.txt">فصل چهاردهم - ادعاى زهراى و تصديق ابوبكر</a><a class="text" href="w:text:1017.txt">فصل پانزدهم - فاطمه راستگوتر از زنان پيامبر پيامبر ص</a><a class="text" href="w:text:1018.txt">فصل شانزدهم - آيا شهادت تخصيص بردار است؟</a><a class="text" href="w:text:1019.txt">فصل هفدهم - مردوديت حديث عدم توريث انبيا</a><a class="text" href="w:text:1020.txt">فصل هيجدهم - چرا مسلمانان فاطمه را تنها گذاشتند</a><a class="text" href="w:text:1021.txt">عايشه و شدت حسادتش به خديجه ى كبرى</a><a class="text" href="w:text:1022.txt">فصل نوزدهم - خشم از دستگاه حكومت تا شهادت</a><a class="text" href="w:text:1023.txt">فصل بيستم - فدك از اموال خالصه بود</a><a class="text" href="w:text:1024.txt">فدك كجاست و سرانجام آنچه شد؟</a><a class="text" href="w:text:1025.txt">برگشت فدك</a><a class="text" href="w:text:1026.txt">فصل بيست و يكم - فاطمه در آئينه ى اشعار</a></body></html>نام کتاب : فاطمه ى زهراء در كلام اهل سنت جلد 2

نویسنده : سيد مهدى هاشمى حسينى

منبع : سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتنپيشگفتار

بسم اللَّه الرحمن الرحيم السلام عليك يا بضعه رسول الله يا بنت محمد- صلى الله عليه و آله و سلم - يا فاطمه الزهرا- سلام الله عليها-.

بعد از حمد و ثناى خداوند و درود بر انبياى عظام به ويژه محمد مصطفى و ائمه ى معصومين- عليهم السلام -.

منت و سپاس ذات يگانه را كه توفيقات و الطاف و بركاتش را بر اين بنده ى عاصى مرحمت فرمود تا جلد اول. كتاب «فاطمه زهرا- سلام الله عليها- در كلام اهل سنت از ولادت تا رحلت پيامبر» بعد از سه سال تلاش و تحقيق و همكارى دوستان و عزيزان به زيور طبع آراسته گرديد، و در ايام خجسته ى عيد سعيد قربان و غدير خم، بسال 1376 با زحمت و جديت مسئول محترم انتشارات حر و ويراستارى دانشور گرامى، آقاى محمد بديعى در بهترين ايام و لحظات به دست و دوستان كوثر الهى پيامبر رحمت- صلى الله عليه و آله و سلم- رسيد. و از پيشگاه خداوند متعال سپاسگزارم كه بركاتش را شامل حال نمود، تا اين كه جلد دوم «فاطمه ى زهرا- سلام الله عليها- در كلام اهل سنت» را كه كارهاى اوليه و جمع آورى روايات و احاديث آن قبلا انجام شده بود، جمع بندى مطلالب و تحقيق و بررسى نهايى آن به حمدالله به اتمام رسيد. باشد كه كوثر و مائده آسمانى پيامبر فاطمه ى زهرا- سلام الله عليها- گوشه چشمى نمايد و تا با شفاعت او خداوند پرونده ى اين بنده ى گناهكار را به امضاى ساقى كوثر رسانده و به دست راستم دهد.

اللهم آمين و له الحمد و له الشكر فصل اول

غمى جانكاه

در صفحات پايانى جلد اول اين كتاب «فاطمه ى زهرا- سلام الله عليها- در كتاب اهل سنت» گفته شد كه پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- در آخرين ساعات و لحظات حيات خود در خانه ى دختر گرامى اش فاطمه- سلام الله عليها- بود و در لحظه اى كه روح وى به ملكوت اعلى پرواز كرد، سر مباركش در آغوش على- عليه السلام- قرار داشت. و در اين حال فاطمه- سلام الله عليها- در كنار بستر حضرتش بود. و بدين گونه پيامبر دنيا را وداع فرمود و غمى جانكاه بر غمهاى دختر عزيزش افزوده شد. قطعا سخت ترين و سرنوشت سازترين دوران زندگى وى با رحلت پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- شروع شد. على- عليه السلام- همسر گرامى اش را تسلى و دلدارى مى داد و خطاب به فاطمه- سلام الله عليها- مى فرمود: خداوند صبر و پاداش شما را در غم رحلت پدرتان زياد فرمايد.

از 28 صفر سال 11 هجرى قمرى (رحلت پيامبر اكرم) تا 13 جمادى الاولى و يا 3 جمادى الاخرى [ بنابر اقوال اهل سنت بعضى شش و بعضى چهار ماه پس از رحلت پيامبر اكرم را گفتند.] همان سال كه رحلت آن بانوى بزرگ اسلام اتفاق افتاد، حساسترين و ناگوارترين برهه ى زندگى فاطمه- سلام الله عليها- بوده است.

سرانجام پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- از دنيا رفت و على- عليه السلام- و فاطمه- سلام الله عليها- و عباس و ديگران، مشغول غسل و كفن و دفن جنازه ى مطهر پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- شدند. اما عده اى كه خود را به صحابه و يار وى مى دانستند، آن حضرت را رها كرده، براى تعيين خليفه كردند. و بر خلاف صريح قرآن و فرمايشات پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- زير سقفى به نام «سقيفه» در حالى كه تعدادشان از انگشتان يك دست تجاوز نمى كرد جمع شدند، و به قول معروف انقلاب سفيد و بدون خون ريزى را با انكار آيه هاى ابلاغ، مودت، تطهير و مباهله و نيز سوره هاى كوثر و هل اتى انجلام دادند. و اقعا هر انسانى كه از اندك وجدانى برخوردار باشد و به وجدانش مراجعه كند و اين قضيه ى «سقيفه» را بررسى و تامل بنمايد، و آن همه سفارشات پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- درباره ى دخترش و ولايت و جانشين على- عليه السلام- و پيروى از قرآن و عترت را مد نظر قرار دهد، درباره ى اين كه آقايان پيكر پاك و مطهر پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- را بدون غسل، كفن و دفن روى زمين گذاشته و دست به غضب خلافت زدند، چه قضاوت خواهد كرد؟ آيا غير از اين قضاوت خواهد كرد كه اين آتش هاى زير خاكستر، فقط منتظر بودند كه پيامبر- صلى الله عليه و آله- چشم از اين جهان فرو بندد.

سرانجا آمدند و آن اجتماع را تشكيل دادند و چشمه ى زلال رسالت و امامت را كدر و آلوده به هواهاى نفسانى و شيطانى نمودند. اكنون حوادث و جريان غصب خلافت و ولايت و نيز ناراحتى و رنج بانوى دو عالم را از زبان محدثين و مورخين اهل سنت نقل و بررسى مى نمائيم:

عمر رضا كحاله در كتاب «اعلام النساء» مى گويد:

«ولملا ثقل- صلى الله عليه (و آله) و سلم- و جعل الموت يتغشاه قالت فاطمه- سلام الله عليها-: واكرب اباه فقالها النبى- صلى الله عليه (و آله) و سلم- ليس على ابيك كرب بعد اليوم، فلما توفى قالت: يا ابتاه اجاب ربا دعاه، يا ابتاه من جنه الفردوس ماواه يا ابتاه الى جبرئيل نعناه [ صحيح بخارى، ج 5، ص 15 و مسند ابى داود، ج ص، بلا كمى اختلاف و نورالابصار شبلنجى، ص 53.] و لما دفن رسول الله- صلى الله عليه (و آله) و سلم- اقبلت فاطمه على انس بن مالك فقالت يا انس كيف طابت انفسكم تحثوا على رسول الله- صلى الله عليه (و آله) و سلم- التراب ثم بكت، قالت فى رثاه:
اغبر افاق السماء و كورت 	  	شمس النهار واظلم العصران
فالارض من بعد النبى كئيبه 	  	اسفاء عليه كثيره الرجفان
فليبكه شرق البلاد و غربها 	  	و لتبكه مضر و كل يمان
و ليبكه الطود العظيم جوده 	  	و البيت ذوالاستلار والاركان
يا خاتم الرسل المبارك ضوه 	  	صلى عليك منزل القرآن

و وقفت فاطمه- سلام الله عليها- على قبر النبى- صلى الله عليه (و آله) و سلم- واخذت قبضه من تراب القبر فوضعتها على عينها و بكت و انشات تقول:
ماذا على من ثم تربه احمد 	  	ان لا يشم مدى الزمان غواليا
صبت على مصائب لو انها 	  	صبت على الايام صرن لياليا

و قلالت على قبره- صلى الله عليه (و آله) و سلم-:
انا فقدناك فقد الارض و ابلها 	  	و غاب مذغبت عنا الوحى والكتب
فليت قبلك كان الموت صادفنا 	  	لما نعيت و هالت دونك الكثب

[ اعلام النسلاء، ج 4، ص 114 و 113 و تذكره ابن جوزى، ص 285 والثغور الباسمه فى مناقب الفاطمه، ص 36.] .

و قتى كه بيمارى پيامبر اكرم- صلى الله عليه و آله و سلم- سنگين و شديد شد و مرگ او را فرا