، مانند يك قطعه گوشت ، آيا هيچ يك از شما اينرا (كه گفتم ) نيافته (و درك نكرده است ؟).
 
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ مَطْوِيَّةً مُبْهَمَةً عَلَى الْإِيمَانِ فَإِذَا أَرَادَ اسْتِنَارَةَ مَا فِيهَا نَضَحَهَا بِالْحِكْمَةِ وَ زَرَعَهَا بِالْعِلْمِ وَ زَارِعُهَا وَ الْقَيِّمُ عَلَيْهَا رَبُّ الْعَالَمِينَ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 149 رواية : 3 
 
3 حضرت موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: خداوند دلهاى مؤ منان را پيچيده و بسته به ايمان آفريده (يعنى مانند نامه لوله كرده و خانه بسته كه جز نويسنده نامه و صاحب خانه كسى ندادند چه در آن است ) و هنگامى كه بخواهد آنچه در آن است بدرخشد به باران حكمت آبياريش كند، و بذر علم در آن بكارد، و زارع و سرپرست آن پروردگار جهانيان است .
شرح :
مجلسى (ره ) گويد: اين كه حضرت تعبير به پيچيدگى و بستگى دل فرمود اشاره بسهو و غفلت دل است و از اين روى (كلينى (ره )از حديث را در اين باب آورده است ، و گفته شده : كه چوه خلقت دنبال علم است و باريتعالى پيش از آفرينش هر چيزى علم بآن دارد چنانچه پس از آفرينش آن علم بآن دارد و قلب مؤ من باختيار خود او بايمان متصف گردد، پس اين تعبير درست است كه خداوند آن را باين وصف آفريده و جبرى لازم نيايد.
و گويا مقصود از حكمت (در حديث ) آن اضافاتى است كه از طرف پروردگار عالم شود، و مقصود از علم چيزى است كه انسان با انديشه و تدبر بدست آورد و از كتاب و سنت برگيرد، پس امام (عليه السلام ) باين كلام اشاره فرموده كه با تدبر و انديشه بتنهائى بدون اضافات سبحانى است به باران ، و چنانچه تخم افشاندن در زمين بدون باران ثمر ندهد و سبز نشود، كوشش بنده بدون افاضه پروردگار بى نتيجه ماند.
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْقَلْبَ لَيَتَرَجَّجُ فِيمَا بَيْنَ الصَّدْرِ وَ الْحَنْجَرَةِ حَتَّى يُعْقَدَ عَلَى الْإِيمَانِ فَإِذَا عُقِدَ عَلَى الْإِيمَانِ قَرَّ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللّ هِ يَهْدِ قَلْبَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 150 رواية : 4 
 
4 حضرت صادق عليه السلام فرمود: دل ميان سينه و گلو گاه لرزان است تا به ايمان بسته شود، و چون به ايمان بسته شد قرار گيرد، و اين است گفتار خداى عزوجل : ((و آنكه ايمان بخدا آرد دلش راه يابد و آرام گردد)) (سوره تغابن آيه 11)
 
5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْقَلْبَ لَيَتَجَلْجَلُ فِي الْجَوْفِ يَطْلُبُ الْحَقَّ فَإِذَا أَصَابَهُ اطْمَأَنَّ وَ قَرَّ ثُمَّ تَلَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع هَذِهِ الْآيَةَ فَمَنْ يُرِدِ اللّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْل امِ إِلَى قَوْلِهِ كَأَنَّم ا يَصَّعَّدُ فِي السَّم اءِ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 150 رواية : 5 
 
5 و نيز حلبى از آن حضرت حديث كند كه فرمود: براستى دل در درون انسان مضطرب و لرزان است و حق را جستجو كند، و چون بدان رسد آرامشى پيدا كند و قرار گيرد، سپس اين آيه را تلاوت فرمود: ((آنكس را كه خداوند بخواهد رهنمائيش كند سينه اش را براى (پذيرفتن ) اسلام بگشايد تا آنجا كه مى فرمايد: ((چنانكه گويى به آسمان بالا رود)) (سوره انعام آيه 125).
شرح :
تمام آيه اين است كه ((و آنكسى را كه خواهد گمراه سازد سينه اش را تنگ و گرفته كند چنانچه گوئى به آسمان بالا رود)) و در اين تشبيه كه خداوند فرموده است وجوهى گفته اند: يكى اينكه معناى آن اين است كه چون او را به اسلام دعوت كنند پذيرش آن براى او مانند اين است كه او را به بالا رفتن به آسمان تكليف كرده اند، ديگر اينكه مانند اين است كه قلبش را به آسمان كشند به خاطر اينكه دست كشيدن از روش باطل و مذهب خودش براى او بسيار سخت و دشوار است .
6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَّ الْقَلْبَ يَكُونُ فِي السَّاعَةِ مِنَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ لَيْسَ فِيهِ إِيمَانٌ وَ لَا كُفْرٌ أَ مَا تَجِدُ ذَلِكَ ثُمَّ تَكُونُ بَعْدَ ذَلِكَ نُكْتَةٌ مِنَ اللَّهِ فِي قَلْبِ عَبْدِهِ بِمَا شَاءَ إِنْ شَاءَ بِإِيمَانٍ وَ إِنْ شَاءَ بِكُفْرٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 151 رواية : 6 
 
6 ابو بصير گويد: شنيدم از حضرت صادق عليه السلام كه مى فرمود: در ساعتى از شب و روز كه در دل نه ايمان باشد و نه كفر، آيا تو چنين نيافته اى ؟ كه پس از آن (ساعت ) نكته اى از جانب خداوند به هرچه خواهد در دل بنده اش افتد، اگر خواهد كه ايمان و اگر خواهد به كفر.
توضيح :
اين حديث همانند حديث اول است كه با شرحش گذشت .
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ مُبْهَمَةً عَلَى الْإِيمَانِ فَإِذَا أَرَادَ اسْتِنَارَةَ مَا فِيهَا فَتَحَهَا بِالْحِكْمَةِ وَ زَرَعَهَا بِالْعِلْمِ وَ زَارِعُهَا وَ الْقَيِّمُ عَلَيْهَا رَبُّ الْعَالَمِينَ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 151 رواية : 7 
 
7 و نيز يونس بن ظبيان از آنحضرت عليه السلام حديث كند كه فرمود: خداوند دلهاى مؤ منين را سربسته به ايمان آفريده ، و چون خواهد آنچه در آنها است بدرخشد آنها را به حكمت بگشايد و تخم علم در آنها كشت كند،
و زارع و سرپرست آنها پروردگار جهانيان است .
توضيح :
اين حديث نيز مانند حديث سوم است كه با شرحش گذشت .
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4510.txt">اصول كافى جلد 4 صفحه : 151 رواية : 1 </a><a class="text" href="w:text:4511.txt">اصول كافى جلد 4 صفحه : 152 رواية : 2  </a><a class="text" href="w:text:4512.txt">اصول كافى جلد 4 صفحه : 152 رواية : 3 </a></body></html>هشام بن حكم گويد: تمام اشياء با دو چيز درك شوند: حواس پنجگانه و دل، و ادراك حواس بر سه قسم است: 1- ادراك بوسيله دخول 2- ادراك بوسيله سودن و لمس كردن 3- ادراك بدون دخول و سودن. اما ادراك بوسيله دخول در صداها و بوئيدنيها و چشيدنيها است (كه صوت داخل گوش شود و هواى متعفن داخل بينى و چشيدنى داخل بصاق و زبان) و اما ادراك بلمس و سودن در شناختن اشكال هندسى مانند مربع و مثلث (چنانچه در تاريكى دست روى جسم مثلث و مربع گذاريم) و نيز در شناختن نرمى و زبرى و گرمى و سردى است و اما ادراك بى‏دخول و س