كه فرزندان خود را ميشناسند، چنانكه پسران خود را در خانه هاى خويش ميشناسند (و دسته اى از آنها با آنكه ميدانند حق را ميپوشند) (حق و درستى از پروردگار تو است ) كه تو بسوى آنها فرستاده شده اى (پس مبادا از آنها باشى كه شك و تردد دارند.)
و چون اينها (يهودى و نصارى ) آنچه را شناختند انكار كردند: خدا باين بلا گرفتارشان كرد و روح ايمانرا از آنها بگرفت و تنها سه روح را در پيكرشان جاى داد: روح قوت و روح شهوت و روح بدن ، سپس آنها را با چارپايان مربوط ساخت و فرمود: (آنها جز بمانند چارپايان نيستند. 44 سوره 25) زيرا چارپا هم با روح قوت بار كشد و با روح شهوت علف خورد و با روح بدن راه رود، آنگاه سائل بامام عرض كرد: يا اميرالمؤ منين دلم را زنده كردى باذن خدا.شرح :

از ابن عباس روايت شده كه چون مردم خرماهاى پوسيده و بد را بعنوان صدقه و زكاة ميدادند، در اين آيه شريفه (سوره بقره ) از آن كار نهى شدند، يعنى خدايتعالى فرمود: هنگام انفاق قصد حرماى بدو پست نكنيد، بلكه تصميم بگيريد كه خرماى خوب را انفاق كنيد و طبق تصميم خود عمل كنيد و اما وجه تشبيه اين مطلب به زنا و رفتن روح ايمان گويا اينستكه انفاق در راه خدا عملى است مستحسن ونيكو و داراى ثواب و پاداشى از جانب خدايتعالى ، ولى در صورتيكه در ضمن خرماى بد و پوسيده صورت گيرد آن ثواب و پاداش از ميان برود، چنانكه روح ايمان هنگام زنا از مؤ من برود، مرحوم مجلسى در اين باره دو وجه ديگر هم نقل مى كند، ولى همه را خالى از تكليف نميداند.
 
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ دَاوُدَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص إِذَا زَنَى الرَّجُلُ فَارَقَهُ رُوحُ الْإِيمَانِ قَالَ فَقَالَ هُوَ مِثْلُ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ ثُمَّ قَالَ غَيْرُ هَذَا أَبْيَنُ مِنْهُ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ هُوَ الَّذِى فَارَقَهُ
اصول كافى ج : 3 ص : 387 رواية :17
 
داود گويد: از امام صادق (ع ) درباره قول رسولخدا (ص ): (چون مرد زنا كند روح ايمان از او جدا شود) پرسيدم ، فرمود آن مانند قول خداى عزوجل است : (در آنچه انفاق ميكنيد قصد بد و پست آنرا نكنيد 268 سوره 2) سپس ‍ فرمود: آيه ديگر روشن تر از اينست و آن قول خداى عزوجل است : (و آنها رابروحى از خود تقويت فرمود) اين روحست كه از او جدا شود.
شرح :

از ابن عباس روايت شده كه چون مردم خرماهاى پوسيده و بد را بعنوان صدقه و زكاة ميدادند، در اين آيه شريفه (سوره بقره ) از آن كار نهى شدند، يعنى خدايتعالى فرمود: هنگام انفاق قصد حرماى بدو پست نكنيد، بلكه تصميم بگيريد كه خرماى خوب را انفاق كنيد و طبق تصميم خود عمل كنيد و اما وجه تشبيه اين مطلب به زنا و رفتن روح ايمان گويا اينستكه انفاق در راه خدا عملى است مستحسن ونيكو و داراى ثواب و پاداشى از جانب خدايتعالى ، ولى در صورتيكه در ضمن خرماى بد و پوسيده صورت گيرد آن ثواب و پاداش از ميان برود، چنانكه روح ايمان هنگام زنا از مؤ من برود، مرحوم مجلسى در اين باره دو وجه ديگر هم نقل مى كند، ولى همه را خالى از تكليف نميداند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:389.txt">اصول كافى جلد 1 صفحه: 115 رواية: 1 </a><a class="text" href="w:text:390.txt">اصول كافى جلد 1 صفحه: 116 رواية: 2</a><a class="text" href="w:text:391.txt">اصول كافى جلد 1 ص :116 رواية 3 </a></body></html>يُونُسُ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ الْكَبَائِرَ فَمَا سِوَاهَا قَالَ قُلْتُ دَخَلَتِ الْكَبَائِرُ فِى الِاسْتِثْنَاءِ قَالَ نَعَمْ
اصول كافى ج : 3 ص : 388 رواية :18
 
سليمان بن خالد گويد: امام صادق (ع ) فرمود: (همانا خدا نيامرزد كه باو شرك آورند ولى كمتر از شرك را براى هر كه خواه بيامرزد 48 سوره 4) يعنى گناهان كبيره هم قابل آمرزشند، نهايت اينكه بدون شرط و قيدنيست كه بندگان در ارتكاب كبائر جرى و بى باك شوند، بلكه بمشيت خدا مقيد است ، از اين رو گفته اند: با وجود آنكه اين آيه شريفه از تمام آيات قرآنى بندگانرا بيشتر اميدوار ميكند، زيرا اين روگفته اند: با وجود آنكه اين آيه شريفه از تمام آيات قرآنى بندگانرا بيشتر اميدوار ميكند، زيرا غير از شرك هر گناهى را قابل آمرزش ميداند، جانب خوف را هم ملاحظه كرده و شرط آمرزش را مشيت خدا قرار داده است ، پس صفت خوف و رجا را با هم بميزانن لازم مراعات كرده است .
 
يُونُسُ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع الْكَبَائِرُ فِيهَا اسْتِثْنَاءُ أَنْ يَغْفِرَ لِمَنْ يَشَاءُ قَالَ نَعَمْ
اصول كافى ج : 3 ص : 388 رواية :19
 
اسحاق بن عمار گويد: به امام صادق (ع ) عرض كردم : در گناهان كبيره هم استثنا ميباشد كه خدا براى هر كه خواهد بيامرزد؟ فرمود: آرى (هر گناه كبيره اى از هر كس آمرزيده نشود).
 
يُونُسُ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِى بَصِيرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً قَالَ مَعْرِفَةُ الْإِمَامِ وَ اجْتِنَابُ الْكَبَائِرِ الَّتِى أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَيْهَا النَّارَ
اصول كافى ج : 3 ص : 388 رواية :20
 
امام صادق (ع ) راجع به (آيه شريفه 269 سوره 2) (بهر كه حكمت داده شد خير بسيار داده شد) فرمود: مقصود (از حكمت ) معرفت امام و دورى از گناهان كبيره ايستكه خدا براى آنها دوزخ را واجب فرموده است .
 
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع الْكَبَائِرُ تُخْرِجُ مِنَ الْإِيمَانِ فَقَالَ نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْكَبَائِرِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَا يَزْنِى الزَّانِى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ وَ لَا يَسْرِقُ السَّارِقُ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ
اصول كافى ج : 3 ص : 388 رواية :21
 
محمد بن حكيم گويد: بحضرت ابوالحسن عليه السلام عرض كردم : گناهان كبيره شخص را از ميان خارج ميكند؟ فرمود: آرى پائين تر از گناهان كبيره هم . رسول خدا (ص ) فرموده است : زناكار زنا نكند و مؤ من باشد، و سارق سرقت نكند و مؤ من باشد (در حال زنا و سرقت ايمان از او كناره گيرد)
 
ابْنُ أَبِى عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الزَّيَّاتِ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ دَخَلَ ابْنُ قَيْسٍ الْمَاصِرِ وَ عَمْرُو بْنُ ذَرٍّ وَ أَظُنُّ مَعَهُمَا أَبُو حَنِيفَةَ عَلَى أَبِى جَعْفَرٍ ع فَتَكَلَّمَ ابْنُ قَيْسٍ الْمَاصِرِ فَقَالَ إِنَّا لَا نُخْرِجُ أَهْلَ دَعْوَتِنَا وَ أَهْلَ مِلَّتِنَا مِنَ الْإِيمَانِ فِى الْمَعَاصِى وَ الذُّنُوبِ قَالَ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَا ابْنَ قَيْسٍ أَمَّا رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَدْ قَالَ لَا يَزْنِى الزَّانِى و