 كى بوده را به كسى گويند كه زمانى نبوده آنجا درست است از كى بوده، ولى خدا موجود است بدون بودن پديد آمده‏ئى، بوده است بدون هيچ كيفيتى آرى اى يهودى باز هم آرى اى يهودى چگونه براى او قبلى باشد؟ در صورتى كه او پيش از پيش است، بدون پايان، و پايانش نهايت ندارد، پايان به او نرسد، پايانها نزد او منقطع شوند، اوست پايان هر پايان، يهودى گفت: گواهى دهم كه دين تو حق است و آنچه مخالف آن است باطل (به حديث 4- رجوع شود).
 3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِى عَيَّاشٍ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ‍ إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلَى كُلِّ فَحَّاشٍ بَذِى ءٍ قَلِيلِ الْحَيَاءِ لَا يُبَالِى مَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ لَهُ فَإِنَّكَ إِنْ فَتَّشْتَهُ لَمْ تَجِدْهُ إِلَّا لِغَيَّةٍ أَوْ شِرْكِ شَيْطَانٍ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ فِى النَّاسِ شِرْكُ شَيْطَانٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَ مَا تَقْرَأُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ ش ارِكْهُمْ فِى الْأَمْو الِ وَ الْأَوْل ادِ قَالَ وَ سَأَلَ رَجُلٌ فَقِيهاً هَلْ فِى النَّاسِ مَنْ لَا يُبَالِى مَا قِيلَ لَهُ قَالَ مَنْ تَعَرَّضَ لِلنَّاسِ يَشْتِمُهُمْ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُمْ لَا يَتْرُكُونَهُ فَذَلِكَ الَّذِى لَا يُبَالِى مَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ فِيهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه :14 رواية :3 
از اميرالمؤ منين عليه السلام روايت شده كه رسولخداست صلوات الله عليه و آله و صلم فرمود: خدا حرام كرده است بهشت راست بر هر فحاشى بى آبرو و كم شرمى كه باكى از آنچه گويد و آنچه باو گفته شود ندارد، زيرا اگر بازرسى از حالش كنى يا زنا است يا از شركت شيطان ، بوى عرض شد: اى رسولخداست در ميان مردمان شركت شيطان هم هست ؟ فرمود: آيا گفتار خداى عزوجل را نخوانده كه (بشيطان فرمايد:) ((و شركت كن با ايشان در مالها و فرزندان )) (سوره اسراء آيه 64).
رواى گويد: مردى از فقيهى پرسيد: آيا در ميان مردم كسى هست كه باكى از آنچه باو گفته شود ندارد؟ آنكسكه متعرض ‍ مردم شود و به آنان دشنام گويد در صورتيكه ميداند كه آنها رهايش نكنند اينست آنكسيكه باكى از آنچه گويد و آنچه درباره اش گفته شود ندارد.
شرح :
مجلسى (ره ) از شيخ بهائى قدس سره نقل كند كه : (در آنجا كه حضرت فرمود: خدا بهشت را حرام كرده ...) گويد: شايد مقصود اينست كه مدتى طويل حرام است بر آنان نه هميشگى ، يا مقصود از بهشت بهشت مخصوصى است كه براى غير فحاش آماده است ، و گرنه ظاهر حديث مشكل است ، زيراست سرانجام گنهكاران اين ملت بهشت است ، و گر چه زمانى دراز در آتش بمانند.
و مفسرين در تفسير گفتار خدايتعالى : ((و شركت كن ....)) گفته اند: شركت شيطان در اموال وادار كردن مردم است بتحصيل آن و گرد آوردنش از حرام ، و صرف كردن آن در آنچه جايز نيست ، و در خرج كردن آنان راست از حد ميانه روى بيرون برد كه يا اسراف و تبذير كنند، و يا بخل ورزند و سخت گيرى كنند. و اما شركت در اولاد بچند وجه است : 1 تشويق آنان بوسائل حرام چون زنا و مانند آن . 2 وادار كردن آنان باينكه اولاد و فرزندانشان راست بنامهائى مانند عبدالعزى و عبداللات يعنى بنده عزى ولات كه نام دو بت بوده - نام نهند. 3 فرزندان را گمراه كند باينكه آنها را بكيشهاى باطل و كارهاى زشت بكشاند، اين بود آنچه مفسرين گفته اند، ولى از بعضى احاديث استفاده شود كه مقصود شركت او است در نطفه آنها، و در آن حديث براى شناختن او هم نشانه قرار داده است ، و حديث راست شيخ (ره ) در تهذيب در باب آداب تزويج روايت كرده هر كه خواهد بدانجا مراجعه كند.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ يَرْفَعُهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ الْفَاحِشَ الْمُتَفَحِّشَ
اصول كافى جلد 4 صفحه :15 رواية :4 
 
از امام باقر (ع ) روايت شده كه فرمود: خدا دشمن دارد دشنام گوى دشنام جورا.
 
5- أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ نَضْرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ نُعْمَانَ الْجُعْفِيِّ قَالَ كَانَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع صَدِيقٌ لَا يَكَادُ يُفَارِقُهُ إِذَا ذَهَبَ مَكَاناً فَبَيْنَمَا هُوَ يَمْشِى مَعَهُ فِى الْحَذَّاءِينَ وَ مَعَهُ غُلَامٌ لَهُ سِنْدِيٌّ يَمْشِى خَلْفَهُمَا إِذَا الْتَفَتَ الرَّجُلُ يُرِيدُ غُلَامَهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَلَمْ يَرَهُ فَلَمَّا نَظَرَ فِى الرَّابِعَةِ قَالَ يَا ابْنَ الْفَاعِلَةِ أَيْنَ كُنْتَ قَالَ فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَدَهُ فَصَكَّ بِهَا جَبْهَةَ نَفْسِهِ ثُمَّ قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ تَقْذِفُ أُمَّهُ قَدْ كُنْتُ أَرَى أَنَّ لَكَ وَرَعاً فَإِذَا لَيْسَ لَكَ وَرَعٌ فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ أُمَّهُ سِنْدِيَّةٌ مُشْرِكَةٌ فَقَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ لِكُلِّ أُمَّةٍ نِكَاحاً تَنَحَّ عَنِّى قَالَ فَمَا رَأَيْتُهُ يَمْشِى مَعَهُ حَتَّى فَرَّقَ الْمَوْتُ بَيْنَهُمَا
وَ فِى رِوَايَةٍ أُخْرَى إِنَّ لِكُلِّ أُمَّةٍ نِكَاحاً يَحْتَجِزُونَ بِهِ مِنَ الزِّنَا
اصول كافى جلد 4 صفحه :15 رواية :5 
 
عمرو بن نعمان جعفى گويد: امام صادق عليه السلام دوستى داشت كه آن حضرت را بهرجا كه مى رفت رها نميكرد و از او جداست نمى شد، روزى در بازار كفشها همراه حضرت مى رفت ، و دنبالشان غلام او كه از اهل سند بود مى آمد، ناگاه آن مرد به پشت سرخود متوجه شده و غلام راست خواست و او را نديد و تا سه مرتبه بدنبال برگشت و او راست نديد، با چهار كه او را ديد گفت : اى زنازاده كجا بودى ؟ امام صادق عليه السلام دست خود را بلند كرده و به پيشانى خود زد و فرمود: سبحان الله مادرش راست بزنا متهم كنى ؟ من خيال مى كردم تو خوددار و پارسائى ، اكنون مى بينم كه ورع و پارسائى ندارى ؟ عرض كرد: قربانت گردم مادرش زنى است از اهل سند و مشرك است ؟ فرمود: مگر ندانسته اى كه هر ملتى براى خود ازدواجى دارند، از من دور شو عمر و بن نعمان (راوى حديث ) گويد: ديگر او را نديدم كه با آنحضرت راه برود تا آنگاه كه مرگ ميان آنها جدائى انداخت .
و در روايت ديگرى است كه فرمود: (آيا ندانسته اى كه ) براى هر امتى ازدواجى است كه بوسيله آن از زنا جلوگيرى كنند.
 
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ الْفُحْشَ لَوْ كَانَ مِثَالًا لَكَانَ مِثَالَ سَوْءٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه :16 رواية :6 
 
و از امام صادق عليه السلام حديث شده كه رسولخدا (ص ) فرمود: دشنام اگر بصورتى در آيد صورت بدى است .
 
 

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْي