 آفريند.
2 و نيز ابوحمزه ثمالى گويد: به در خانه حضرت على بن الحسين عليهما السلام آمدم و هنگامى رسيدم كه آن حضرت از خانه بيرون مى رفت ، پس فرمود: ((بسم اللّه آمنت باللّه و توكلت على اللّه )) سپس فرمود: اى ابا حمزه بنده چون از خانه اش بيرون رود شيطان سر راه او آيد، پس همينكه ((بسم اللّه )) گويد دو فرشته (موكل بر او) گويند: كفايت شدى ، و همين كه گويد: ((آمنت باللّه )) گويند: راهنمائى شدى ، و چون گويد: ((توكلت على اللّه )) گويند: نگهدارى شدى ، و شيطانها از او دور شوند و برخى از آنها به برخى گويند: چگونه ما راه داريم به كسى كه راهنمائى و كفايت و نگهدارى شده ، گويد: سپس فرمود: بار خدايا امروز آبروى من از آن تو است ، سپس فرمود: اى ابا حمزه اگر تو مردم را رها كنى آنها تو را رها نكنند، و اگر تو آنها را ترك گوئى آنها ترا ترك نگويند، عرض كردم پس من چه كنم ؟ فرمود: از آبروى خود بآنها بده و آنرا براى روز احتياج و نياز خود ذخيره كن .
شرح :
مجلسى (ره ) در آنجا كه حضرت فرمود: ((اللهم ان عرضى لك اليوم ...يعنى خدايا آبروى من امروز از آن تو است )) گويد: يعنى من بخاطر تو متعرض آنكس كه آبرويم را بريزد نشوم يا باينكه او را عفو كنم و يا براى تقيه جواب او را ندهم .
و فيض گويد: يعنى من آبروى خود را بخاطر تو مباح كردم پس اگر غيبت مرا كردند يا به بدى مرا ياد كردند از آنها گذشتم و در عوض اجر آن را در قيامت از تو خواهم ، زيرا تو دستور به عفو و گذشت دادى ، و در حديث وارد شده كه روز قيامت ندا شود: هر كه بر خدا مزدى دارد برخيزد، پس بر نخيزيد جز آن كس كه در دنيا گذشت و عفو داشته ، و از پيغمبر (ص ) حديث شده كه فرمود: آيا شما عاجزيد كه چون اءبى ضمضم باشيد كه هر گاه از خانه بيرون مى رفت مى گفت : بار خدايا من آبروى خود را به مردم صدقه دادم يعنى من درباره آن روز قيامت داد خواهى نكنم ، و اين باعث نشود كه غيبت آن حضرت بر مردمان حلال شود زيرا به مجرد مباح كردن انسان آبروى خود را براى مردم حقش ساقط نشود زيرا اين گذشت از چيزى است كه هنوز ثابت نشده ، جز اينكه وعده اى است كه سزاوار است بدان وفا كند خصوص اگر براى خدا قرار دهد.
مجلسى (ره ) باين كلام فيض (ره ) ايراد كند: كه در خصوص مورد حديث امام (عليه السلام ) است عفو و گذشت سودى ندارد زيرا مذمت و غيبت امام كفر است و گذشت آنها در رفع عقاب سودى ندارد، و شفاعت او را هم نكنند جز از كسيكه خدا از او خشنود باشد و كافر پسنديده نزد خداوند و مورد خشنودى نيست .
و برخى از حاشيه نويسان وافى گويد: وجه مباح نبودن آبروى مردم نه آنست كه فيض (ره ) گفته است بلكه شايد وجهش اين باشد كه غيبت چون از فواحش ديگرى است كه شارع بانجام آن در خارج بهيچگونه راضى نيست مانند زنا و محرمات ديگر، و اين مانند آنست كه كسى بگويد: من بر تو مباح كردم كه مرا بكشى ، يا دست مرا جدا كنى ، پس ‍ چنانچه آن جايز نيست اين نيز روا نيست ، زيرا غيبت و مانند آن داراى دو جنبه است يكى حق خدائى و ديگر حق بنده حق خداوندى ساقط نگردد.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ اسْتَأْذَنْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَخَرَجَ إِلَيَّ وَ شَفَتَاهُ تَتَحَرَّكَانِ فَقُلْتُ لَهُ فَقَالَ أَ فَطَنْتَ لِذَلِكَ يَا ثُمَالِيُّ قُلْتُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ إِنِّي وَ اللَّهِ تَكَلَّمْتُ بِكَلَامٍ مَا تَكَلَّمَ بِهِ أَحَدٌ قَطُّ إِلَّا كَفَاهُ اللَّهُ مَا أَهَمَّهُ مِنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ وَ آخِرَتِهِ قَالَ قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِي بِهِ قَالَ نَعَمْ مَنْ قَالَ حِينَ يَخْرُجُ مِنْ مَنْزِلِهِ بِسْمِ اللَّهِ حَسْبِيَ اللَّهُ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ خَيْرَ أُمُورِي كُلِّهَا وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْيِ الدُّنْيَا وَ عَذَابِ الْآخِرَةِ كَفَاهُ اللَّهُ مَا أَهَمَّهُ مِنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ وَ آخِرَتِهِ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 318 رواية : 3 
 
3 ابوحمزه گويد: اجازه شرفيابى از حضرت باقر (ع ) خواستم (ديدم ) آن حضرت به نزد من بيرون آمد و لبانش ‍ مى جنبد، به او عرض كردم (كه آنچه مى فرمودى چه بود) فرمود: آنرا متوجه شدى اى ثمالى ؟ عرض كردم : آرى فدايت شوم ، فرمود: همانابه خدا سوگند من به كلامى تكلم كردم كه هيچكس بدان لب نگشايد جز اينكه خدا كفايت كند از كار دنيا و آخرتش آنچه كه او را اندوهگين ساخته ، گويد: عرض كردم : مرا از آن آگاه فرما، فرمود: آرى هر كه بگويد هنگاميكه از خانه اش بيرون آيد: ((بسم اللّه حسبى اللّه توكلت على اللّه للهم انى اسئلك خير امورى كلها و اعوذبك من خزى الدنيا و عذاب الاخرة )) خداوند او را از آنچه اندوهگينش كرده از كارهاى دنيا و آخرتش كفايت كند.
 
 

4- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ مَنْ قَالَ حِينَ يَخْرُجُ مِنْ بَابِ دَارِهِ أَعُوذُ بِمَا عَاذَتْ بِهِ مَلَائِكَةُ اللَّهِ مِنْ شَرِّ هَذَا الْيَوْمِ الْجَدِيدِ الَّذِي إِذَا غَابَتْ شَمْسُهُ لَمْ تَعُدْ مِنْ شَرِّ نَفْسِي وَ مِنْ شَرِّ غَيْرِي وَ مِنْ شَرِّ الشَّيَاطِينِ وَ مِنْ شَرِّ مَنْ نَصَبَ لِأَوْلِيَاءِ اللَّهِ وَ مِنْ شَرِّ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ مِنْ شَرِّ السِّبَاعِ وَ الْهَوَامِّ وَ مِنْ شَرِّ رُكُوبِ الْمَحَارِمِ كُلِّهَا أُجِيرُ نَفْسِي بِاللَّهِ مِنْ كُلِّ شَرٍّ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ تَابَ عَلَيْهِ وَ كَفَاهُ الْهَمَّ وَ حَجَزَهُ عَنِ السُّوءِ وَ عَصَمَهُ مِنَ الشَّرِّ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 319 رواية : 4 
 
4 ابوبصير از حضرت باقر (ع ) حديث كند كه فرمود: هركس هنگاميكه از در خانه اش بيرون مى رود بگويد: ((اعوذ بما عاذت به ملائكة اللّه من شر هذا اليوم الجديد الذى اذا غابت شمسه لم تعد من شر نفسى و من شر غيرى و من شر الشياطين و من شر من نصب لاولياء اللّه و من شر الجن و الانس و من شر السباع و الهوام و من شر ركوب المحارم كلها، اجير نفسى باللّه من كل شر)) خداوند او را بيامرزد و توبه اش بپذيرد و مهمش را كفايت كند، و از بدى او را جلوگيرى كند و از شر او را نگهدارد.
 
5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا خَرَجْتَ مِنْ مَنْزِلِكَ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ خَيْرَ مَا خَرَجْتُ لَهُ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا خَرَجْتُ لَهُ اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ أَتْمِمْ عَلَيَّ نِعْمَتَكَ وَ اسْتَعْمِلْنِي فِي طَاعَتِكَ وَ اجْعَلْ رَغْبَتِي فِيمَا عِنْدَكَ وَ تَوَفَّنِي عَلَى مِلَّتِكَ وَ مِلَّةِ رَسُولِكَ ص
اصول كافى جلد 4 صفحه : 319 رواية : 5 
 
5 معاوية بن عمار از حضرت صادق (ع ) حديث كند كه ف