان تنزيل است (يعنى جبرئيل عليه السلام آنچه را در قرآن موجود است آورده ولى همانجا براى من تفسير كرد كه مقصود ولايت قائم و ولايت على ست ).
عرضكردم : (تفسير اين آيه چيست ؟) ((اين براى آنست كه آنها ايمان آورده ، سپس كافر شدند 3 سوره 63 )) فرمود خداى تبارك و تعالى كسانى را كه از پيغمبرش در امر ولايت وصيش پيروى نكرده ، منافق ناميده و كسى را كه وصيت و امامت او را منكر شده ، مانند ذكر محمد قرار داده و براى اين مطلب آيه اى نازل كرده و فرموده است : ((چون منافقين (بولايت وصيت ) نزد تو آيند، گويند: شهادت مى دهم كه تو پيغمبر خدائى ، خدا نيز داند كه تو پيغمبر او هستى و خدا شهادت مى دهد كه منافقين (بولايت على ) دروغ گويند. سوگندهاى دروغين خويش را سپر خود ساخته اند و از راه خدا برگشته اند (راه خدا همان وصى است ) و بد است آنچه انجام مى دهند. اين براى آن است كه (برسالت تو) ايمان و (بولايت وصيت ) كافر شدند پس (خدا) بر دلهايشان مهر نهاد و آنها فهم نمى كنند 3 سوره 63 )).
عرضكردم : معنى فهم نمى كنند چيست ؟ فرمود، خدا مى فرمايد: نبوت تو را تعقل نمى كنند. عرض كردم ((و چون بآنها گويند: بيائيد تا رسولخدا براى شما آمرزش طلبد)) فرمود: يعنى و چون بآنها گويند بولايت على برگرديد تا پيغمبر براى گناهان شما آمرزش طلبد ((سرهاى خويش به پيچند)) خدا فرمايد: ((و آنها را ببينى كه برگردند)) از ولايت على ((در حالى كه متكبرند)) از آن .
سپس گفتار خدا متوجه معرفى آنها شده ، مى فرمايد: ((براى آنها برابر است ، برايشان آمرزش خواهى يا آمرزش نخواهى ، خدا آنها را هرگز نخواهد آمرزيد، كه خدا گروه فاسقان را هدايت نكند)) يعنى ستمگران بوصى تو را.عرضكردم : آيا آنكه نگونسار بر چهره خويش راه رود، هدايت يافته تر است ، يا آنكه باقامت راست براه مستقيم مى رود؟ 22 سوره 67 )) فرمود: خدا كسى را كه از ولايت على برگشته بكسى مثل زده است كه برو افتاده ، راه مى رود و در كار خود گمراهست . و كسى را كه از على پيروى كند، باقامت راست و بر راه مستقيم قرار داده و راه مستقيم همان اميرالمؤ منين عليه السلام است .
عرضكردم : خدا فرمايد: ((آن گفتار رسولى ارجمند است 40 سوره 69)) فرمود: يعنى گفتار جبرئيل از جانب خدا درباره ولايت على عليه السلام است .
عرضكردم : ((و گفتار خيال پردازى نيست ، شما اندكى ايمان مى آوريد 41 سوره 69 )) فرمود: آنها گفتند: محمد بپروردگارش دروغ بسته و خدا او را درباره على چنين دستورى نداده است ، پس خدا آيه اى فرستاد و فرمود: همانا (((ولايت على ) از جانب پروردگار جهانيان نازل شده است . اگر (محمد) بعضى از گفته ها را بدروغ بما نسبت دهد، دست راستش را مى گيريم (او را بشدت بگيريم ) و شاهرگش را ببريم )) سپس سخن را متوجه اين موضوع كرده و فرموده است : ((همانا (ولايت على ) ياد آورى است براى پرهيزگاران (جهانيان ) و ما مى دانيم كه بعضى از شما تكذيب كنندگانيد. و همانا (على ) مايه افسوس كافرانست . و همانا (ولايت او) حقيقت يقين است . تسبيح بگو (اى محمد) بنام پروردگار بزرگت آخر سوره 69 )) مى فرمايد: پروردگار بزرگت را كه اين فضيلت بتو عطا فرموده سپاسگزارى كن .
عرضكردم : خدا فرمايد: ((و هنگامى كه هدايت را شنيديم بآن ايمان آورديم 13 سوره 71 )) فرمود: هدايت همان ولايت است . يعنى بمولاى خود ايمان آورديم . پس هر كه بولايت مولاى خود ايمان آورد ((از نقصان و ستم نترسد)) عرضكردم : اين تنزيل است ؟ فرمود: نه ، تاءويل است (يعنى آنچه درباره ولايت گفتم آيه قرآن نيست ولى مقصود و معنى آنست ).عرضكردم : خدا فرمايد: ((من اختيار زيان زدن و هدايت كردن شما را ندارم 21 سوره 71 )) فرمود: رسولخدا صلى اللّه عليه وآله مردم را بولايت على دعوت فرمود، قريش نزد آنحضرت انجمن كردند و گفتند: اى محمد ما را از اين امر معاف كن ، پيغمبر صلى اللّه عليه وآله بآنها فرمود: اين امر با خداست با من نيست ، آنها حضرت را متهم كردند و از نزدش بيرون آمدند. پس خدا اين آيه نازل فرمود: ((بگو من اختيار زيان زدن و هدايت كردن شما را ندارم . بگو هيچكس مرا در برابر خدا پناه ندهد (اگر نافرمانيش كنم ) و جز او پناهگاهى نيابم ، مگر اينكه از جانب خدا ابلاغ كنم و پيغامهاى او را (درباره على عليه السلام ) برسانم 22 )).
عرضكردم : اين تنزيل است ؟ فرمود: آرى ، سپس خدا براى تاءكيد مطلب فرموده است : ((و هر كه نافرمانى خدا و رسولش كند (درباره ولايت على ) آتش دوزخ هميشه و جاودان براى او است )) عرض كردم : ((تا زمانيكه عذاب موعود را ببينند خواهند دانست كيست كه ياورش ‍ ناتوانتر و سپاس كمتر است 23 )) فرمود: مقصود از اين آيه امام قائم و ياران او است .
عرضكردم : ((بر آنچه مى گويند شكيبا باش 9 سوره 72 )) فرمود: يعنى آنچه درباره تو مى گويند ((و از آنها ببر، بريدنى نيكو. و مرا واگذار (اى محمد) با تكذيب كنندگان (نسبت بوصيت ) كه صاحب نعمتند و اندكى مهلتشان ده 11 )) عرضكردم : اين تنزيل است ؟ فرمود: آرى (يعنى كلمه بوصيك نيز نازل شده است ).
عرضكردم : ((تا به يقين رسند كسانى كه به آنها كتاب داده شده ؟ 31 سوره 74 )) فرمود: يعنى تا يقين كنند كه خدا و پيغمبر و وصيش ‍ برحقند.
عرضكردم : ((و آنها كه ايمان آورده اند بر ايمانشان مى فزايد)) فرمود: يعنى ايمانشان بولايت وصى افزوده گردد.


عرضكردم : ((و اهل كتاب و مؤ منان شك نكنند؟)) فرمود: يعنى بولايت على عليه السلام .
عرضكردم : مقصود از شك چيست ؟ فرمود: مقصود اهل كتابست و مؤ منينى كه خدا ذكر نموده ، سپس فرمود: و آنها درباره ولايت شك نكنند.
عرضكردم : ((اين جز يادآورى براى بشر نيست ؟)) فرمود: آرى ، ولايت على عليه السلام است .
عرض كردم : ((آن يكى از حوادث بزرگست ؟)) فرمود: يعنى ولايت .
عرض كردم : ((براى هركس از شما كه خواهد جلو رود يا عقب افتد؟)) فرمود: يعنى كسى كه بولايت ما جلو رود از دوزخ عقب افتد و آنكه از ما عقب كشد، بدوزخ جلو رود.
عرضكردم : ((جز اصحاب يمين ؟)) فرمود: آنها بخدا شيعيان ما باشند.
عرضكردم : ((ما از نمازگزاران نبوديم ؟ 42)) فرمود: يعنى ما وصى محمد و اوصياء بعد از او را دوست نداشتيم و بر آنها درود نمى فرستادند.
عرض كردم : ((آنها را چه شده كه از اين تذكر روى گردانند؟ 49)) فرمود: يعنى از ولايت روى گردانند.
عرض كردم : ((نه ، اين ياد آورى است ؟)) فرمود: يعنى ولايت .
عرض كردم ، خدا فرمايد: ((بنذر وفا مى كنند؟ 7 سوره 76 )) فرمود: يعنى به پيمانى كه خدا در ميثاق راجع بولايت ما از آنها گرفته وفا مى كنند،
عرض كردم : ((ما اين قرآن را بتو نازل كرديم ، نازل كردنى 31 )) فرمود: يعنى نازل كردنى بولايت على عليه السلام .
عرض كردم : اين تنزيل است ؟ فرمود: آرى ، اين تاءويل است .
عرض كردم : ((همانا اين يادآورى است ؟)) فرمود: يعنى ولايت .
ع