 مَعَ خَوْفٍ قَلِيلٍ وَ أَمَلٍ بَعِيدٍ وَ غَفْلَةٍ فِى لَهْوٍ وَ لَعِبٍ فَقَالَ كَيْفَ كَانَ حُبُّكُمْ لِلدُّنْيَا قَالَ كَحُبِّ الصَّبِيِّ لِأُمِّهِ إِذَا أَقْبَلَتْ عَلَيْنَا فَرِحْنَا وَ سُرِرْنَا وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنَّا بَكَيْنَا وَ حَزِنَّا قَالَ كَيْفَ كَانَتْ عِبَادَتُكُمْ لِلطَّاغُوتِ قَالَ الطَّاعَةُ لِأَهْلِ الْمَعَاصِى قَالَ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِكُمْ قَالَ بِتْنَا لَيْلَةً فِى عَافِيَةٍ وَ أَصْبَحْنَا فِى الْهَاوِيَةِ فَقَالَ وَ مَا الْهَاوِيَةُ فَقَالَ سِجِّينٌ قَالَ وَ مَا سِجِّينٌ قَالَ جِبَالٌ مِنْ جَمْرٍ تُوقَدُ عَلَيْنَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ قَالَ فَمَا قُلْتُمْ وَ مَا قِيلَ لَكُمْ قَالَ قُلْنَا رُدَّنَا إِلَى الدُّنْيَا فَنَزْهَدَ فِيهَا قِيلَ لَنَا كَذَبْتُمْ قَالَ وَيْحَكَ كَيْفَ لَمْ يُكَلِّمْنِى غَيْرُكَ مِنْ بَيْنِهِمْ قَالَ يَا رُوحَ اللَّهِ إِنَّهُمْ مُلْجَمُونَ بِلِجَامٍ مِنْ نَارٍ بِأَيْدِى مَلَائِكَةٍ غِلَاظٍ شِدَادٍ وَ إِنِّى كُنْتُ فِيهِمْ وَ لَمْ أَكُنْ مِنْهُمْ فَلَمَّا نَزَلَ الْعَذَابُ عَمَّنِى مَعَهُمْ فَأَنَا مُعَلَّقٌ بِشَعْرَةٍ عَلَى شَفِيرِ جَهَنَّمَ لَا أَدْرِى أُكَبْكَبُ فِيهَا أَمْ أَنْجُو مِنْهَا فَالْتَفَتَ عِيسَى ع إِلَى الْحَوَارِيِّينَ فَقَالَ يَا أَوْلِيَاءَ اللَّهِ أَكْلُ الْخُبْزِ الْيَابِسِ بِالْمِلْحِ الْجَرِيشِ وَ النَّوْمُ عَلَى الْمَزَابِلِ خَيْرٌ كَثِيرٌ مَعَ عَافِيَةِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه :5 رواية :11 
امام صادق (ع ) فرمود: عيسى بن مريم بقريه گذشت كه اهل آن و پرنده ها و جاندارانش يكجا مرده بودن ، فرمود: همانا اينها بخشم و عذاب (خدا) هلاك شده اند، و اگر بمرگ خود بتدريج مرده بودند هر آينه يكديگر را بخاك سپرده بودند، حواريون عرض كردند: يا روح الله از خدا بخواه اينان را براى ما زنده كند تا بما بگويند كردارشان چه بوده (كه باين عذاب گرفتار شده اند) تا ما از آن دورى كنيم ، عيسى (ع ) از پروردگار خود خواست ، پس از جانب فضا بدو ندا شد: كه آنان را صدا بزن ، پس عيسى عليه السلام شب هنگام بر تپه از زمين بر آمد، و فرمود: اى مردم اين ده ، يك تن از ميان آنها پاسخ داد، بلى اى روح خدا و كلمه اش ، فرمود: واى بر شما كردار شما چه بود؟ در پاسخ عرض كرد: پرستش طاغوت ، و دوستى دنيابهمراه ترس اندك (از خدا) و آرزوى دور و دراز، و غفلت در سرگرمى و بازى ، عيسى عليه السلام فرمود: دوستى شما بدنيا چگونه بود؟ عرض كرد: مانند دوستى كودك بمادرش ، هرگاه بما رو ميآورد شاد و خرسند ميشديم ؟ و چون از ما روميگرداند گريان و غمناك ميشديم فرمود: پرستش شما از طاغوت چگونه بود؟ عرض كرد: گنهكاران را فرمانبرى داشتيم ، فرمود: سر انجام كار شما بكجا كشيد؟ عرض كرد: شبى را بخوشى بسر برديم و بامدادان در هاويه افتاديم ، فرمود هاويه چيست ؟ عرض كرد: سجين است ، فرمود: سجين چيست ؟ عرض كرد: كوههائى از آتش گداخته است كه تا در روز قيامت بر ما فروزان است ، فرمود: چه گفتيد و بشما چه گفتند:؟ عرض كرد: گفتيم ما را بدنيا بر گردانيد تا در آن زهد ورزيم ، بما گفته شد: دروغ ميگوئيد: فرمود: واى بر تو چه شد كه جز تو ديگرى از اين جماعت با من سخن نگفت ؟ عرض كرد: يا روح الله همه آنها بدهنه ولگام آتشين مهار شده اند، و بدست فرشتگان سخت و تند گرفتارند، و من در ميان آنها بسر ميبردم ولى از آنها نبودم ، تا آن هنگام كه عذاب خدا آمد مراهم با ايشان در برگرفت ، پس من به تار موئى بر لبه دوزخ آويزان و نميدانم كه آيا در آن برو درافتم و يا از آن رهائى يابم ، پس عيسى (ع ) بسوى حواريون رو كرده فرمود: اى دوستان خدا خوردن نانى خشك با نمكى زبر و خوابيدن بر مزبله ها خير بسياريسد در صورتى كه در دنيا و آخرت در عافيت باشد.
12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ بَاباً مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ مِنَ الْحِرْصِ مِثْلَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه :7 رواية :12 
 
امام صادق (ع ) فرمود: خداوند درى از دنيا بر بنده نگشايد جز اينكه بمانند آن درى از حرص بر او بگشايد.
شرح :
مقصود اين است كه هر مقدار مال زياد گردد بهمان مقدار حرص زياد شود چنانچه تجربه شده است .
13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ص ‍ تَعْمَلُونَ لِلدُّنْيَا وَ أَنْتُمْ تُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ عَمَلٍ وَ لَا تَعْمَلُونَ لِلْآخِرَةِ وَ أَنْتُمْ لَا تُرْزَقُونَ فِيهَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَيْلَكُمْ عُلَمَاءَ سَوْءٍ الْأَجْرَ تَأْخُذُونَ وَ الْعَمَلَ تُضَيِّعُونَ يُوشِكُ رَبُّ الْعَمَلِ أَنْ يُقْبَلَ عَمَلُهُ وَ يُوشِكُ أَنْ يُخْرَجُوا مِنْ ضِيقِ الدُّنْيَا إِلَى ظُلْمَةِ الْقَبْرِ كَيْفَ يَكُونُ مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ مَنْ هُوَ فِى مَسِيرِهِ إِلَى آخِرَتِهِ وَ هُوَ مُقْبِلٌ عَلَى دُنْيَاهُ وَ مَا يَضُرُّهُ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِمَّا يَنْفَعُهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه :7 رواية :13 
 
از امام صادق (ع ) حديث شده كه حضرت عيسى (ع ) فرمود: اى مردم شما، براى دنيا كار ميكنيد در صورتيكه بدون كارى روزى بشما داده شود، و براى آخرت كار نميكنيد در حاليكه در آخرت جز در برابر كردار بشما روزى داده نشود، واى بر شما علماى بدكردار، مزد را بگيريد و كا را ضايع سازيد، نزديك است كه صاحب كار، كارش را بپذيرد و نزديك است كاركنان از تنگناى دنيا بتاريكى گور روند، چگونه دانشمند است كسى كه در راه آخرت است و رو بدنيا دارد، و آنچه باو زيان رساند محبوبتر است نزدش از آنچه باو سود رساند.
شرح :
آنچه ترجمه شد بنابراين است كه مراد از ((ب )) در جمله ((رب العمل )) خداى متعال باشد و لفظ ((يقبل )) بياء موحدة و بصورت معلوم خوانده شود و از قبول گرفته شده باشد. ولى ممكن است ((يقبل )) بصورت مجهول خوانده شود و مقصود از ((رب العمل )) نيز عابدى باشد كه از عالم و دانشمند پيروى و تقليد مى كند، و آنچه از دانشمند مى شنود بآن عمل كند و خود عالم عمل نكند، كه حضرت بخواهد توبيخ كند دانشمندانى را كه بگفتار خود عمل نكنند، و اين كلامى است كه فيض عليه الرحمة در معناى حديث فرموده است ، و محتمل است ((يقيل )) بياء مثناة و از اقاله باشد، و بنابراين ترجمه چين است : ((نزديك است صاحب كار كارش را پس بگيرد...)) و اين احتمال را مجلسى عليه الرحمة از بعضى نقل فرموده است .
14- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو فِيمَا أَعْلَمُ عَنْ أَبِى عَلِيٍّ الْحَذَّاءِ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ ال