وث شد؟ خديجه در 35 سالگى يا 40 سالگى به ازدواج محمد درآمد و محمد در آن زمان 25 ساله بود يا 23 ساله؟ پيامبر (ص) در چه سالى به معراج رفت؟ على (ع) هنگام اسلام آوردن 8 ساله بود يا ده ساله. همه از مباحث جنجالى تاريخ اسلام است، و علت آن است كه حجازيان تا آن زمان تاريخى مدون و مشخص نداشتند و از فرهنگ تاريخ گذارى نيز دور بودند. تا اينكه به روايت طبرى «هنگامى كه پيامبر (ص) به مدينه مهاجرت نمودند فرمان تاريخگذارى را صادر نمودند.»

«قال ابوجعفر حدثنى ذكريا... عن ابن شهاب ان النبى صلى الله عليه و سلم لما قدم المدينه- و قدمها فى شهر ربيع الاول- امر بالتاريخ» [ تاريخ طبرى ج 2 ص 388. ] تا ريخ تولد فاطمه عليهاالسلام نيز از مواردى است كه سخت مورد اختلاف واقع شده است نه علماى اهل سنت بر آن اجماع كرده اند و نه عالمان شيعى بر آن اتفاق نموده اند. دامنه ى اختلاف به ده سال كشيده شده است. ابن سعد در «طبقات» [ ج 8 ص 19 ] طبرى در «تاريخ» [ ج 11 ص 597. ] تولد فاطمه (س) را سال پنجم قبل از بعثت دانسته اند.

مسعودى در «مروج الذهب «[ ج 2 ص 298 ] و يعقوبى در «تاريخ» [ ج 2 ص 20 ] و قندوزى در «ينابيع الموده» [ ج 1 ص 170 ] گفته اند فاطمه (س) بعد از مبعث متولد گرديد.

ابن اثير در «كامل» [ ج 2 ص 341 ] فوت فاطمه (س) را در 29 سالگى اعلام كرده است كه با اين حساب تولد حضرت همان پنجم قبل از بعثت خواهد بود و همو در «اسدالغابه» [ ج 7 باب 71175 ص 220 ] تاريخ ازدواج فاطمه (س) را بعد از عروسى پيامبر (ص) با عايشه سال اول هجرى در سن پانزده سالگى مى داند، در اين صورت تولد فاطمه (س) بين يكم و دوم مبعث خواهد بود.

ابن حجر در «الصواعق المحرقه» [ ص 141 ] تاريخ ازدواج فاطمه (س) را در اواخر سال دوم هجرى و در سن پانزده سالگى مى داند كه تاريخ تولد حضرت در همان سال مبعث خواهد بود.

علماى شيعه نيز در تاريخ تولد فاطمه (س) اتفاقى ندارند و همانند مورخين و محدثين اهل سنت دامنه ى اختلاف را به چند سال كشانده اند. 
كلينى در «كافى» [ اصول كافى ج 1 ص 381 (كتاب الحجه باب مولد الزهرا) ] و على بن عيسى اربلى در «كشف الغمه»: [ ج 1 ص 449 ] ابن شهر آشوب در «مناقب» [ ج 3 ص 357 ] و محمد بن على بن احمد الفارسى در «روضة الواعظين» [ بحار ج 43 ص 7 ] تولد فاطمه (س) را سال پنجم بعثت دانسته اند. طبرى در «دلائل الامامه» [ بحار ج 43 ص 9 ] آن را در 45 سالگى پيامبر (ص) ذكر كرده اند كه همان پنجم بعثت خواهد بود.

سيد بن طاووس در «اقبال الاعمال» [ بحار ج 43 ص 8 ] به نقل از مرحوم مفيد تولد زهرا را سال دوم بعثت گفته اند، و كفعمى در «مصباح» [ بحار ج 43 ص 9 ] و شيخ طوسى در «مصباحين» [ بحار ج 43 ص 9 ] نيز تاريخ تولد را بيستم جمادى الاخر سال دوم مبعث دانسته اند.

بنابراين، انتخاب تاريخى صحيح از اين همه اختلاف امرى مشكل است و تنها راه چاره مراجعه به شواهد تاريخى و تحليل تاريخ است، كه مى تواند ما را به واقع نزديك كند.

شواهدى كه تولد فاطمه (س) را در قبل از بعثت تأييد مى كند.

الف: اكثر مورخان اهل سنت تاريخ تولد فاطمه (س) را سال تجديد بناى كعبه دانسته اند و حتى على بن عيسى اربلى نيز از ابن خشاب در مرفوعه اى از امام محمد باقر (ع) نقل مى كند «ولدت فاطمة بعد ما اظهره الله نبوه نبيه و انزل عليه الوحى بخمس سنين، و قريش تبنى البيت» [ كشف الغمه ج 1 ص 449 ] فاطمه (س) پنج سال بعد از نبوت در حالى كه قريش خانه را مى ساختند متولد شد.

آنچه در تاريخ مشهور است اينست كه تاريخ تجديد بناى كعبه پنج سال قبل از نبوت پيامبر (ص) بوده است و بعد از نبوت تجديد بنايى صورت نگرفته است.

ب: اگر تولد فاطمه (س) را سال پنجم بعثت بدانيم با روايت معروف نزول زنان بهشتى كه قبلا نقل كرديم قابل توجيه نيست. زيرا در اين روايت آمده است: خديجه سلام الله عليها هنگام تولد فاطمه (س) از زنان قريش خواست تا در زايمان، او را همراهى كنند و آنان پاسخ گفتند: «انت عصيتنا و لم تقبلى قولنا و تزوجت محمدا يتيم ابى طالب فقيرا لا مال له»... [ بحار الانوار ج 43 ص 3. ]

اگر تولد فاطمه (س) سال پنجم بعد از بعثت بود خديجه (عليهاالسلام) هيچ احتياجى به زنان قريش نداشت زيرا در اين سال عده اى از زنان مسلمان شده بودند و قطعا همسر پيامبر (ص) را در اين امر يارى مى نمودند. [ رجوع كنيد به زندگانى فاطمه زهرا (س)- دكتر شهيدى ص 31 ]

علاوه زنان قريش بعد از بيست سال نمى بايست خديجه را به دليل

ازدواج با محمد (ص) يتيم ابى طالب سرزنش مى كردند، بلكه حق اين بود كه وى را به دليل ايمان آوردن به پيامبر (ص) توبيخ مى كردند.

ج: مشهور اينست كه خديجه (ع) در سن 40 سالگى با پيامبر (ص) ازدواج نموده است [ فروغ ابديت ج 1 ص 164 ]، در صورتى كه تولد فاطمه (س) را پنج سال بعد از بعثت بگيريم بايد گفت در سن 60 سالگى، فاطمه (س) را زاييده است و اين امرى بعيد است.

اما با دقت در قرائن فوق درمى يابيم كه هيچكدام قانع كننده نيست. زيرا:

الف: شاهد اول در صورتى راضى كننده مى باشد كه بدانيم اصل را سال بناى كعبه قرار داده اند و فرع را تولد فاطمه (س) چه بسا مورخين ابتداء تولد را سال پنجم قبل از بعثت فرض كرده اند و سپس چون در همان سال كعبه تجديد بنا يافته بر آن تطبيق داده اند. به عبارت ديگر تقارن تجديد بنا و تولد زهرا (ع) احتياج به دليل دارد و همه ى اين اقوال عين ادعاست، البته روايتى كه از عباس عموى پيامبر (ص) نقل شده است (كه بين على (ع) و فاطمه (س) در بزرگى سن اختلاف بود و عباس گفت تو اى على (ع) چند سال قبل از بناى كعبه متولد شدى ولى دخترم فاطمه (س) سال بناى كعبه) [ انساب الاشراف بلاذرى، نقل از زندگانى فاطمه زهرا ص 26 ] دليل خوبى است. اما اين روايت به ادله ى مختلف قابل قبول نيست. زيرا:

على (ع) بنا بر مشهور در اول بعثت هشت ساله يا ده ساله بوده است و در خانه پيامبر (ص) زندگى مى كرده است قطعا شاهد تولد زهرا بوده است چه آن را پنجم قبل از بعثت بدانيم و چه بعد. و اين تفاوت سن يعنى سه تا پنج سال چيز كمى نيست كه على (ع) يا زهرا (س) در تشخيص قاصر باشند. چه اينكه زهرا (عليهاالسلام) نيز از لحظه اى كه اهل درك مى گردد بزرگترى على (ع) را مى فهمد. اين موضوع حتى در خانواده هاى معمولى هم بين همبازيها پيش نمى آيد تا چه رسد به خاندان وحى. مگر اينكه تفاوت سنى آنقدر كم باشد كه درك آن مشكل باشد و اين موضوع با هر نقلى با تولد على (ع) و زهرا (س) سازگار نيست.

ثانيا: از ظاهر اين روايت استنباط مى شود كه زهرا سلام الله عليها مدعى هم سنى يا مسنترى از على عليه السلام بوده است و بعيد است فاطمه (س) ادعاى كوچكترى كند و على (ع) ادعاى عكس آن كند و اين قابل قبول نيست. زيرا ادعا يا اثبات هم سنى يا بزرگترى هرگز براى زنان افتخارى نيست تا به مجادله كشيده شود بلكه زنان همواره تلاش دارند تا سن خود را كمتر جلوه دهند.

ثالثا: اين روايت با مبانى اعتقادى شيعه كه قائل به عصمت حضرت على و زهرا سلام الله عليهما مى باشند قابل توجيه نمى باشد. و روايت كشف الغمه علاوه بر مرفوعه بودن، در متن تعارض دارد از يك طرف تولد زهرا را بعد از بعثت مى داند و از طرف ديگر مقارن بناى كعبه و اين تعارض رواي