تار آتش شود.
و روى اين بيان نظر امام عليه السلام نيز در پاسخ از پرسش راوى و استعباد او از اينكه چگونه فرزند بستم پدر عقوبت شود روشن گردد، زيرا ستم اثرى طبيعى دارد كه آن اثر در دنيا نيز بستمكار برسد و اگر بخود او نرسيد بفرزندانش ‍ برسد، مانند آتش كه هر جا افتد اثرش سوزاندن است ، و همين بيان براى جلوگيرى از ستم ستمگران كافى است زيرا آنكس كه گرفتارى ستمكار يا فرزندان او را ديد و يا اين گفتار را از گوينده راستگوئى چون امام عليه السلام شنيد و باور داشت ، و دانست كه ستمكارى خواه و ناخواه در نظام آفرينش اثر دارد و ستمكار بجزاى كردار زشتش دچار گردد، ستم بكسى روا ندارد، و باعث جلوگيرى ظلم و تعدى گردد، و اين منافاتى با عدل الهى ندارد زيرا اثر طبيعى و واكنش عمل انسان است .
14- عَنْهُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَوْحَى إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ فِى مَمْلَكَةِ جَبَّارٍ مِنَ الْجَبَّارِينَ أَنِ ائْتِ هَذَا الْجَبَّارَ فَقُلْ لَهُ إِنَّنِى لَمْ أَسْتَعْمِلْكَ عَلَى سَفْكِ الدِّمَاءِ وَ اتِّخَاذِ الْأَمْوَالِ وَ إِنَّمَا اسْتَعْمَلْتُكَ لِتَكُفَّ عَنِّى أَصْوَاتَ الْمَظْلُومِينَ فَإِنِّى لَمْ أَدَعْ ظُلَامَتَهُمْ وَ إِنْ كَانُوا كُفَّاراً
اصول كافى جلد 4 صفحه :27 رواية :14 
 
امام صادق عليه السلام فرمود: كه خداى عزوجل به پيامبرى از پيمبرانش كه در كشور يكى از سركشان و جباران بود وحى فرستاد كه نزد اين مرد جبار برو و باو بگو: كه من ترا نگماردم براى ريختن خونها و گرفتن اموال ، همانا تو را گماردم تا ناله هاى ستم رسيدگان را از من باز دارى ، زيرا من از ستمى كه بايشان شده نگذرم اگر چه كافر باشند.
 
15- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ مَنْ أَكَلَ مَالَ أَخِيهِ ظُلْماً وَ لَمْ يَرُدَّهُ إِلَيْهِ أَكَلَ جَذْوَةً مِنَ النَّارِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ
اصول كافى جلد 4 صفحه :28 رواية :15 
 
ابو بصير گويد: شنيدم از امام صادق عليه السلام كه مى فرمود: هر كه مال برادر (دينى ) خود را بخورد، و (خودش يا عوضش را) باو برنگرداند، در روز قيامت پاره از آتش خورد.
 
16- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْعَامِلُ بِالظُّلْمِ وَ الْمُعِينُ لَهُ وَ الرَّاضِى بِهِ شُرَكَاءُ ثَلَاثَتُهُمْ
اصول كافى جلد 4 صفحه :28 رواية :16 
 
و نيز آنحضرت عليه السلام فرمود: ستمكار و كمك كار او و آنكه بستم او راضى باشد هر سه آنان در ستم شريكند.
شرح :
مجلسى (ره ) گويد: ظاهر حديث در ستم بديگران است ، و چه بسا شامل ظلم بنفس نيز بشود، و ظاهر از كمك كار آنكس است كه در ستم كمك به ستمكار كند، و چه بسا عموميت داشته باشد كه شامل هر كمك كار به ستمگر نيز بشود، و ظاهر از راضى بستم غير از آن كس است كه به او ستم شده ، و چه بسا شال او نيز گردد، و تاءييد كند آنچه را گفتيم گفتار خدايتعالى : ((و نگرويد بسوى آنان كه ستم كردند كه ميرسد شما را آتش )) (سوره هود آيه 113) در كشاف گويد: اين نهى شامل شود هم ميلى با آنان و بستگى به آنها و رفاقت و هم نشينى و ديدارشان و ناديده گرفتن كردارشان و رضايت اعمالشان و شبيه شدنشان و در آمد برفتارشان ، و با تعظيم و احترام بردن نامشان را (كه تمامى آنها را شامل گردد) و در كتاب من لايحضره الفقيه در خبر مناهى پيغمبر اكرم (ص ) و غير آن خبر است كه فرمود: هر كه سلطان ستمگرى را ستايش كند، يا از راه طمع باو برايش زبونى و فروتنى كند با او در دوزخ هم نشين است .
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:414.txt">متن/اصول كافى جلد 1 صفحه: 123 رواية: 2 </a><a class="text" href="w:text:415.txt">ترجمه/اصول كافى جلد 1 صفحه: 123 رواية: 2 </a></body></html>17- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِنَّ الْعَبْدَ لَيَكُونُ مَظْلُوماً فَمَا يَزَالُ يَدْعُو حَتَّى يَكُونَ ظَالِماً
اصول كافى جلد 4 صفحه :28 رواية :17 
 
هشام بن سالم گويد: شنيدم كه امام صادق عليه السلام مى فرمود: همانا بنده مظلوم شود، پيوسته دعا كند تا ظالم گردد.
شرح :
- فيض عليه الرحمة گويد: يعنى آنقدر نفرين بر ظالم كند كه بر ظلم او بچربد، پس ظالم مظلوم ، و مظلوم ظالم گردد. و مجلسى عليه الرحمة گويد: چند احتمال دارد: اول : در نفرين بر ظالم افراط كند و از حر بگذارند تا بآنجا كه خود ظالم گردد، مانند اينكه ظالم ستم اندكى باو كرده چون دشنام يا بردن چند درهم معدود، و مظلوم در مقابل باو نفرين بمرگ و نابودى و كورى و زمينگيرى و امثال آنها كند، دوم : اينكه مقصود اين باشد كه بدشمن مؤ من نفرين كند كه گرفتار بلا گردد كه خدا آنرا نپسندد و برخود بلكه بر برادر مؤ من خود ظالم گردد، زيرا مقتضاى اخوت ايمانى اين بود كه بصلاح او دعا كند... سوم : اينكه اصرار در دعا كند تا آنكه دعايش مستجاب گردد، و بر دشمن مسلط گردد، و باو ستم كند كه در اين صورت كار بر عكس شود، در صورتيكه حال او يعنى مظلوم بودنش براى او بهتر بود. (و جمعا 6 وجه ذكر فرموده است كه سه وجه آن بدون مراعات ترتيب انتخاب شد).
18- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِى نَهْشَلٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ مَنْ عَذَرَ ظَالِماً بِظُلْمِهِ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ مَنْ يَظْلِمُهُ فَإِنْ دَعَا لَمْ يَسْتَجِبْ لَهُ وَ لَمْ يَأْجُرْهُ اللَّهُ عَلَى ظُلَامَتِهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه :29 رواية :18 
 
عبد الله بن سنان گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه براى ستم كارى در ستمى كه كرده است عذر بتراشد (و در صدد دفع سرزنش و ملامت مردمان نسبت به او بر آيد) خداوند بر او مسلط كند كسى را كه باو ستم كند، و اگر دعا كند (كه آن ستم را از او دور كند) مستجاب نكند، و در برابر ستمى كه باو شده پاداشى باو ندهد.
 
19- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ مَا انْتَصَرَ اللَّهُ مِنْ ظَالِمٍ إِلَّا بِظَالِمٍ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ وَ كَذ لِكَ نُوَلِّى بَعْضَ الظّ الِمِينَ بَعْضاً
اصول كافى جلد 4 صفحه :29 رواية :19 
 
ابو بصير گويد: كه امام باقر عليه السلام فرمود: خداوند از (هيچ ) ستمكارى انتقام نگيرد و مگر بوسيله ستمكار ديگرى ، و اينست گفتار خداى عزوجل ((و بدينسان بگماريم بعضى از ستمگران را