َا يَوْمَهُ الَّذِي أَصْبَحَ فِيهِ وَ لَيْلَتَهُ فَاعْمَلْ أَوْ دَعْ وَ اللَّهُ الْمُعِينُ عَلَى ذَلِكَ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 189 رواية : 1 
1- على بن الحسين عليهما السلام فرمود: پيوسته اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمود: همانا روزگار سه روز است كه تو در ميانه آنهائى : ديروز كه گذشت با هر آنچه در آن بود، و هرگز بر نگردد، پس اگر كار نيكى در آن انجام داده اى از رفتنش ‍ اندوهى ندارى و بدانچه بدان با وى روبرو شدى (يعنى بكار نيكى كه در آن انجام دادى ) خوشحال و شاد هستى ، و اگر تو در آن تقصير روا داشته اى افسوس سختى برفتن آن و بتقصيريكه در آن كرده اى دارى . و تو در روزيكه هستى درباره فردايت غافلى و ندانى چه شود؟ شايد بدان نرسى و اگر هم برسى شايد بهره ات از لحاظ تقصير و كوتاهى كردن مانند بهره ديروز گذشته ات باشد.
پس يكى از آن سه روز كه گذشته است و تو در آن كوتاهى كردى ، و يكى روز آينده است كه انتظار آمدنش را دارى و يقين ندارى كه در آن كوتاهى نكنى ، و همانا توئى و آن روزى كه در آن هستى ، و تو را سزاوار است اگر تعقل كنى و در كوتاهى كردن گذشته ات بينديشى كه چه حسناتى از دستت رفته تا (اكنون در اين روز) بدست آرى ، و چه گناهى كرده اى كه در آن كوتاهى كنى (و مرتكب آن نشوى ) و تو با اينحال رو بفردائى هستى كه اطمينان ندارى كه بدان برسى ، و يقين ندارى كه در آن كار نيكى بدست آورى (و انجام دهى ) يا چيزى تو ار از گناهى تباه كننده (كه نيكيها را تباه سازد) باز دارد، پس تو نسبت بروزى كه در جلو در دارى مانند روزى هستى كه پشت سر گذاشته اى ، پس كار كن مانند آن مرديكه از همه روزها اميد ندارد جز بهمان روزى كه در آنست و شبش ، پس كار كن يا (اگر نخواهى ) واگذار و خدا بر كار تو كمك كند.
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي ص قَالَ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ اللَّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَيِّئاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَيْهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 190 رواية : 2 
 
2- حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود: از ما نيست كسى كه هر روز حساب خود را نكند، پس اگر كار نيكى كرده است از خدا زيادى آن را خواهد، و اگر گناه و كار بدى كرده در آن گناه از خدا آمرزش خواهد و بسوى او بازگشت كند (و توبه نمايد).
 
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي النُّعْمَانِ الْعِجْلِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ يَا أَبَا النُّعْمَانِ لَا يَغُرَّنَّكَ النَّاسُ مِنْ نَفْسِكَ فَإِنَّ الْأَمْرَ يَصِلُ إِلَيْكَ دُونَهُمْ وَ لَا تَقْطَعْ نَهَارَكَ بِكَذَا وَ كَذَا فَإِنَّ مَعَكَ مَنْ يَحْفَظُ عَلَيْكَ عَمَلَكَ وَ أَحْسِنْ فَإِنِّي لَمْ أَرَ شَيْئاً أَحْسَنَ دَرَكاً وَ لَا أَسْرَعَ طَلَباً مِنْ حَسَنَةٍ مُحْدَثَةٍ لِذَنْبٍ قَدِيمٍ
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي النُّعْمَانِ مِثْلَهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 191 رواية : 3 
 
3- ابو نعمان عجلى از حضرت باقر (ع ) حديث كند كه فرمود: اى ابا نعمان مردم تو را بخودت مغرور نكنند (و با مدح و ستايشت تو را از خودت غافل نكنند) زيرا (سزاى ) كار (و كردارت ) بتو رسد نه بآنها، و روزت را بچنين و چنان (يعنى سخنان بيهوده ) بپايان مبر، زيرا با تو كسى هست كه كردار تو را بر تو نگهدارد (و يادداشت كند) و نيكى كن زيرا من نديده ام چيزى براى تدارك گناه گذشته و كهنه بهتر و شتابانتر از كردار نيكى كه تازه باشد.
 
 

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ اصْبِرُوا عَلَى الدُّنْيَا فَإِنَّمَا هِيَ سَاعَةٌ فَمَا مَضَى مِنْهُ فَلَا تَجِدُ لَهُ أَلَماً وَ لَا سُرُوراً وَ مَا لَمْ يَجِئْ فَلَا تَدْرِي مَا هُوَ وَ إِنَّمَا هِيَ سَاعَتُكَ الَّتِي أَنْتَ فِيهَا فَاصْبِرْ فِيهَا عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ اصْبِرْ فِيهَا عَنْ مَعْصِيَةِ اللَّهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 191 رواية : 4 
 
4 حضرت صادق (ع ) فرمود: بر دنيا شكيبا باشيد كه آن ساعتى است ، زيرا آنچه كه از دنياى گذشته (اكنون ) نه دردى از آن احساس كنى و نه شادى ، و آنچه نيامده كه ندانى چيست ؟ همانا دنياى تو آن ساعتى است كه در آنى پس در آن يكساعت بر طاعت خدا صبر كن و از نافرمانى خداوند شكيبا باش (و خود را نگاهدار).
شرح :
يعنى هر چه حساب كنى بيش از اين يكساعتى كه در آنى نيست ، اگر طاعتى دارى بر انجام آن شكيبا باش و اگر نافرمانى پيش آمده بر ترك آن شكيبا باش زيرا آنچه گذشته كه اكنون خبرى از آن نيست و درد و لذتى از آن بتو نرسد، و آنچه نيامده كه معلوم نيست بدان برسى يا نرسى ، و اگر هم برسى وضع خوشى و ناخوشيست روشن نيست ، پس ‍ همين ساعت كه در آن هستى براى تو باقى نماند، كه آنهم با شكيبايى در اطاعت يا معصيت مى توانى بسر برى . 
 
7- سَهْلٌ عَنِ السّنْدِيّ بْنِ الرّبِيعِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصٍ أَخِي مُرَازِمٍ عَنِ الْمُفَضّلِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ شَيْ‏ءٍ مِنَ الصّفَةِ فَقَالَ لَا تَجَاوَزْ مَا فِي الْقُرْآنِ‏
اصول كافى جلد 1 صفحه: 137 رواية: 7
 
7- مفصل گويد از حضرت ابوالحسن عليه‏السلام مطلبى از صفت خدا پرسيدم، فرمود: از آنچه در قرآن است تجاوز نكنيد.
 
5- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع احْمِلْ نَفْسَكَ لِنَفْسِكَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ لَمْ يَحْمِلْكَ غَيْرُكَ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 192 رواية : 5 
 
5 حضرت صادق (ع ) فرمود: خودت را براى خودت بردار (يعنى از خودت براى خودت استفاده كن ) و اگر برندارى ديگرى تو را برندارد.
شرح :
يعنى از وجود خودت بنفع خود استفاده كن و اگر نكنى ديگرى از تو بنفع تو استفاده نكند. مجلسى (ره ) گويد: يعنى نفس خود را از جاهاى پست دنيا و آخرت بردار، و يا اينكه نفس خود را براى رسيدن ببهشت و درجات عاليه بر مركب اطاعتها و اعمال صالحه سوار كن ، و آنچه ديگران انجام دهند اگر بوصيت تو باشد كه از كارهاى او است (و نتيجه اش ‍ عايد او گردد) و اگر بوصيت تو نباشد چندان نفعى نبخشد و گذشته اعتمادى بر آن نيست .
6- عَنْهُ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لِرَجُلٍ إِنَّكَ قَدْ جُعِلْتَ طَبِيبَ نَفْسِكَ وَ بُيِّنَ لَكَ الدَّاءُ وَ عُرِّفْتَ آيَةَ الصِّحَّةِ وَ دُلِلْتَ عَلَى الدَّوَاءِ فَانْظُرْ كَيْفَ قِيَامُكَ عَلَى نَفْسِكَ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 192 رواية : 6 
 
6 حضرت صادق (ع ) بمردى فرمود: تو را طب