 سَرِيعاً وَ رَكَنْتُ إِلَيْهَا طَائِعاً وَ دَعَتْنِي دَوَاعِي الْآخِرَةِ فَتَثَبَّطْتُ عَ.J.الْهُدَى بِالضَّلَالَةِ وَ الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ ابْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ أَنَّهُ ذَكَرَ أَيْضاً مِثْلَهُ وَ ذَكَرَ أَنَّهُ دُعَاءُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ص وَ زَادَ فِي آخِرِهِ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ
اصول كافى جلد 4 صفحه : 385 رواية : 31

31- عبدالرحمن بن سيابه گويد: حضرت صادق (ع ) اين دعا را بمن داد (كه ترجمه اش اينست :) ((سپاس خدائى را كه خود سرپرست آن (و يا سزاوارتر بآن ) است و شايسته آن و پايان آن و در خود آن است ، هر كس او را يگانه دانست او (كردارش ) پاكست ، و هر كه او را پرستش كند بهدايت رسيده ، و هر كس فرمانش برد رستگار شده و هر كه بدو پناه برد آسوده شود.
بار خدايا اى صاحب جود و بزرگى و ستايش نيكو و سپاس ، از تو درخواست كنم درخواست كسى كه گردنش را بدرگاهت نهاده ، و بينى در برابر بخاك ماليده و چهره خويش را براى تو بخاك سائيده و خويشتن را در مقابل تو خوار كرده ، و اشكانش از ترس تو ريزان ، و گريه راه گلويش را گرفته ، و بگناهان خويش اعتراف دارد و خطايش او را در پيش ‍ تو رسوا ساخته ، و جنايتش او را نزد تو زشت كرده ، و روى اين جهات نيروش كم شده ، و چاره اش اندك ، و اسباب فريب از او دور شده و هر باطلى از نزدش نابود گرديد، و گناهانش بناچار او را بخوارى در درگاهت ، و فروتنى در پيشت ، و زارى در برابرت كشانده است .
و از تو درخواست كنم بار الها درخواست كسى كه مانند او باشد (يعنى من خويشتن را بمنزله كسى دانم و بحالت چنين كسى در آرم ) مانند او بجانبت رو كنم ، و چون خوارى و فروتنيش بدرگاهت خوارى و فروتنى كنم ، و چون سخت ترين زارهايش بدرگاهت زارى كنم ، بار الها پس بزبونى گفتارم و خوارى مقام و مجلسم و فروتنى در برابرت بمن ترحم فرما.
از تو درخواست كنم خداوندا هدايت از گمراهى ، و بينايى از كورى ، و ره جوئى از بيراهى ، و از تو خواهم بار خدايا كه در حال آسودگى تو را بسيار حمد كنم ، و در حال مصيبت بهترين صبر را، و در جاى شكر بهترين شكرها را، و در هنگام شبهات تسليم باشم .
و از تو خواهم نيرويى براى فرمانبرداريت ، و سستى در برابر نافرمانيت ، و گريز از خودت بسوى خودت ، و تقرب جوئى بدرگاهت تا آنكه خوشنود شوى ، و كاوش در هر چه ترا در برابر خشم مخلوقت از من خوشنود سازد بخاطر رضايت جوئى تو.

پروردگارا بكه اميدوار شوم اگر تو بمن ترحم نكنى ، يا كه بمن سر زند اگر تو دورم كنى يا گذشت چه كسى بمن سود دهد اگر تو عقابم كنى ، يا بخشش چه كسى را آرزو كنم اگر تو محرومم سازى يا چه كسى تواند مرا ارجمند كند اگر تو مرا پست كنى يا پست كردن چه كسى بمن زيان رساند آنگاه كه تو مرا ارجمند كنى ؟!
پروردگارا چه بد است كردارم و چه زشت است رفتارم ، و چه سخت است دلم ، و چه دراز است آرزويم و كوتاه است عمرم و (اين درازى آرزو...) مرا بر نافرمانى آفريدگارم دلير كرده ، پروردگارا چه اندازه آزمايش و بلايت نزد من نيكو است ، و نعمتهايت بر من آشكار؟ نعمتهايت بر من بسيار است كه شماره اش نتوانم و سپاسگزارى من در برابر آنها اندك است ، پس بنعمت تو سرمست شدم و در معرض انتقام و پاداش بد تو قرار گرفتم ، ياد تو فراموشم شد، و پس از دانائى بنادانى گرائيدم ، و از عدالت بسوى ستم رفتم ، و از نيكى بگناه در افتادم ، و بخاطر ترس و خوفى كه پيدا كردم پا بگريز نهادم ، وه كه چه اندازه اندك و كم است حسنات من در برابر گناهانم ؟ و چه اندازه گناهانم در برابر كوچكى جثه ام و ناتوانى اعضايم بسيار و بزرگ است ؟.
پروردگارا چه اندازه آرزويم دراز است در برابر عمر كوتاهم ، و عمرم كوتاه است در مقابل آرزوهاى دور و درازم ، و چه مقدار درون و برونم زشت است .
پروردگارا اگر بخواهم (براى كارهايم ) دليلى آورم ، دليلى ندارم ، و اگر خواهم عذرى آورم عذرى ندارم و اگر مبتلا گردم يا نعمتى بمن داده شود شكر ندارم اگر تو مرا در شكر آن كمك نكنى ، پروردگارا چه اندازه ميزان (اعمال ) من در قيامت سبك است اگر تو او را نچربانى ، و زبانم لرزانست اگر تو آن را ثابت نكنى ، و رويم سياه است اگر تو او را سپيد نكنى ، پروردگارا چگونه گناهان گذشته ام اركان مرا شكسته اند؟ پروردگارا چگونه جوياى شهوتهاى دنيا هستم و بر نا اميد شدنم از رسيدن بآنها گريه كنم ، ولى گريه نكنم بر اينكه افسوسهاى بر گناهم و تقصيرم سخت و بسيار است ؟ پروردگارا دواعى دنيا مرا بسوى خود خواندند و من زود آنها را اجابت كردم و با ميل بسوى آنها رفتم ، ولى دواعى آخرت مرا بسوى خود خواندند و من در اجابتش درنگ كردم و كندى ورزيدم و بدانسان كه بسوى دنيا و و كالاى بى ارزشش ، و گياههاى پوسيده و بر باد رفته اش ، و سراب رونده اش شتاب داشتم بسوى آخرت شتاب نكردم .
پروردگارا مرا ترساندى و تشويق نمودى و به بنده بودنم برهان آوردى ، و روزى مرا متكفل شدى پس من از ترس تو آسوده شدم ، و از تشويقى كه از من كردى (در انجام فرمان تو) كوتاهى كردم ، و بكفالت تو (كه از روزى من كردى ) تكيه نزدم و برهان آوردنت را خوار شمردم .
بار خدايا اين آسودگى خاطر مرا در اين دنيا ترس قرار ده (و بترس و خوف مبدل كن ) و تنبلى و سستى مرا بشوق و نشاط تبديل كن ، و بى اعتنايى مرا به برهان آوردنت بدهشت و هراس مبدل فرما، سپس مرا بدانچه از روزيت قسمت كرده اى راضى كن ، اى خداى كريم بنام عظمت از تو درخواست كنم خوشنوديت درهم شدن و اشتباه كراى فتنه .
پروردگارا سپر مرا در برابر خطاهايم محكم كن ، و درجاتم در بهشت بلند كن ، و كردارهايم را پذيرفته كن ، و حسناتم را دو چندان و پاكيزه فرما، و بتو پناه برم از تمامى فتنه ها آنچه آشكار است از آنها و آنچه نهانست ، و از خوراكى و نوشيدنى بسيار (و بتو پناه برم ) از شر آنچه (اكنون ) ندانم ، و پناه مى برم بتو از اينكه با دادن دانش نادانى بخرم و با بردبارى جفا كارى ، و با عدالت ستمكارى ، و با نيكى كردن (به پدر و مادر و نزديكان ) بريدن از آنها، و با شكيبائى بى تابى بخرم ، و بجاى هدايت گمراهى ، و بجاى ايمان كفر بگيرم .
و از جميل بن صالح مانند اين دعا از حضرت على بن الحسين عليهما السلام نقل كرده و در پايانش اين جمله را افزوده است : ((آمين يا رب العالمين )).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5220.txt">متن/اصول كافى جلد 4 صفحه : 389 رواية : 32 </a><a class="text" href="w:text:5221.txt">ترجمه/اصول كافى جلد 4 صفحه : 389 رواية : 32 </a></body></html>2- عَلِيّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ أَنّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللّهِ ع عَنْ أَسْمَاءِ اللّهِ وَ اشْتِقَاقِهَا اللّهُ مِمّا هُوَ مُشْتَقّ‏ٌ فَقَالَ يَا هِشَامُ اللّهُ مُشْتَقّ‏ٌ مِنْ إِلَهٍ وَ إِلَهٌ يَقْتَضِي مَأْلُوهاً وَ الِاسْمُ غَيْرُ الْمُسَمّى فَمَنْ عَبَدَ الِاسْمَ دُونَ الْمَعْنَى فَقَدْ كَفَرَ وَ لَمْ يَعْبُدْ شَيْئاً وَ مَنْ عَبَدَ الِاسْمَ وَ الْمَعْنَى فَقَدْ أَشْ