:

- ما همواره به پرستش آن مى نشينيم تا «موسى» نزد ما بازگردد. و خداوند به آنان خطاب كرد:

- بوزينگانى خوار و خاموش گرديد!

شادمانى همچون پروانه اى پيرامون پيامبر بال افشاند. على، سرور و شور را براى محمّد ارمغان آورد. از آن سو، نيز برادرش «جعفر» از سرزمين «حبشه» بازگشت؛ جعفر كه درياى سرخ را پشت سر گذاشته و ريگزاران را طى كرده بود. با او مؤمنانى ديده مى شدند كه بى هيچ گناهى از سرزمين خود رانده شده بودند. تنها اتّهام آنان اين بود كه گفته بودند: «پروردگار ما اللّه است.» پيامبر، برادرِ على و فرزند «پشتيبانِ واپسين رسالت تاريخ» را در آغوش گرفت. چشمه سار شادمانى از چشمان پيامبر مى جوشيد. ندا برآورد:

- نمى دانم از كدام يك بيشتر شاد گردم: آمدن جعفر يا فتح خيبر؟ «ابوحفصه» با ديدن «اسماء» گفت:

- اين زن بزرگ شكم، اين زن حبشى... و آنگاه، به او خطاب كرد:

- ما پيش از شما هجرت گزيديم، پس ما به رسول خدا نزديك تر از شماييم.

آتشفشان خشم در ژرفناى زنى كه دوبار هجرت گزيده بود، بر جوشيد. از اين رو، گفت تا رسول خدا را نبيند، هرگز لب به غذا نخواهد زد:

- اى رسول خدا! پسر «خطاب» مى گويد: «ما پيش از شما هجرت گزيديم، پس ما به رسول خدا نزديك تر از شماييم.» پيامبر گفت:

- تو به او چه پاسخ دادى؟ - به او گفتم: «به خدا سوگند! چنين نيست. شما با رسول خدا همراه بوديد. او گرسنه ى شما را سير مى كرد و نادانتان را اندرز مى داد. امّا ما در «حبشه»، در سرزمين سرشار از سختى، به سر مى برديم.» - آرى، به خدا سوگند! او به من نزديك تر از شما نيست. او و همراهانش يك هجرت داشتند و شما اهل كشتى، دو هجرت.

افعى ها لانه هاى خويش را ترك كردند، پس از آن كه نيششان كنده شده بود. صلح بازگشت تا بر فراز زمين بال و پر بگسترَد. سامرى بار بربست، ردايش را گرد خود پيچيد و به سوى بيابان سرگشتگى رهسپار گشت.

آنگاه، «فدك» ماند و ساكنان آن. محمّد آمد، در حالى كه فرشتگان او را بر بال هاى خود گرفته بودند و بر فراز سرش بال هاى «جبرئيل» در اهتزاز بود.

مردى شتابان از آن منطقه پيش آمد:

- اى محمّد! زمين از آن شما باد و صلح از آنِ ما.

- نيمى از ميوه و بر و بار درختان نيز از آنِ شما باد. والسّلام!

پس آنگاه، از سوى خدا وحى آمد: «حقّ خويشاوند را اَدا كن.» [روم/ 38: «وفات ذاالقربى حقه.».] چنين بود كه پيامبر اعلان كرد:

- «فدك» از آنِ فاطمه است.

از آن روز، «فدك» سمبلى شد براى پيروزى انسان بر نفس خويش؛ و شكست «يهوداى اسخريوطى» و سوختن «گوساله». و فدك براى هميشه سمبل امانتى خواهد بود كه آسمان ها و زمين از پذيرفتنش سر باز زدند و انسان آن را پذيرفت.

آرى؛ فدك سمبل جانشينى انسان از سوى خدا در زمين است.

فدك از آن پس به زودى گسترش يافت و سراسر جغرافيا و تاريخ انسانى را در برگرفت: عدن، سمرقند، افريقا، كرانه ى درياها تا جزيره هاى دوردست، ارمنستان، و همه سوى خانواده ى بشرى.

بدينسان، همان گونه كه خداوند كلمه ى خويش را در مسيح نهاد و آن را به مريم عطا كرد، به فاطمه نيز فدك را بخشيد.

يهوديان خواستند كه عيسى را به نيرنگ بر صليب كشند، امّا خداوند او را به سوى خويش بركشيد. امّا راستى، فدك چه خواهد شد؟ اين بت جاهليّت عربى كه در عمق دل هاى تاريك نهفته است، با فدك چه خواهد كرد؟ 1001- عيون الاخبار، ج 2 ص 8 شماره 21.
1002- عيون الاخبار: ج 2 ص 25 شماره 6.
1003- عيون الاخبار، ج 2 ص 32 شماره 55.
1004- صحيفة الرضا، ص 63 شماره 101.
1005- عيون الاخبار، ج 2 ص 30 شماره 38.
1006- ثواب الاعمال ، ص 257
- الايقاظ من الهجته ، ص 250 شماره 29.
1007- ثواب الاعمال ، ص 258 شماره 5
- مثيرالاحزان ، ص 81.
1008- ثواب الاعمال ، ص 260 شماره 10.
1009- مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ص 107.
1010- اين حديث مكرر ترجمه شده است .
1011- امالى مفيد، ص 130 شماره 6.
1012- تفسير فرات كوفى ، احاديث شماره 362 و 578.
1013- الطور: 21.
1014- سوره طور، 21.
1015- تفسير فرات ، ص 445 و 446 شماره 57.
1016- الطور: 21.
1017- الانعام : 84.
1018- آل عمران : 184.
1019- آل عمران : 184.
1020- الانعام : 84.
1021- الانعام : 83.
1022- الانعام : 84.
1023- آل عمران : 184.
1024- آل عمران : 184.
1025- آل عمران : 184.
1026- الانعام : 84.
1027- معانى الاخبار، ص 106 شماره 1.
1028- هود 46.
1029- معانى الاخبار، ص 106 شماره 2.
1030- معانى الاخبار، ص 107 شماره 3.
1031- به ترجمه حديث سوم مراجعه شود.
1032- عيون الاخبار، ج 2 ص 63 شماره 264.
1033- به ترجمه حديث سوم مراجعه شود.
1034- عيون الاخبار، ج 2 ص 234 شماره 4.
1035- هود: 45.
1036- هود: 46.
1037- مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ص 107.
1038- تاريخ بغداد، ج 3 ص 54 شماره 997.
1039- به ترجمه حديث سوم مراجعه شود.
1040- احتجاج ، ج 2 ص 58
- بحارالانوار، ج 93 ص 240 شماره 3.
1041- الانعام : 84.
1042- آل عمران : 59.
1043- النساء: 23.
1044- سوره الانعام : 83.
1045- سوره الانعام ، 84.
1046- سوره آل عمران ، 61.
1047- سوره النساء، 23.
1048- النساء 23.
1049- تفسير القمى ، ج 1 ص 196.
1050- آل عمران : 184.
1051- النساء 23.
1052- كافى ، ج 8 ص 317 شماره 501
- بحارالانوار، ج 93 ص 239 شماره 3.
1053- آل عمران : 184.
1054- آل عمران : 184.
1055- آل عمران : 59.
1056- النساء: 23.
1057- النساء 23.
1058- مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ص 132.
1059- آل عمران : 59.
1060- الاحزاب : 40.
1061- آل عمران : 59.
1062- سوره احزاب ، 40.
1063- كافى ، ج 7 ص 48 شماره 4.
1064- كافى ، ج 7 ص 48 شماره 5.
1065- كافى ، ج 7 ص 49 شماره 6.
1066- به ترجمه حديث قبل مراجعه شود.
1067- كافى ، ج 7 ص 48 شماره 3.
1068- از بستانها و مزرعه هاى هفت گانه حضرت فاطمه است كه در احاديث قبلى ذكر گرديد.
1069- كافى ، ج 7 ص 47 و 48 شماره 1.
1070- الثاقب فى المناقب ، ص 291 شماره 248
- مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ص 385
- دلائل الامامة ، ص 48
- الخرائج و الجرائح ، ج 2 ص 531 شماره 7
- اخبار فاطمة : ابوعلى صولى ، به نقل آل ابى طالب از آن
- فضائل العشرة : ابوالسعادات ، به نقل مناقب از آن
- بحارالانوار، ج 43 ص 29 شماره 34
- بحارالانوار، ج 43 ص 46 ذيل شماره 44
- عوالم العلوم و المعارف ، ج 11 ص 116 شماره 2.
1071- ((امر ضرورى )) در اديان الهى عبارت از چيزى است كه اعتقاد و پذيرفتن آن ((واجب )) و عدم قبول آن يا انكار آن موجب خروج از دين مى گردد، برخى از ضروريات دين اسلام عبارتند از:
1 - اعتقاد به وجود خداوند
2 - اعتقاد به يگانگى خداوند
3 - اعتقاد به نبوت و انبيا
4 - اعتقاد به خاتميت حضرت محمد صلى الله عليه و آله
5 - اعتقاد به قرآن به عنوان كتاب دينى اسلام ، و وجوب پيروى از آن
6 - اعتقاد به تبعيت از پيامبر صلى الله عليه و آله و حرمت مخالفت با او
7 - اعتقاد به وجود قيامت ، و بهشت و جهنم ، وجود حسابرسى و... .
اينها نمونه هايى از ((ضروريات اعتقادى )) دين اسلام است اما در ذيل پاره اى از ((ضروريات عملى )) را نيز يادآور مى شويم :
1 - وجوب ترك محارم و انجام واجبات
2 - نماز
3 - روزه
4 - خمس
5 - زكات
6 - حج
7 - امر به معروف و نهى از منكر
و ... .
نكته قابل توجه درباره ضروريات دين آن است كه همه فرق و مذاهب اسلامى بر ضرورى و واجب يا حرام بودن آن اعتقاد دارند و در اين باره بين آنها اختلافى وجود ندارد گرچه ممكن است درباره جزئيات مربوط به آنها اختلاف وجود داشته باشد.
1072- تحف العقول ، ص 276
- معانى الاخبار، ص 180
- كنزالعمال ، حديث شماره 11.
1073- عيون اخبارالرضا، ج 2 ص 28