 نشست اين آيه را خواند: (كسانيكه از گناهان كبيره و زشتكاريها دورى گزينند 32 سوره 53) سپس از سخن باز ايستاد. امام صادق (ع ) باو فرمود: چرا سكوت كردى ؟ گفت : دوست دارم گناهان كبيره را از كتاب خداى عزوجل بدانم . فرمود: آرى ، اى عمرو.
(1) بزرگترين گناهان كبيره شرك بخداست كه خدا ميفرمايد: (كسيكه شرك بخدا آورد، خدا بهشت را بر او حرام كرده است ، 72 سوره 5)
(2) و بعد از آن نوميدى از رحمت خداست ، زيرا خداى عزوجل ميفرمايد: (كسى جز مردم كافر از رحمت خدا نوميد نشود 78 سوره 12).
(3) و پس از آن ايمنى از مكر (عذاب و مهلت ) خداست ، زيرا خداى عزوجل ميفرمايد:(كسى از مكر خداى ايمن نشود مگر مردم زيانكار 99 سوره 7)
(4) و از گناهان كبيره است . عقوق والدين ، زيرا خداى سبحان عاق والدين را زورگوى با شقاوت مقرر فرموده (در آيه 32 سوره 19).
(5) قتل نفس كه خدا آنرا محترم دانسته مگر بحق (در مورد قصاص ) زيرا خداى عزوجل ميفرمايد (كيفر او دوزخست و در آن جاودانه باشد.... تا آخر آيه 93 سوره 4).
(6) متهم ساختن زن پاكدامن بزنا، زير خداى عزوجل ميفرمايد: (آنها در دنيا و آخرت لعنت شده و عذاب بزرگى دارند 23 سوره 24).
(7) خوردن مال يتيم ، زيرا خداى عزوجل (درباره كيفر آنها) ميفرمايد: (آنها در شكمهاى خويش آتشى فرو ميبرند و بآتشى افروخته درون ميشوند 10 سوره 4).
(8) فرار از جهاد، زيرا خداى عزوجل ميفرمايد: (و هر كه در آن روز از آنها پشت كند جز كسيكه براى جنگيدن منحرف شود يا سوى گروهى ديگر جاى گيرد، بغضب خدا برگشته و جايش جهنم است كه سر انجامى است بد، 16 سوره 8)
(9) رباخوارى زيرا خداى عزوجل ميفرمايد: (كسانيكه ربا ميخورند مانند كسيكه شيطان بجنون آشفته اش ميكند برخيزند (يعنى مانند ديوانگان و مستان از گور برخيزند) 277 سوره 2).
1- مُحَمّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ عَبْدِ اللّهِ بْنِ الْحَسَنِ الْعَلَوِيّ وَ عَلِيّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الْمُخْتَارِ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ الْمُخْتَارِ الْهَمْدَانِيّ جَمِيعاً عَنِ الْفَتْحِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ أَدْنَى الْمَعْرِفَةِ فَقَالَ الْإِقْرَارُ بِأَنّهُ لَا إِلَهَ غَيْرُهُ وَ لَا شِبْهَ لَهُ وَ لَا نَظِيرَ وَ أَنّهُ قَدِيمٌ مُثْبَتٌ مَوْجُودٌ غَيْرُ فَقِيدٍ وَ أَنّهُ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 115 رواية: 1 
 
1- فتح بن يزيد گويد: از حضرت ابوالحسن عليه‏السلام راجع بكمترين حد خداشناسى پرسيدم: فرمود: اقرار داشتن باينكه جز او خدائى نيست و مانندى (در صفات) و نظيرى (در الوهيت) ندارد و او قديم است و پا برجا، موجود است و گم نشدنى و اينكه چيزى مانندش نيست.
 
(10) سحر (جادو و چشم بندى ) زيرا خداى عزوجل ميفرمايد: (محققا دانستند كه هر كس خريدار جادو شود، از آنحضرت بهره اى نخواهد داشت ، 102 سوره 2).
(11) زناكارى ، زيرا خداى عزوجل ميفرمايد: (هر كه چنين كند كيفر گناه خود بيند و در قيامت عذابش دو برابر شود و با خوارى در آنجا جاودان باشد، 69 سوره 25).
(12) سوگند دروغ براى تبهكارى (چون خوردن مال مردم ) زيرا خداى عزوجل ميفرمايد: (كسانيكه پيمان با خدا و سوگندهاى خود را ببهائى اندك ميفروشند، در آخرت بهره اى ندارند، 27 سوره 3).
(13) خيانت در غنيمت جنگى ، زيرا خداى عزوجل ميفرمايد: (و هر كه در غنيمت خيانت كند روز قيامت با آنچه خيانت كرده بيايد 161 سوره 3)
(14) باز داشتن زكاة واجب ، زيرا خداى عزوجل ميفرمايد: (با آنها (مال زكاة بازداشت شده ) پيشانى و پشت و پهلوى آنها را داغ كنند 36 سوره 9)
(15) شهادت دروغ و نهان كردن شهادت ، زيرا خداى عزوجل فرمايد: (هر كه شهادت را نهان كند، دلش گنهكار است 283 سوره 2) (نهان كردن شهادت عمل دلست و حرمت شهادت دروغ از اولويت استفاده ميشود).
(16) شرابخوارى ، زيرا خداى عزوجل از آن نهى فرموده ، مثل آنكه از پرستش بتها نهى فرموده است (در آيه شريفه انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلام رجس ... هر دو را بيك پليد و شيطانى معرفى كرده است ).
(17) نماز يا واجب ديگر خداى را عمدا ترك كردن . زيرا رسولخدا (ص ) فرمود: كسيكه نماز را عمدا ترك كند. از پيمان و تعهد خدا و رسولش بيزارى جسته است (21).
(18) و (19) پيمان شكنى و قطع رحم ، زيرا خداى عزوجل فرمايد: (كسانيكه پيمان خدا را پس از استوار كردنش ‍ ميشكنند آنچه را خدا بوصلش فرمان داده قطع ميكنند....) ايشانند كه لعنت دارند و خانه بد (در آخرت ) 25 سوره 13).
رواى گويد: عمرو از خدمت امام عليه السلام بيرون رفت ، در حاليكه شيون گريه اش بلند بود و ميگفت : هلاك شد كسيكه براى خود فتوى داد و در علم و فضل با شما مبارزه كرد.
شرح :

در تعريف گناهان كبيره علماء اختلاف دارند، مرحوم مجلسى از قول شيخ بهائى اين اقوالرا ذكر ميكند:
1 هر گناهى كه خدا در قران بعقاب تهديد كرده است .
2 هر گناهى كه شارع برايش حدى معين كرده (مانند كشتن يا رجم يا تازيانه ) و در قرآن بر آن تهديد نموده است .
3 هر گناهى كه دلالت بر بى اعتنائى بدين داشته باشد.
4 هر گناهى كه حرمتش بدليل ثابت شده باشد.
5 هر گناهى كه در كتاب يا سنت بشدت مورد تهديد قرار گرفته باشد.
6 ابن سعود گويد: گناهان از اول سوره نساء تا آيه شريفه : ان تجتنبوا اكبائر ما تنهون عنه كبيره است .
7 هر گناهى كبيره است ، زيرا همگى مخالفت خداست و خردى و بزرگى آنها نسبت ببالا و پائين است : مثلا بوسيدن زن نامحرم نسبت بزنا صغيره و نسبت به نظر كردن باو كبيره است .
مرحوم مجلسى گويد: گويا نظر كسيكه همه گناهان را كبيره دانسته اينستكه گناه را نبايد كوچك و ناچيز دانست چنانچه در اخبار وارد شده است ، زيرا نافرمانى شخص بزرگست و مخالفت پروردگار جليل ، سنگين ، ولى اين موضوع منافات ندارد كه برخى از گناهان نسبت بخود بزرگتر ازبرخى ديگر باشد و بصغائر و كبائر تقسيم شود، كه اگر از كبائر كناره گيرى شود، صغائر آنها آمرزيده شود و ارتكاب كبيره و اصرار بر صغيره منافى عدالت باشد.
و اما راجع بشماره گناهان كبيره ، برخى آنها را هفت گناه دانسته اند: 1 شرك بخدا. 2 آدم كشى . 3 تهمت زنا دادن بزن پاكدامن . 4 خوردن مال يتيم . 5 زنا. 6 فرار از جنگ 7 عقوق والدين .
و برخى 13 گناه ديگر باين هفت گناه اضافه كرده اند بدين ترتيب : 8 لواط 9 جادوگرى . 10 رباخوارى . 11 عيبت . 12 سوگند دروغ 13 شهادت ناحق . 14 ميخوارى . 15 بى احترامى بخانه كعبه . 16 دزدى . 17 پيمان شكنى . 18 تعرب بعد از هجرت . 19 نوميدى از رحمت خدا.20 ايمنى از مكر خدا،
بعضى ديگر 14 گناه ديگر بر اينها افزوده اند: 21 25 خوردن مردار و خون و گوشت خوك و قربانى براى غير خدا بودن ضرورت و خوردن سحت (هر حرامى مانند رشوه ). 26 قمار بازى . 27 كم فروشى . 28 كمك بظالم . 29 حبس ‍ حقوق بدون دست تنگى (مانند كسيكه بدهيش رابا آنكه دارد نميدهد). 30 اسراف (زياده خرج كردن ). 31 تبذير (بيهوده خرج كردن ) 32 خيانت . 33 اشتغال بكارهاى لهو. 34 اصرار بر گناهان (صغيره ).
مرحوم مجلسى گويد: هيچيك اى اين اقوال نسبت به تعريف و شماره گناهان كبيره ، دليلى كه دل به آن اطمينان پيدا كند ندارد و شايد در نهان داشتن آن مصلحتى باشد چنانچه در نهان 