مْ وَ فَرَضَ اللَّهُ لِلْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ سَهْماً فِى الْقُرْآنِ
اصول كافى جلد 4 صفحه :136 رواية :2 
10- مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنْ أَبِي هَاشِمٍ الْجَعْفَرِيّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرّضَا ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ اللّهِ هَلْ يُوصَفُ فَقَالَ أَ مَا تَقْرَأُ الْقُرْآنَ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا تَقْرَأُ قَوْلَهُ تَعَالَى لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ قُلْتُ بَلَى قَالَ فَتَعْرِفُونَ الْأَبْصَارَ قُلْتُ بَلَى قَالَ مَا هِيَ قُلْتُ أَبْصَارُ الْعُيُونِ فَقَالَ إِنّ أَوْهَامَ الْقُلُوبِ أَكْبَرُ مِنْ أَبْصَارِ الْعُيُونِ فَهُوَ لَا تُدْرِكُهُ الْأَوْهَامُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَوْهَامَ‏
اصول كافى جلد 1 صفحه: 133 رواية: 10 
 
ابوهاشم گويد: بامام رضا(ع) عرض كردم: مى‏توان خدا را توصيف نمود؟ فرمود: مگر قرآن نمى‏خوانى؟ عرض كردم: چرا فرمود: مگر نخوانده‏ئى گفته خدايتعالى را (أبصار دركش نكنند و خاطرات دلها از بينائى چشمها قويتر است، خاطرات او را درك نكنند و او خاطرات را درك كند.

 
زراره گويد: از امام محمد باقر (ع ) (از تفسير) گفتار خداى عزوجل پرسيدم (كه فرمايد): ((و المؤ لفة قلوبهم )) (سوره توبه آيه 60) فرمود: ايشان مردمى بودند كه خداى عزوجل را بيگانگى شناختند و از پرستش آنچه جز خداوند پرستش شود دست برداشته بودند، و گواهى دادند، كه معبودى جز خداى يگانه نيست و محمد(ص ) رسولخدا است ، ولى با اين حال در برخى از آنچه پيغمبر(ص ) آورده بود شك داشتند، پس خداى عزوجل به پيغمبر خود دستور داد بوسيله مال و عطا(ى بآنها) آنانرا با اسلام الفت دهد تا اسلام آنها نيكو شود، و بر اين دين كه بدان درآمده اند و بدان اعتراف كرده اند پابرجا شوند، و همانا رسولخدا(ص ) در جريان جنگ حنين بهمين وسيله از رؤ ساى عرب از قريش و ساير قبايل مضر دلجوئى كرد، و از آن جمله ابوسفيان بن حرب و عيينة بن حصين قزارى بودند، پس انصار (از اين جريان ) خشمگين شدند و نزد سعد بن عباده (رئيس انصار) گرد آمدند، و سعد آنها را در جعرانة (كه محلى ميان مكه و مدينه بود) خدمت پيغمبر(ص ) آورد و عرضكرد: اى رسولخدا اجازه سخن بمن مى دهيد؟ فرمود: آرى ، پس ‍ عرضكرد: اگر اين كار (كه انجام دادى ) يعنى اين اموال كه ميان قوم خود قسمت كردى كارى بود كه خداوند دستور داده بود ما رضايت داديم ، و اگر نه اينست ما رضايت ندهيم ؟ زراره گويد: شنيدم از حضرت باقر (ع ) كه فرمود: پس ‍ رسولخدا(ص ) فرمود: اى گروه انصار آيا همه شما با گفتار بزرگ (و رئيستان ) سعد هماهنگ هستيد؟ گفتند: بزرگ و سيد ما خدا و رسول اوست ، (و تا سه مرتبه اين پرسش و جواب تكرار شد) و در مرتبه سوم گفتند: ما هم براءى و قول او هستيم (و همان را گوييم كه او گفت ) زراره گويد: شنيدم حضرت باقر (ع ) مى فرمود: پس خداوند نور ايمان آنها را (براى اين حرفشان ) تنزل داد، و براى ((مؤ لفة قلوبهم )) در قرآن سهمى مقرر داشت .
شرح :
حنين نام دره وسيعى است ميان مكه و طائف كه در آنجا در سال هشت هجرى ميان لشكر اسلام و قبيله هوازن و ثقيف كه مردمانى مشرك و جنگجو بودند جنگى واقع شد و آن جنگ را بنام آن مكان جنگ حنين ناميدند، و در آغاز جنگ لشكر اسلام بواسطه دليرى و شهامت دشمن گريختند، و بيارى خداوند باز گشتند و دشمن رو بفرار نهاده با وطاس و طائف و بطن نخله گريختند مسلمانان از پى هزيمت شدگان رفته و پس از جنگ و گريزهاى مختصرى مسلمين اموال زيادى از آنان بغنيمت گرفتند و از مردان و زنان و كودكان آنها ششهزار نفر باسيرى بردند و در ميان اسيران شيماء دختر حليمه (و خواهر رضاعى رسول خدا (ص ) ) بود كه آن حضرت مسلمانان بيشتر آن اسيران را بسبب وساطت شيماء آزاد كردند و اموال را تقسيم كردند.
3- عَلِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ الْمُؤَلَّفَةُ قُلُوبُهُمْ لَمْ يَكُونُوا قَطُّ أَكْثَرَ مِنْهُمُ الْيَوْمَ
اصول كافى جلد 4 صفحه :138 رواية :3 
 
حضرت باقر (ع ) فرمود: هيچ زمانى ((مؤ لفة قلوبهم )) بيشتر از امروز نبوده اند.
شرح :
فيض عليه الرحمة گويد: اين فرمايش حضرت بخاطر اينست كه ديانت بيشتر مسلمانان در هر زمان روى دنياى آنها پايه گذارى شده اگر وضع دنيا آنها خوب شد (و بنوائى رسيدند) بدين خود خوشنود شوند و تن در دهند، و اگر چيزى از دنيا بآنها نرسيد نگران شوند و پشت پا بدين زدند.
4- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ غَالِبٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا إِسْحَاقُ كَمْ تَرَى أَهْلَ هَذِهِ الْآيَةِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْه ا رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْه ا إِذ ا هُمْ يَسْخَطُونَ قَالَ ثُمَّ قَالَ هُمْ أَكْثَرُ مِنْ ثُلُثَيِ النَّاسِ
اصول كافى جلد 4 صفحه :138 رواية :4 
 
اسحاق بن غالب گويد: حضرت صادق (ع ) بمن فرمود: بنظر تو چقدر مردم اهل اين آيه هستند (كه خدا فرمايد): ((اگر از آن صدقات بآنها داده شود خوشنود شوند و اگر بآنها داده نشود از آن ناگهان خشم كنند)) (سوره توبه آيه 58)؟ گويد: (خود) آن حضرت فرمود: آنان بيش از دو سوم مردم هستند.
توضيح :
شيخ طبرسى (ره ) و ديگران گويند: چون پيغمبر (ص ) غنيمتهاى حنين را چنانچه گذشت تقسيم فرمود حرد قوص بن زهير (يكى از آنانكه بعدها از سران خوارج شد) يا ديگرى از منافقين بآن حضرت ايراد و خرده گيرى كردند و گفتند بتساوى قسمت نكرد؟ يا گفتند آيا اين عدالت است (كه بما چيزى ندهى و بآنها تقسيم كردى ؟) سپس اين آيه نازل شد: ((و منهم من يلمزك فى الصدقات فان اعطوا منها....)) يعنى و برخى از ايشان بتو درباره صدقات خرده گيرند پس اگر بآنها داده شود....)) و مقصود حضرت اينست كه بيشتر مردمان اين زمان هم اينگونه هستند.
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ رَجُلٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع مَا كَانَتِ الْمُؤَلَّفَةُ قُلُوبُهُمْ قَطُّ أَكْثَرَ مِنْهُمُ الْيَوْمَ وَ هُمْ قَوْمٌ وَحَّدُوا اللَّهَ وَ خَرَجُوا مِنَ الشِّرْكِ وَ لَمْ تَدْخُلْ مَعْرِفَةُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ص قُلُوبَهُمْ وَ مَا جَاءَ بِهِ فَتَأَلَّفَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ تَأَلَّفَهُمُ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص لِكَيْمَا يَعْرِفُوا
اصول كافى جلد 4 صفحه :138 رواية :5 
 
حضرت باقر (ع ) فرمود: هيچگاه ((مؤ لفة قلوبهم )) بيش از امروز نبوده اند و آنها مردمانى بودند كه خدا را بيگانگى شناختند، و از شرك بيرون آمدند، ولى معرفت رسالت محمد (ص ) و آنچه (از جانب خدا آورده بود) در دلهاى آنان استوار نشد، و رسول خدا (ص ) از آنان دلجويى كرد و همچنين مؤ منين پس از رسولخدا(ص ) با آنها الفت گرفتند تا آنكه معرفت پيدا كنند.
 
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ 