 براى آن دعاء شود اجابت خواهد كرد، و اگر نبود كه بنده به اين دعا موفق شود به او بلائى مى رسيد كه او را از روى زمين بردارد.
شرح :
مجلسى (ره ) پس از تجزيه و تركيب قستى از حديث كلامى گويد: كه حاصلش اين است كه خداى سبحان دفع كند بلائى را كه بنده مستحق نزول آن گشته ، هرگاه بداند كه آن بنده پس از اين براى برطرف شدن آن دعا مى كند، پس آن بلا را نازل نكند به خاطر آن دعائى كه پس از اين از آن بنده سرزند، پس دعا پيش از وقوعش در دفع بلا اثر كند.
1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَسْبَاطِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَلَاءِ بْنِ كَامِلٍ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَلَيْكَ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 217 رواية : 1 
 
1 علاء بن كامل گويد: حضرت صادق (ع ) به من فرمود: بر تو باد بدعاء زيرا آن درمان هر دردى است .  
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4708.txt">اصول كافى جلد 4 صفحه : 217 رواية : 1 </a><a class="text" href="w:text:4709.txt">اصول كافى جلد 4 صفحه : 218 رواية : 2 </a></body></html>1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الدُّعَاءُ كَهْفُ الْإِجَابَةِ كَمَا أَنَّ السَّحَابَ كَهْفُ الْمَطَرِ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 217 رواية : 1 
 
1 حضرت صادق (ع ) فرمود: دعا مخزن و گنجينه اجابت است چناچه ابر مخزن باران است .
شرح :
مجلسى (ره ) گويد: ((الدعاء كهف الاجابة )) يعنى مخزن و محل و مظنه اجابت است چناچه ابر محل و مظنه باران است ... تا اينكه گويد: و گفته شده : اينكه تشبيه بابر فرموده اشاره باينست كه ابر محل باران است جز اينكه روى نبودن مصلحت گاهى باران نبارد، دعا نيز اين چنين است كه گاهى نبودن مصلحت در دنيا مستجاب نگردد ولى در آخرت عوض آن را بدهند.
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَا أَبْرَزَ عَبْدٌ يَدَهُ إِلَى اللَّهِ الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ إِلَّا اسْتَحْيَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَرُدَّهَا صِفْراً حَتَّى يَجْعَلَ فِيهَا مِنْ فَضْلِ رَحْمَتِهِ مَا يَشَاءُ فَإِذَا دَعَا أَحَدُكُمْ فَلَا يَرُدَّ يَدَهُ حَتَّى يَمْسَحَ عَلَى وَجْهِهِ وَ رَأْسِهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 218 رواية : 2 
 
2 حضرت صادق (ع ) فرمود: هيچ بنده اى دست به درگاه خداى عزيز جبار نگشايد جز اينكه خداى عزوجل شرم كند كه آنرا تهى بازگرداند تا اينكه از فضل رحمت خود در آن بنهد، پس هر گاه يكى از شماها دعا كرد دستش را برنگرداند تا آنرا بسر و روى خود بكشد.
شرح :
مجلسى (ره ) گويد: شرم و حياء گرفتگى نفس است از كار بد بخاطر بيم نكوهش و چون بخداى تعالى نسبت داده شود مقصود از آن لازمه آن است كه ترك باشد يعنى خدا آن كار را نكند... تا آنكه گويد:
و در اينجا شبهه ايست كه بايد آنرا دفع كنيم و بخاطر بسيارى از مردم بيايد و آن اين است : كه چگونه خداى سبحان وعده اجابت داده وخلف وعده او محال است و گذشته آيات و روايات بسيارى در اين باره آمده ، و دروغ از خداى تعالى و حجت هاى او عليهم السلام ممتنع است (پس چگونه كه بسيارى از دعاها باجابت نرسد)؟
و جواب از اين اعتراض را ممكن است بچند و چه گفت :
اول : اينكه وعده خدا مشروط بمشيت است يعنى اگر بخواهم اجابت كنم و به همين دلالت كند گفتارش كه (در سوره انعام آيه 41) فرمايد: ((و بر طرف كند آنچه را به در گاه او دعا كنيد اگر بخواهد)) .
دوم : اينكه مقصود از اجابت كه خداوند و حجج او فرمودند لازمه آنست كه آن توجه و استماع دعا است يعنى فورا شنيده شود و مورد توجه قرار گيرد ولى در دادن آنچه را خواهد تاءخير كند تا باز او را بخواند و آوازش بشنود چون آن را دوست دارد.
سوم : اينكه اجابت مشروط و خير بودن براى دعا كننده زيرا خداى حكيم بدلخواه بندگان از آنچه خير و صلاح آنها است دست برندارد.
چهارم : لازم نيست اجابت دعا فورى باشد و ممكن است دعا مستجاب شده باشد ولى ظهور آثار آن روى پاره اى از مصالح به مدت زيادى تاءخير افتد، چنانچه در تفسير گفتار خداى تعالى :((قد اجيبت دعوتكما)) كه خدا به موسى و هارون كه دعا كردند پروردگارا اموال ايشان را تباه سازد.. خطاب فرمود: ((كه همانا مستجاب شد دعاى شما)) (سوره يونس آيه 89) حديث شده كه فرمودند: ميان اين خطاب و ميان غرق فرعون و نابودى او و پيروانش (كه براى آن دعا كرده بودند) چهل سال طول كشيد...
(مترجم گويد: مجلسى (ره ) وجوه ديگرى نيز ذكر كرده كه بهمين چهار وجه اكتفاء شد).
شرح :

اينكه گوئيم خدا بود و هيچ چيز با او نبود از جمله چيزها همين چگونگى و جايگزينى و در چه سوئى است چگونگى به معنى حالت و صفت و كيفيت است مثلا چون خدا انسانرا آفريد چگونگيهائى به او داد مانند قامت راست، شعورى بيشتر از حيوان، استعداد سخن گفتن و عالم شدن، حواس پنجگانه با اثرهاى مخصوص و در جاهاى معين اينها و هزارها مانند آن چگونگى‏هائى است براى انسان كه بعد از آنكه انسان آفريده شد ما به اين چگونگى پى برديم همچنين است چگونگيهاى همه چيز جهان اما خداوند متعال وجود صرف هستى مطلق است و هيچ گونه چگونگى ندارد زيرا اگر او چگونگى داشته باشد بايد ديگرى آن چگونگى را به او داده و او را آن گونه خلق كرده باشد در صورتيكه او مخلوق ديگرى نيست بلكه خود او خالق همه چيز و چگونگيهاى آنهاست همچنين است موضوع جايگزينى و در چه سوئى.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4711.txt">اصول كافى جلد 4 صفحه : 219 رواية : 1 </a><a class="text" href="w:text:4712.txt">اصول كافى جلد 4 صفحه : 219 رواية : 2 </a></body></html>1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع هَلْ تَعْرِفُونَ طُولَ الْبَلَاءِ مِنْ قِصَرِهِ قُلْنَا لَا قَالَ إِذَا أُلْهِمَ أَحَدُكُمُ الدُّعَاءَ عِنْدَ الْبَلَاءِ فَاعْلَمُوا أَنَّ الْبَلَاءَ قَصِيرٌ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 219 رواية : 1 
 
1 هشام بن سالم گويد: حضرت صادق (ع ) فرمود: آيا طولانى بودن بلا را از كوتاهى آن مى شناسيد (و مى فهميد چه بلائى طولانى و چه بلائى كوتاه است )؟ عرض كرديم : نه ، فرمود چون در هنگام بلاء به كسى (از شما) الهام شد كه دعا كند بدانيد كه بلاء كوتاه است (و مدت آن سپرى شده ).
 
 

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ قَالَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى ع مَا مِنْ بَلَاءٍ يَنْزِلُ عَلَى عَبْدٍ مُؤْمِنٍ فَيُلْهِمُهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الدُّعَاءَ إِلَّا كَانَ كَشْفُ ذَلِكَ الْبَلَاءِ وَشِيكاً وَ مَا مِنْ بَلَاءٍ يَنْزِلُ عَلَى عَبْدٍ مُؤْمِنٍ فَيُمْسِكُ عَنِ الدُّعَاءِ إِلَّا كَانَ ذَلِكَ