ِ حَتّى يَتَوَفّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا وَ السَّبِيلُ الَّذِى قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها وَ أَنْزَلْنا فِيها آياتٍ بَيِّناتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ الزّانِيَةُ وَ الزّانِى فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِى دِينِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
اصول كافى ج : 3 ص : 46 رواية :1 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2676.txt">امام باقر (ع ) فرمود:/اصول كافى ج : 3 ص : 46 رواية :1 </a><a class="text" href="w:text:2677.txt">پيغمبرانرا بسوى قومشان/اصول كافى ج : 3 ص : 46 رواية :1 </a><a class="text" href="w:text:2678.txt">سپس خدا محمد (ص ) را مبعوث فرمود:/اصول كافى ج : 3 ص : 46 رواية :1 </a><a class="text" href="w:text:2679.txt">و در سوره (و اليل اذا يغشى ) نازل فرمود/اصول كافى ج : 3 ص : 46 رواية :1 </a><a class="text" href="w:text:2680.txt">و در سوره (طسم ) نازل فرمود:/اصول كافى ج : 3 ص : 46 رواية :1 </a><a class="text" href="w:text:2681.txt">خداى عزوجل فرمايد: /اصول كافى ج : 3 ص : 46 رواية :1 </a><a class="text" href="w:text:2682.txt">خداى عزوجل فرمايد: (همانا منافقان/اصول كافى ج : 3 ص : 46 رواية :1 </a></body></html>امام باقر (ع ) فرمود: همانا مردمى درباره اين قرآن ندانسته سخن گفتند، خداى تبارك و تعالى ميفرمايد:(اوست كه اينكتاب رابر تو نازل كرد، برخى از آن آيه هائيست محكم كه آنها اصل و مايه اينكتابست و آيه هاى ديگريست متشابه ، آنها كه در دلشان شك و انحرافست ، براى فتنه جودئى و بقصد تاءويل از متشابهاتش پيروى كنند، در صورتيكه تاءويل قرآنرا جز خدا نداند تا آخر آيه 7 سوره 3 ) و منسوخات از جمله متشابهاتست و محكمات از جمله ناسخات .
خداى عزوجل جناب نوح را بسوى قومش مبعوث فرمود كه : (خدا را بپرستيد و تقوايش پيشه كنيد و اطاعت مرا نمائيد) او هم ايشانرا بخداى يگانه دعوت فرمود: تا عبادتش كنند و چيزى را با او شريك نسازند، سپس پيغمبران ديگر را بدين دعوت مبعوث فرمود، تا به محمد (ص ) رسيد، او هم ايشانرا دعوت فرمود كه : خدا را بپرستند و چيزى را شريكش نسازند و فرمود:(از امور دين آنچه را خدا بنوح سفارش كرده بود و آنچه را بتو وحى كرديم و آنچه را بابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم ، براى شما مقرر كرد كه دين را بپا داريد و در آن تفرقه ميفكنيد. دعوت شما بر مشركين گرانست . خدا هر كه را خواهد بسوى خود بر گزيند و هر كه بدو باز گردد، بسوى خويش رهبرى كند، 13 سوره 41).


پيغمبرانرا بسوى قومشان مبعوث فرمود: بگواهى دادن بيگانگى خدا و اقرار بآنچه از جانب خدا آمده پس هر كه از روى اخلاص ايمان آورد و بر آن روش بميرد، خدا بدانجهت او را ببهشت داخل كند زيرا خدا نسبت به بندگان ستمگر نيست ، براى اينكه خدا بنده اى را عذاب نكند تا نسبت بقتل و گناهانى كه خدا دوزخ را براى مرتكبين آنها واجب ساخته سخت گيرى كند.
سپس چون هر پيغمبرى را مؤ منين قومش اجابت كردند، براى هر يك از آنها شريعت و طريقه ئى مقرر كرد، و شريعت و طريقت راه و روش است ، و خدا به محمد (ص ) فرمود: (ما همچنانكه بنوح و پيغمبران پس از نوح وحى كرديم ، بتوهم وحى كرديم 163 سوره 4 )و هر پيغمبرى را باءخذ راه و روشى ماءمور فرمود: و از جمله راه و روشى كه خداى عزوجل موسى (ع ) را بآن امر فرمود، اين بود كه روز شنبه را براى آنها قرر داشت ، كه هر كسى روز شنبه را بزرگ شمرد، و از ترس خدا جسارت بر اين روز را حلال نشمارد، خدا داخل بهشتش كند، و هر كه نسبت بحق اين روز توهين روا دارد و كارى را كه خدا در آنروز نهى فرموده (صيد ماهى ) حلال شمرد، خداى عزوجل بدوزخش در آورد، و اين زمانى بود كه صيد ماهى را حلال دانستند و روز شنبه آنها را حبس كردند و خوردند. خدا هم بر آنها غضب فرمود بدون اينكه بخداى رحمان مشرك شوند يا نسبت بآنچه موسى (ع ) آورده شك نمايند.
خداى عزوجل فرمايد: (كسانى را از شما كه در روز شنبه تعدى كردند، بدانستيد، كه بآنها گفتيم بوزينگان رانده شويد، 65 سوره 2)
سپس عيسى (ع ) را فرستاد براى شهادت به يكتايى خدا و اقرار بآنچه از جانب خدا آورده و براى آنها شريعت و طريقه ئى قرار داد، و موضوع روز شنبه را كه پيروان موسى ماءمور باحترامش بودند و همه راه و روشهائى را كه موسى آورده بود، بر هم خورد، پس هر كه راه عيسى را پيروى نكرد، خدا او را بدوزخ برد، و مطلبى را كه همه پيغمبران آوردند اين بود كه چيزى را شريك خدا نگيرند (يعنى اين مطلب در زمان هيچ پيغمبرى بر هم نخورد)سپس خدا محمد (ص ) را مبعوث فرمود: و او ده سال در مكه بود، در آن ده سال هيچكس با شهادت به يكتائى خدا و رسالت محمد (ص ) نمرد، جز آنكه خدا او را بسبب اقرارش ببهشت داخل كرد و آن ايمان باور و تصديق بود و هيچيك از پيروان محمد را كه مردند عذاب نفرمود، جز آنكه بخداى رحمان مشرك شد، و تصديق اين مطلب را خداى عزوجل در سوره بنى اسرائيل در مكه بر پيغمبر (ص ) نازل كرد: (پروردگارت مقرر داشت كه جز او را عبادت نكنيد و بپدر و مادر احسان كنيد تا آنجا كه فرمايد خدا به بندگانش آگاه و بيناست ، 22 30 سوره 17).
در اين آيات ادب است و پند و آموزش و نهى سبك ، و بر آنها وعده نداد و نسبت به ارتكاب آنچه نهى فرموده و عيدى (انذار و تهديدى ) نفرمود: و نيز از چيزهائى نهى نمود و بيم داد، ولى نسبت بآنها سخت گيرى نكرد و تهديد ننمود و فرمود: (فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد، شما و آنها را ما روزى دهيم ، كشتن آنها گناهى بزرگ است 21 نزديك زنا مرويد كه كارى زشت و روشى بد است 22 و جاندارى را كه خدا حرام كرده ، جز بحق مكشيد، و هر كه مظلوم كشته شود، براى ولى او تسلطى قرار داديم ، اما در نيكو نزديك مشويد تا زمانيكه ببلوغ و رشد خود رسد، و به پيمان وفا كنيد،كه پيمان مورد باز خواست است 24 و چون پيمان كنيد، پيمانه را پر كنيد و با ترازوى درست بكشيد كه اين روش بهتر و سرانجامش نيكوتر است 25 از آنچه يقين ندارى پيروى مكن ، زيرا گوش و چشم و دل همه اينها مسؤ لند 26 روى زمين متكبرانه راه مرو، كه هرگز زمين را نخواهى شكافت و هر گز ببلندى كوهها نخواهى رسيد 27 بدى همه اينها نزد پروردگارت ناپسند است 28 اينها برخى حكمت است كه پروردگارت بتو وحى كرد، و همراه خدا معبود ديگرى قرار مده كه سرزنش شده و رانده گشته ، در دوزخ افتى 29 سوره 17)و در سوره (و اليل اذا يغشى ) نازل فرمود: (از آتشى كه زبان ميكشد بيمتان مى دهم ، جز شقى تريكه تكذيب كند و روى گرداند داخل آن نشود 16 سوره 92)اين شخص مشتركست .
و در سوره (اذا السماء انشقت ) نازل فرمود: (و اما آنكه نامه اش را پشت سرش دهند، زود باشد كه به واويلا فرياد كشد و بدوزخ در آيد، همانا او ميان خاندان خويش شادمان بود. او گمان كرد كه هرگز (بسوى ما) باز نگردد، چرا 14 سوره 84 ) اين هم مشركست .
و در سوره (اذا السماء انشقت )نازل فرمود: (و اما آنكه نامه اش را پشت سرش دهند، زود باشد كه به واويلا فرياد كشد و بدوزخ در آيد، همانا او ميان خاندان خ