يد، آندو نفر گفتند: اى رسول خدا اين امر از جانب خدا است يا از جانب رسولش ؟ رسولخدا صلى اللّه عليه و آله به آنها فرمود: از جانب خدا و رسولش ، پس خداى عزوجل اين آيه نازل فرمود: ((و سوگندها را پس از محكم كردنش كه خدا را ضامن آن كرده ايد مشكنيد، زيرا خدا ميداند چه مى كنيد 91 سوره 16 )) مقصود فرمايش رسول خدا صلى اللّه عليه و آله است بآنها و گفته آنها كه : اين امر از جانب خداست يا رسولش ؟ ((و چون آن زن مباشيد كه رشته خود را پس از تابيدن ، پنبه ميكرد و پراكنده مى ساخت ، شما هم سوگندهايتان را ميان خودتان براى آنكه (ائمه ئى پاكتر از ائمه شما هستند) وسيله نيرنگ مسازيد، زيد گويد: عرضكردم : ائمه فرموديد؟ فرمود: آرى بخدا ائمه است ، عرضكردم : ما ((اءربى )) قرائت ميكنيم ، فرمود: اءربى چيست ؟ و با دست اشاره كرد و آن را افكند ((فقط خدا شما را بوسيله آن آزمايش ميكند)) يعنى بوسيله على عليه السلام ((و براى اينكه در روز قيامت آنچه را در آن اختلاف داريد، براى شما واضح سازد. اگر خدا مى خواست شما را يك امت كرده بود، ولى هر كه را خواهد گمراه كند، و هر كه را خواهد هدايت كند، و از آنچه ميكرده ايد، باز خواست مى شويد. سوگندهايتان را ميان خود دستاويز نيرنگ مكنيد، مبادا قدمى پس از استواريش بلغزد 92 و 93 سوره 16 )) يعنى بعد از گفته رسول خدا صلى اللّه عليه و آله درباره على ((و بسزاى بازداشتن از راه خدا بشما بدى برسد)) مقصود از راه خدا على عليه السلام است ((و براى شما غذايى بزرگ باشد 94 سوره 16 )).
شرح :

علامه مجلسى (ره ) راجع بزنيكه رشته هايش را پنبه ميكرد، از مجمع البيان نقل ميكند كه : زنى بود در قريش بنام ((ريطه )) كه بحماقت و خرافت مشهور بود، خودش با كنيزانش از صبح تا ظهر پنبه ها را ميريسيدند و بعد از ظهر بكنيزانش دستور ميداد همه را واتابند و پنبه كنند انتهى و اما راجع بجمله ((اءن تكون ائمة هى از كى من ائمتكم )) كه امام فرمود، اين جمله در قرآن كريم باين صورتست : ((اءن تكون امة هى اءربى من امة )) مجلسى (ره ) گويد: شايد بنابراين تاءويل جمله ((ان تكون ..)) مفعول له براى تتخذون باشد، باين معنى كه : پيمان شكنى را در دل ميگيرند تا پيشوايان گمراهى بهتر و پاكتر از پيشوايان شما كه پيشوايان هدايتند بوده باشند و يا مقصود اينستكه : پيمان شكنى را در دل ميگيرند، زيرا نمى خواهند كه پيشوايان حق بهتر و پاكتر از پيشوايان گمراه شما باشند. و ظاهر اينستكه قرائت اءئمه بهمين صورتست كه امام فرمود: و ممكن است توجيه شود كه ((اءربى )) بمعنى ((ازكى )) است و ((امة )) بمعنى ((ائمه )) است ، ولى اين توجيه بعيد است پايان كلام مجلسى .
 
34- عِدّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عُبَيْدِ اللّهِ الدّهْقَانِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِيّ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَقُولُ بِالْعَقْلِ اسْتُخْرِجَ غَوْرُ الْحِكْمَةِ وَ بِالْحِكْمَةِ اسْتُخْرِجَ غَوْرُ الْعَقْلِ وَ بِحُسْنِ السّيَاسَةِ يَكُونُ الْأَدَبُ الصّالِحُ قَالَ وَ كَانَ يَقُولُ التّفَكّرُ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ كَمَا يَمْشِي الْمَاشِي فِي الظّلُمَاتِ بِالنّورِ بِحُسْنِ التّخَلّصِ وَ قِلّةِ التّرَبّصِ‏
اصول كافى جلد 1 صفحه: 33 رواية: 34 
 
34- امام صادق از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل مى‏فرمايد: عمق حكمت بوسيله عقل و عمق عقل به وسيله حكمت بيرون آيد، حسن تدبير وسيله ادب شايسته است؛ و نيز مى‏فرمود تفكر و تعقل مايه زندگى دل شخص با بصيرت است چنانكه رونده در تاريكى كه بوسيله نور گام بردارد به خوبى رهايى يابد و اندكى در راه درنگ كند.

شرح :
مراد به حكمت حقائق علوم الهى و معارف دينى است كه تنها وسيله رسيدن به آن عقل است و چون با درجه‏اى از عقل به درجه‏اى از حكمت رسد عكس‏العملش اين است كه عقلش پرتو بيشترى مى‏گيرد و به واسطه ترقى حكمت عقل هم ترقى مى‏كند و كمال مى‏يابد و مراد به ادب نگاه داشت حد هر چيز و طور پسنديده آن است مانند اخلاق حميده و انجام اعمال شرعيه كه اينها در صورتى حاصل مى‏شود كه معلم مدبر و با سياستى براى فرد يا جامعه باشد.2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِى حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ لَمَّا أَنْ قَضَى مُحَمَّدٌ نُبُوَّتَهُ وَ اسْتَكْمَلَ أَيَّامَهُ أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ أَنْ يَا مُحَمَّدُ قَدْ قَضَيْتَ نُبُوَّتَكَ وَ اسْتَكْمَلْتَ أَيَّامَكَ فَاجْعَلِ الْعِلْمَ الَّذِى عِنْدَكَ وَ الْإِيْمَانَ وَ الِاسْمَ الْأَكْبَرَ وَ مِيرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّةِ فِى أَهْلِ بَيْتِكَ عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنِّى لَنْ أَقْطَعَ الْعِلْمَ وَ الْإِيمَانَ وَ الِاسْمَ الْأَكْبَرَ وَ مِيرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّةِ مِنَ الْعَقِبِ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ كَمَا لَمْ أَقْطَعْهَا مِنْ ذُرِّيَّاتِ الْأَنْبِيَاءِ
اصول كافى جلد 2 صفحه 54 رواية 2
 
ابو حمزه ثمالى گويد: شنيدم امام باقر عليه السلام ميفرمود: چون محمد وظيفه نبوت خود را انجام داد و عمرش بپايان رسيد، خدايتعالى باو وحى كرد: اى محمد! تبوتت را گذرانيدى و عمرت به آخر رسيد اكنون آن دانشى كه نزد تو است و ايمان و اسم اكبر و ميراث علم و آثار علم نبوت خاندان خود را بعلى بن ابيطالب بسپار، زيرا من هرگز علم و ايمان و اسم اكبر و ميراث علم و آثار علم نبوت را از نسل و ذريه تو قطع نكنم ، چنانكه از ذريه هاى پيغمبران قطع نكردم .
شرح :

مجلسى (ره ) گويد: مقصود از علم علومى است كه خدايتعالى بآنحضرت وحى نموده بود و ايمان تصديق بآنها و اطاعت و انقياد است و اشاره دارد بآيه شريفه ((وقال الذين اوتوا العلم و الايمان )) و مراد به اسم اكبر، اسم اعظم است يا قرآنى و سائر كتب آسمانى و مقصود از ميراث علم جفر ابيض است ؛ يا خلافت كبراى الهيه و يا اخلاق خدايى را دارا بودن مراد به آثار علم نبوت تمام علوم پيغمبر است تا تاءكيد سابق باشد - و مرحوم مجلسى وجوه ديگرى هم بيان ميكند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1332.xml">متن</a><a class="folder" href="w:html:1336.xml">ترجمه</a><a class="text" href="w:text:1340.txt">شرح/اصول كافى جلد 2 صفحه 54 رواية 3</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1333.txt">مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ/اصول كافى جلد 2 صفحه 54 رواية 3</a><a class="text" href="w:text:1334.txt"> وَ لَا شَرَفَهُمْ وَ لَا يُؤْمِنُونَ /اصول كافى جلد 2 صفحه 54 رواية 3</a><a class="text" href="w:text:1335.txt">فَقَالَ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ/اصول كافى جلد 2 صفحه 54 رواية 3</a></body></html>3- مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ 