د: يا على- عليه السلام- آيا هر چه من بخواهم برايم انجام مى دهى؟ على- عليه السلام- فرمود: بلى فاطمه جان، بعد بى بى گفت: تو را به خدا سوگند مى دهم كه نگذارى اين دو نفر بر جنازه ى من نماز بخوانند و بر سر قبرم بيايند، و لذا على- عليه السلام- پس از دفن آثار قبر آن حضرت را محو نمود، به طورى كه آن دو نفر نتوانستند قبر فاطمه- سلام الله عليها- را پيدا كنند.

در همين رابطه بخارى مى گويد: فاطمه- سلام الله عليها- از آن دو نفر غضبناك شد و تصميم گرفت تا زنده است با آنها صحبت نكند «فوجدت انى فغضبت فاطمه على ابوبكر فهجرته فلم تكلمه (تكلمته) حتى توفيت.» [ صحيح بخارى، ج 5، ص 9، و صحيح مسلم، ج 7، ص 87.] فاطمه- سلام الله عليها- بر ابى بكر غضبناك شد، و از او فاصله گرفت و صحبت نكرد تا اين كه از دنيا رفت.

ابن قتيبه مى گويد: «فقالت: ارايتكما ان حدثتكما حديثا عن رسول الله- صلى الله عليه (و آله) و سلم- تعرفانه و تفعلان به؟ قالا: نعم، فقالت نشدتكما الله الم تسمعا رسول الله يقول: رضاء فاطمه من رضائى، و سخط فاطمه من سخطى، فمن احب فاطمه ابنتى فقد احبنى و من ارضى فاطمه فقد ارضانى، و من اسخط فاطمه فقد اسخطنى؟» قالا: نعم سمعناه من رسول الله- صلى الله عليه (و آله) و سلم-» [ الامامه والسياسه، ج 1، ص 14.] فاطمه- سلام الله عليها- به ابوبكر و عمر گفت: آيا اگر رسول خدا- صلى الله عليه و آله و سلم- حديثى فرموده باشد و شما آن را شنيده باشيد، حاضريد شهادت دهيد كه ما آن را شنيده ايم؟ گفتند: بله شهادت مى دهيم، فاطمه- سلام الله عليها- فرمود: من شما را به خدا سوگند مى دهم آيا نشنيده ايد كه رسول خدا- صلى الله عليه و آله و سلم- فرمود: رضاى فاطمه رضاى من است، و غضب فاطمه غضب من است، هركس فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه او را راضى كند مرا راضى كرده و هركس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است؟ آن دو نفر گفتند: بله ما از رسول خدا- صلى الله عليه و آله و سلم- اين كلام را شنيديم، بعد فاطمه- سلام الله عليها- فرمود: «انى اشهدالله و ملائكته انكما اسخطانى و لم ارضيتمانى لئن لقيت النبى لاشكونكما» خدا و ملائكه ى او را شاهد و گواه مى گيريم كه شما دو نفر (ابوبكر و عمر) مرا به غصب آورديد، و رضايت مرا فراهم ننموديد، اگر پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- را ملاقات كنم از شما دو نفر شكايت خواهم كرد.

ابوبكر گفت: «انا عائذ بالله من سخطه و سخطك يا فاطمه» پناه مى برم به خدا از غضب رسول خدا- صلى الله عليه و آله و سلم- و غضب تو اى فاطمه و چنان گريه كرد و سخنان فاطمه- سلام الله عليها- در او اثر گذاشت كه نزديك بود قالب تهى كند. فاطمه- سلام الله عليها- فرمود: «والله لا دعون الله عليك عند كل صلوه اصليها» به خدا سوگند در هر نمازى كه مى خوانم تو را نفرين مى كنم، تا آن كه ابوبكر از نزد او بيرون آمد و مردم دور او جمع شدند كه چرا چنين پريشانى؟ گفت: شما مردم همه شب با همسران خود سرگرم خوشى هاى خود هستيد و مرا به اين گرفتارى ها مبتلا كرديد، من به بيعت شما احتياجى ندارم، بياييد بيعت خود را پس بگيريد. [ الامامه والسياسه، ج 1، ص 14.] باز هم ابن قتيبه مى گويد: «غضبت فاطمه من ابوبكر و هجرته الى ان ماتت» [ الامامه والسياسه، ج 1، ص 14.] فاطمه- سلام الله عليها- از ابوبكر غضبناك شد و با او حرف نزد تا وفات نمود.

مسلم در صحيح خود مى گويد: «فلما توفيت دفنها زوجها على ليلا، و لم يوذن بها ابوبكر و صلى عليها» [ سيد على همدانى، مودت القربى، مودت سيزدهم و صحيح بخارى، ج 5، ص 10، فصل الخطاب و مسند احمد بن حنبل، ج 1، مسند فاطمه الزهرا- سلام الله عليها-.] چون فاطمه- سلام الله عليها- وفات نمود شوهرش على- عليه السلام- شبانه بر او نماز خواند و او را دفن نمود، و به ابوبكر خبر نداد كه بر جنازه او حاضر شود.

بخارى و احمد بن حنبل و مير سيد على همدانى مى گويند: «حب فاطمه ينفع فى ماه من المواطن، الموت، والقبر والميزان، والصراء والحساب فمن رضيت عنه ابنتى فاطمه رضيت عنه و من رضيت عنه رضى الله عنه، و من عضبت ابنتى فاطمه، غضبت عليه و من غضبت عليه غضب الله عليه، و ويل لمن يظلمها، و يظلم بعلها عليا، و ويل لمن يظلم ذريتها، و شيعتها.» [ فاطمه زهرا- سلام الله عليها- در كلام اهل سنت، ج 1، ص 15، ص 263.] از سلمان نقل مى كنند و سلمان هم از پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- كه فرمود: دوستى فاطمه- سلام الله عليها- در صد مورد فايده مى بخشد، و آسانترين آنها موقع مرگ، ميزان، پل صراء و موقع حساب مى باشند. پس كسى كه دخترم فاطمه- سلام الله عليها- از او راضى باشد، من نيز از او راضى هستم و كسى كه من از او راضى باشم، خدا از او راضى مى باشد و كسى كه فاطمه- سلام الله عليها- بر او غضبناك باشد من نيز بر او غضبناك هستم و كسى كه من از او غضبناك باشم خداوند بر او غضبناك است، واى بر آن كسى كه به فاطمه- سلام الله عليها- ظلم كند، واى بر كسى كه بر شوهرش على- عليه السلام- ظلم كند، واى بر كسى كه بر ذريه و شيعيان على- عليه السلام- و فاطمه- سلام الله عليها- ظلم كند!

ابن ابى الحديد راجع به خشم فاطمه- سلام الله عليها- از ابوبكر و عمر مى گويد: «فقد بينا ان دفنها ليلا فى الصحه اظهر من الشمس، و ان منكر ذلك كالدافع للمشاهدات... بل يقع الاحتجاج بذالك على ما وردت به الروايات المستفيضه الظاهره التى هى كالتواتر، انها اوصت بان تدفن ليلا حتى لايصلى الرجلان عليها و صرحت بذلك و عهدت فيه عهدا بعد ان كانا استاذنا عليها فى مرضها ليعوداها، فابت ان تاذن لهما، فلما طالت عليهما المدافعه رغبا الى اميرالمؤمنين- عليه السلام- فى ان يستاذن لهما و جعلاها حاجه اليه و كلمها- عليه السلام- فى ذلك و الح عليها، فاذنت لهما فى الدخول، ثم اعرضت عنهما عند دخولهما و لم تكلمهما، فلما خرجا قالت لاميرالمومنين- عليه السلام- هل صنعت ما اردت؟ قال: نعم قالت: فهل انت صانع ما آمرك به؟ قال: نعم، قالت: فانى انشدك الله الا يصليا على جنازتى و لا يقوما على قبرى!». [ شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 281.] در رابطه با دفن فاطمه- سلام الله عليها- در جواب قاضى القضات كه منكر دفن در شب است مى گويد: به تحقيق ثابت كرديم كه صحت دفن وى در شب روشن تر از خورشيد است و منكر آن مثل كسى است كه بديهيات و چيزهايى كه به عين اليقين مى بيند، منكر شود. روايات مستفيضه كه در حد تواتر است، دلالت مى كند كه فاطمه- سلام الله عليها- وصيت كرد كه او را در شب دفن كنند و حتى ابوبكر و عمر بر او نماز نخوانند و به اين مسئله تصريح و تاكيد نمود، بعد از درخواست ملاقات آن دو نفر جهت عيادت و امتناع فاطمه- سلام الله عليها- از دادن اذن و اصرار آن دو نفر بر عيادت، آنها به على- عليه السلام- مراجعه كردند تا اينكه وى براى آنها از فاطمه- سلام الله عليها- اجازه ملاقات و عيادت بگيرد، على- عليه السلام- با فاطمه- سلام الله عليها- صحبت فرمود و اصرار كرد تا اينكه بى بى اذن ملاقات و عيادت به آن دو نفر داد و وقتى كه داخل شدند فاطمه- سلام الله عليها- از آنها اعراض فرمود و صورت مب