َجُلِ الْمُسْلِمِ أَنْ يَجْتَنِبَ مُوَاخَاةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ يَكْذِبُ حَتَّى يَجِى ءَ بِالصِّدْقِ فَلَا يُصَدَّقُ
اصول كافى جلد 4 صفحه :38 رواية :14 
 
امير المؤ منين عليه السلام فرمود: براى مرد مسلمان سزاوار و شايسته است كه از رفاقت دروغگو بپرهيزد، زيرا كه او دروغگويد تا بدانجا كه اگر راست هم بگويد باور نشود.
 
15- عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِنَّ مِمَّا أَعَانَ اللَّهُ بِهِ عَلَى الْكَذَّابِينَ النِّسْيَانَ
اصول كافى جلد 4 صفحه :38 رواية :15 
 
عبيد بن زرارة گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام ميفرمود: از چيزهائيكه خداوند بوسيله آن بدروغگوان كمك كرده است فراموشى است .
 
16- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِى يَحْيَى الْوَاسِطِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الْكَلَامُ ثَلَاثَةٌ صِدْقٌ وَ كَذِبٌ وَ إِصْلَاحٌ بَيْنَ النَّاسِ قَالَ قِيلَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا الْإِصْلَاحُ بَيْنَ النَّاسِ قَالَ تَسْمَعُ مِنَ الرَّجُلِ كَلَاماً يَبْلُغُهُ فَتَخْبُثُ نَفْسُهُ فَتَلْقَاهُ فَتَقُولُ سَمِعْتُ مِنْ فُلَانٍ قَالَ فِيكَ مِنَ الْخَيْرِ كَذَا وَ كَذَا خِلَافَ مَا سَمِعْتَ مِنْهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه :38 رواية :16 
 
از امام صادق عليه السلام حديث شده است كه فرمود: سخن بر سه گونه است : راست ، و دروغ ، و اصلاح ميان مردم ، (راوى ) گويد: به آن حضرت عرض شد: قربانت اصلاح ميان مردم چيست ؟ فرمود: از كسى سخنى درباره ديگرى مى شنوى كه اگر آن سخن به او برسد بد دل مى شود، پس تو او را ديدار كنى و باو بگوئى : از فلانى شنيدم كه درباره خوبى تو چنين و چنان ميگفت ، بر خلاف آنچه شنيده اى .
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4167.txt">متن/اصول كافى جلد 4 صفحه :38 رواية :17 </a><a class="text" href="w:text:4168.txt">ترجمه/اصول كافى جلد 4 صفحه :38 رواية :17 </a><a class="text" href="w:text:4169.txt">توضيح/اصول كافى جلد 4 صفحه :38 رواية :17 </a></body></html>17- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّا قَدْ رُوِّينَا عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع فِى قَوْلِ يُوسُفَ ع أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَس ارِقُونَ فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا سَرَقُوا وَ مَا كَذَبَ وَ قَالَ إِبْرَاهِيمُ ع بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ ه ذ ا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ ك انُوا يَنْطِقُونَ فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا فَعَلُوا وَ مَا كَذَبَ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا عِنْدَكُمْ فِيهَا يَا صَيْقَلُ قَالَ فَقُلْتُ مَا عِنْدَنَا فِيهَا إِلَّا التَّسْلِيمُ قَالَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ أَحَبَّ اثْنَيْنِ وَ أَبْغَضَ اثْنَيْنِ أَحَبَّ الْخَطَرَ فِيمَا بَيْنَ الصَّفَّيْنِ وَ أَحَبَّ الْكَذِبَ فِى الْإِصْلَاحِ وَ أَبْغَضَ الْخَطَرَ فِى الطُّرُقَاتِ وَ أَبْغَضَ الْكَذِبَ فِى غَيْرِ الْإِصْلَاحِ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ ع إِنَّمَا قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ ه ذ ا إِرَادَةَ الْإِصْلَاحِ وَ دَلَالَةً عَلَى أَنَّهُمْ لَا يَفْعَلُونَ وَ قَالَ يُوسُفُ ع إِرَادَةَ الْإِصْلَاحِ
اصول كافى جلد 4 صفحه :38 رواية :17 
حسن صيقل گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم : براى ما از امام باقر عليه السلام روايت شده كه درباره گفتار يوسف عليه السلام (كه فرمود): ((اى كاروان هر آينه شما دزد هستيد)) (سوره يوسف آيه 70) آنحضرت فرموده است : بخدا سوگند دزدى نكردند و يوسف هم دروغ نگفت ، و (هم چنين درباره آنچه ) ابراهيم فرمود: ((بلكه بزرگ آن بتان كرده است پس بپرسيد از ايشان اگر هستند سخن گويان )) (سوره انبياء آيه 63) آنحضرت عليه السلام فرموده است : بخدا سوگند آنان نكرده بودند و ابراهيم نيز دروغ نگفت ؟ حضرت صادق (ع ) (كه اينكلام را شنيد) فرمود: اى صيقل نزد شما در اينباره چيست ؟ گويد: عرض كردم : نزدما جز تسليم چيزى نيست ؟ گويد: پس آنحضرت فرمود: خداوند دو چيز را دوست دارد و دو چيز را دشمن دارد، دوست دارد خرامندگى (و با تبختر راه رفتن ) را در ميان دو صف (از لشكر اسلام و كفر) و دوست دارد، دروغ گفتن را در جاى اصلاح (بين دو نفر يا دو جمعيت از مسلمانان ) و دشمن دارد خرامندگى در راهها و كويها را، و (همچنين ) دشمن دارد دروغ گفتن را در غير مقام اصلاح ، بدرستى كه ابراهيم عليه السلام كه فرمود: ((بلكه بزرگ ايشان اين كار را كرده است )) بخاطر اصلاح (حال بت پرستان و نجات آنها از گمراهى ) بوده ، و راهنمائى (كردن آن جماعت ) باينكه آن بتان نمى توانند كارى انجام دهند و يوسف عليه السلام نيز بخاطر اصلاح (حال فاميل خود يا ديگران آن كلام را) فرمود.
توضيح :
در اينكه دروغ از محرمات است بحثى نيست و چنانچه شيخ انصارى رضوان الله عليه فرموده است : حرمت آن بضرورت عقول و اديان و ادله اربعه ثابت است ، لكن در دو جهت بحث شده : يكى اينكه آيا از كبائر است يا نه ، ديگر در ذكر جاهائى كه دروغ جايز است اما در جهت اول چون بحث در آن خارج از وضع ترجمه و توضيح اين روايت است خود دارى مى شود و براى توضيح بيشتر در اين باره خوانندگان محترم بمتاجر شيخ (ره ) مراجعه فرمايند، و اما در جهت دوم آنچه از اخبار (كه پاره از آنها نيز پس از اين بيايد) و كلمات فقهاء و دانشمندان استفاده مى شود آنست كه دروغ در سه يا چهار مورد جايز است ، اول : در مورد اضطرار و ناچارى مانند آنكه ضررى به مال و جان يا آبروى كسى متوجه گردد و براى دفع آن راهى جز دروغ نداشته باشد كه در چنين مورد گذشته از آيات و روايات اجماع قائم است بر جواز دروغ براى دفع آن و مشهور بر آنند كه اگر قدرت برتو ريه (و حقيقت پوشى بطورى كه دروغ هم نگويد) داشته باشد بايد تورى كند، زيرا در چنين صورتى اضطرارى بر دروغ ندارد، دوم در صورتيكه قصد اصلاح و سازش دادن ميانه دو مسلمان يا دو جهت از مسلمانان را داشته باشد كه در چنين صورت نيز فقهاى عظام بر طبق رواياتى كه آمده است دروغ را جايز مى دانند. سوم در مورد حيله و نيرنگ در جنگ با دشمنان كه آنرا جايز دانسته اند مانند اينها بآنها بگويد: فرمانده شما مرد، يا بگويد: فردا براى ما كمك مى آيد و امثال اينها چهارم در مورد وعده مرد بزن خود كه در اينصورت نيز دروغ را جايز دانسته اند و بعضى آنرا مقيد بزن تنها نيز نكرده اند بلكه در مطلق خانواده و اهل ايشان (طبق پاره از روايات وارده ) جايز ميدانند. و آنچه در توضيح اين روايت اكنون مورد بحث ما است مورد دوم است كه شخص ‍ از روى اراده اصلاح مرتكب دروغ شود.
مجلسى (ره ) در گفتار امام صادق عليه السلام كه درباره كلام حضرت ابراهيم عليه السلام فرموده : ((اين كلام را بخاطر اصلاح فرمود)) گفته است : شايد مقصو