تاءخرين بواسطه عمل بسيار خود، بر پيشينيان مقدم باشند، ولى خداى عزّوجلّ هرگز نخواسته شخصى كه در پايين ترين درجات ايمان قرار دارد بدرجه جلوتر برسد و آنكه را خدا مؤ خر داشته مقدم شود يا آنكه را مقدم داشته مؤ خر گردد (زيرا اولا فضيلت و درجه نزد خدا بزيادى عمل نيست و ثانيا پيشينيان در ايمان بر متاءخرين سبقت دارند و ايمان آنها سبب ايمان متاءخرين گشته علاوه بر صعوبت و مشقت بسيارى كه در ايمان آوردن آنها بود، بواسطه تقبه و قلت عدد و آزار مشركين ).
عرضكردم : پيشى گرفتن به سوى ايمانى كه خدا مؤ منين را در اين گفتار خويش دعوت فرموده است بمن خبر ده ،: (پيشى بگيريد بسوى آمرزش پروردگارتان و بهشتى كه پهناى آن آسمان و زمين است و براى كسانيكه بخدا و پيغمبران وى ايمان آورده اند آماده شده ، 21 سوره 57) و فرموده : (پيشى گرفتگانى كه پيشى گرفته اند، آنها مقربانند، 10 سوره 56).
و فرموده : (و پيشروان نخستين ، از مهاجر و انصار و كسانيكه باحسان از آنها پيروى كردند، خدا از آنها راضى گشته و آنها از خدا، 100 سوره 9) پس خدا بمهاجرين نخستين طبق درجه پيشرويشان آغاز فرمود، و در درجه دوم انصار و در سوم پيروان باحسان از آنها ذكر فرموده ، و هر گروهى را باندازه درجات و مراتبشان نزد خود جايگزين فرمود. سپس ‍ آنچه را خداى عزّوجلّ بسبب آن بعضى از اوليائش را بر بعض ديگر ترجيح داده بيان مى فرمايد: (بعضى از اين رسولانرا بر بعض ديگر فضيلت بخشيديم . بعضى از آنها با خدا سخن گفت ، و درجات برخى را بلندتر از ديگران فرمود: تا آخر آيه 253 سوره 2).
و نيز فرمود: (بعضى از پيغمبرانرا بر بعض ديگر فضيلت داديم ، 55 سوره 17) و باز فرمود: (بنگر چگونه برخى را بر برخى فضيلت داديم و درجت آخرت بيشتر و ترجيح آن بالاتر است ، 21 سوره 17) و فرمود: (آنها نزد خدا درجاتى دارند 163 سوره 3) و فرمود: (كسانى كه ايمان آورده و هجرت نموده و با مال و جان خود در راه خدا جهاد كردند، نزد خدا مقام بيشترى دارند، 20 سوره 9) و فرمود: (خدا مجاهدين را بر بازنشستگان بپاداشى بزرگ فزونى بخشيده ، و آن پاداش درجات و آمرزش و رحمت اوست ، 95 سوره 4) و فرمود: (آنكس از شما كه پيش از فتح انفاق كرده و كار زار نموده برتر است ، 10 سوره 57) و فرموده : (خدا درجات كسانى از شما را كه ايمان دارند با كسانيكه دانش يافته اند، بالا ميبرد، 11 سوره 58) و فرمود: (و اين براى آنستكه ايشانرا در راه خدا تشنگى و رنج گرسنگى نرسد، و در جائيكه كافران را بخشم آرد قدم نهند و از دشمنى بمقصودى نرسند، جز آنكه بسبب آن براى ايشان عمل شايسته ئى نوشته شود، 120 سوره 9) و فرموده : (هر خيرى كه براى خود پيش فرستيد آنرا نزد خدا مى يابيد، 110 سوره 2) و فرموده : (هر كه هموزن ذره اى نيكى كند، آن را به بيند، و هر كه هم ذره ئى بدى كند، آنرا ببيند 8 سوره 99) اينست بيان درجات و مراتب ايمان نزد خداى عزّوجلّ.
شرح :

چنانچه در باب سابق ذكر شد، ايمان شى ء واحدى نيست كه در همه افراد مؤ منين يكسان و برابر باشد، بلكه حقيقتى است قابل تشكيك و داراى درجات و مراتب متعدد كه اجزاء آن برابر اعضاء بدن انسان پخش و تقسيم شده است و هرمؤ منى باعتبار انجام دادن اجزاء ايمان كه نماز و حج و انفاق و امثال آنست ، از لحاظ كمى و زيادى و پيشى گرفتن و تاءخيرانداختن و جهات ديگر، درجه و مقامش بهمان اندازه نزد خدا محفوظ است ، بطوريكه شايد دو تن از افراد مؤ منين ازلحاظ درجه ايمانى نزد خدا يكسان و برابر نباشند.
مقصود از انعقاد اين باب و اين روايت مفصل با شواهد بسيارى كه از آيات قرآن ذكر شد. اثبات همين معنى است كه : درجات مؤ منين باندازه اعمال نيكشان با حساب دقيق نزد خدا محفوظ است مهاجرين و انصار و تابعين را در يك ترازو نگذاشته وپيغمبران و رسولان خويش را بيك چشم ننگريسته و نسبت بعمل خير و شر مثقال ذره را از نظر دور نداشته ، و تنها عمل صالح ايمانى موجب فضيلت و درجه و مقام دانسته ، نه ثروت و سيادت و حسب و نسب و جهات ديگر را.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2716.txt">اصول كافى ج : 3 ص : 70 رواية : 1</a><a class="folder" href="w:html:2717.xml">رواية : 2 صفحه: 71</a></body></html>عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ أَبِى الْأَحْوَصِ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَضَعَ الْإِيمَانَ عَلَى سَبْعَةِ أَسْهُمٍ عَلَى الْبِرِّ وَ الصِّدْقِ وَ الْيَقِينِ وَ الرِّضَا وَ الْوَفَاءِ وَ الْعِلْمِ وَ الْحِلْمِ ثُمَّ قَسَمَ ذَلِكَ بَيْنَ النَّاسِ فَمَنْ جَعَلَ فِيهِ هَذِهِ السَّبْعَةَ الْأَسْهُمِ فَهُوَ كَامِلٌ مُحْتَمِلٌ وَ قَسَمَ لِبَعْضِ النَّاسِ السَّهْمَ وَ لِبَعْضٍ السَّهْمَيْنِ وَ لِبَعْضٍ الثَّلَاثَةَ حَتَّى انْتَهَوْا إِلَى السَّبْعَةِ ثُمَّ قَالَ لَا تَحْمِلُوا عَلَى صَاحِبِ السَّهْمِ سَهْمَيْنِ وَ لَا عَلَى صَاحِبِ السَّهْمَيْنِ ثَلَاثَةً فَتَبْهَضُوهُمْ ثُمَّ قَالَ كَذَلِكَ حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى السَّبْعَةِ
اصول كافى ج : 3 ص : 70 رواية : 1
 
امام صادق (ع ) فرمود: خداى عزّوجلّ ايمان را هفت سهم كرد: 1نيكوكارى 2 راستگويى 3 يقين 4 رضا 5 وفاء 6 علم 7 بردبارى .
سپس آنرا ميان مردم تقسيم فرمود، بهر كس هفت سهم داد، او كامل است و بردارنده ايمان ، و ببرخى از مردم فقط يك سهم داد و ببعضى ديگر دو سهم و بدسته ئى سه سهم تا بهفت سهم قسمت كرد، سپس فرمود بكسيكه يك سهم ايمان دارد باندازه دو سهم تحميل نكنيد و نه بكسى كه دو سهم دارد باندازه سه سهم كه سنگين بارشان خواهيد كرد، آنگاه فرمود: همچنين تا بهفت سهم برسند (يعنى بر سه سهمى باندازه چهار سهم تحميل نكنيد و بر چهار سهمى باندازه پنج سهم و بر او باندازه شش سهم و بر او باندازه هفت سهم ).
توضيح :
مقصود اينستكه استعداد و قابليت اشخاص در پذيرش ايمان مختلف است و خدا هر كس را باندازه استعدادش تكليف كرده و بازخواست مى نمايد، شما هم در علوم و اعمال و اخلاق دينى ، از هر كس بقدر وسع و طاقت و استعداد و قابليتش متوقع باشيد كه تحميل بيش از استعداد و طاقت او را سنگين با رو خسته و وامانده كند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2718.txt">متن/اصول كافى ج : 3 ص : 71 رواية : 2</a><a class="text" href="w:text:2719.txt">ترجمه/اصول كافى ج : 3 ص : 71 رواية : 2</a></body></html>أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ أَبِى الْيَقْظَانِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ الضَّحَّاكِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا سَرَّاجٍ وَ كَانَ خَادِماً لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ بَعَثَنِى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِى حَاجَةٍ وَ هُوَ بِالْحِيرَةِ أَنَا وَ جَمَاعَةً مِنْ مَوَالِيهِ قَالَ فَانْطَلَقْنَا فِيهَا ثُمَّ رَجَعْنَا مُغْتَمِّينَ قَالَ وَ كَانَ فِ