رده است، نه به خدا اين مخصوص حسن و حسين و فرزندان بلافصل فاطمه (س) است. آيا سزاوار است كه موسى بن جعفر مطيع خداوند باشد و روزش را روزه بگيرد و شبش را به عبادت قيام كند، با تو كه معصيت خداوند مى كنى يكسان باشد؟ آنگاه تو در قيامت نزد خداوند عزيزتر باشى (تساوى بى عمل و باعمل، عزت بى عمل است). جدم على بن حسين هميشه مى فرمود: براى نيكوكاران اهل بيت دو پاداش است و بدكاران از آنان را دو چندان از عذاب است.

سپس به آيه «انه عمل غير صالح» [ معانى الاخبار ج 1 ص 249 ] استناد كردند و فرمودند: «لما عصى الله عز و جل نفاه الله عن ابه، كذا من كان منا لم يطع الله عز و جل فليس منا و انت اذا اطعت الله فانت منا اهل البيت» [ معانى الاخبار ج 1 ص 249 ]: چون پسر نوح عصيان كرد، خداوند رابطه فرزندى وى را با نوح نفى كرد. همينطور هر كس از ما اطاعت خداوند را نكند از ما نيست. اما تو اى حسن اگر مطيع خداوند باشى از ما اهل بيت مى باشى.

سخنى از ابن تيميه

ابن تيميه در «منهاج السنه» درباره ى اين روايت مى گويد: به اتفاق همه ى حديث شناسان اين حديث دروغ است. حتى كسانى كه ناآشنا به حديث باشند مى فهمند كه اين حديث دروغ است. زيرا خيلى از زنان پاكدامن بودند، مانند: ساره، صفيه عمه رسول خدا، اما از فرزندان آنان عده اى نيكوكار گشته و عده اى بدكار. [ منهاج السنه ج 2 ص 126 بنقل الغدير ج 3 ص 175. ]

مرحوم علامه امينى در پاسخ مى فرمايند: اگر حديث صحيح و قطعى باشد، چگونه ممكن است آن را با اذهانى كه توان توجيه ندارند مردود شمرد؟

ثانيا مگر اتفاق و اجماع اهل حديث به دست اوست كه هر كجا مى خواهد به نام همه رد مى كند، در حالى كه اين حديث را دهها نفر از حديث شناسان و حفاظ، روايت كرده اند و صحيحش دانسته اند. حاكم، خطيب بغدادى، بزاز ابوبعلى، عقيلى، طبرانى، ابن شاهين، ابونعيم، محب طبرى، ابن حجر، سيوطى، متقى هندى، هيثمى، زرقانى، صباق و بدخشى اين حديث را در كتابهايشان روايت كرده اند. [ الغدير ج 3 ص 175 تا 176. ]

خداوند در مورد مريم نيز همين موضوع را مطرح نموده است و فرموده است: «والتى احصنت فرجها» مريم پاك دامن شد «فنفخنا فيه من روحنا» پس از روحمان در او دميديم، جمله بعد را با فاء آورده چه فاء تفريع باشد چه سببيت، نوعى از زمينه داشتن با ترتب را بيان مى كند.

ثانيا مطابق روايات، اين پاداش فقط در اولاد بلافصل فاطمه (س) بود كه تاريخ گواه تحقق وعده خداوند است. فرزندانى پاك و محسن از او متولد گشتند كه هر كدام سرآمد روزگار بودند. عبادت

عبادت، نياز بنده ى فقير است به پيشگاه خداوندگار غنى، يا زارى عبد خائف است به درگاه خالق صاحب جلال، يا راز عاشقانه شيفته واله است به وصال صاحب جمال، بنده هر چه خود را نيازمندتر ببيند يا عبد بيشتر به جلال او نظر اندازد، يا عاشق بيشتر به تماشاى جمال بنشيند، آن نياز و زارى يا اين عشقبازى بيشتر مى گردد.

اينجاست كه فاطمه (س) را مى بينم كه در شب اول زندگى نو تا صبح به عبادت برمى خيزد، يا شبهاى جمعه را تا طلوع فجر به پيشگاه او سر به سجده مى سايد. امام حسن (ع) مى فرمايد: «رأيت امى فاطمه قامت فى محرابها ليله الجمعه فلم تزل راكعه و ساجده حتى انفجر عمود الصبح...» [ كشف الغمه ج 1 ص 468، علل الشرايع باب 145 روايت اول ] مادرم را مى ديدم كه شب جمعه در محرابش به عبادت برمى خاست، پيوسته ركوع و سجده مى كرد تا سپيده از افق سر مى زد.

فاطمه (س) آنچنان در عبادت مشهور شد كه حسن بصرى كه خود از عباد معروف است مى گويد: «ما كان فى هذه الامه اعبد من فاطمه (س) كانت تقوم حتى تورم قدماه» [ مناقب ج 3 ص 341، احقاق الحق ج 10 ص 261 ] در امت محمد (ص) هيچكس در عبادت به پايه فاطمه (س) نمى رسد، آنقدر به عبادت قيام مى كرد تا اينكه پاهايش متورم شده بود. و چه شاهدى بهتر از على (ع) كه فرمود: «نعم العون على طاعه الله» [ ر. ك همين كتاب ص 71 ] فاطمه (س) ياور خوبى است در عبادت خداوند. و فاطمه (س) عبادت را با تمام وجود تجربه كرده بود و لذا فرمود: «من اصعد الى اله خالص عبادته اهبط الله عز و جل له افضل مصلحته» [ تنبيه الخواهر و نزهه النواظر (مجموعه ورام) ج 2 ص 108 ] هر كس با عبادت خالصانه اش به درگاه خداوند فراز آيد بهترين مصلحت خداوندى بر او فرود آيد. كو هموج واژگانِ اخگرين

فدك، ديگر نخلستان و روستا نيست، شده است رمز، شده است سرزمينى براى درگيريهاى شديد و نبردى سخت. فاطمه، چنين خواسته است، زيرا حق و ميراث غصب و آيه ها و حديثها لگدكوب شده اند.

كسى مى آيد و بدو خبر مى دهد كه خليفه كارگران را از زمين بيرون كرده است. زهرا، روسرى بر سر مى افكند. جلباب [ جلباب: پيراهن گشاد، جامه ى فراخ، پيراهن، چادر، روپوش. فرهنگ واژه هاى فارسى سره، فريده رازى. ] مى پوشد. با تنى چند از دختران هاشمى- در حالى كه دامنش به زمين كشانده مى شود [ اين حالت ايشان، نشانگر عظمت موضوع و فاجعه و شتابشان براى پيشگيرى از آن بود.- مترجم. ] و بسانِ پدر راه مى رود- وارد بر ابى بكر مى شود. خليفه در جمع مهاجران و انصار نشسته است. پرده اى كشيده اند. مى نشيند، پس آهى مى كشد. ناگهان بغض محبوس مردم مى تركد، مجلس [از شدت گريه] مى لرزد:

[ بلاغات النساء، ابن طيفور، ص 175- شرح ابن ابى الحديد، ابن ابى الحديد، ج 16، ص 252- لسان العرب، ابن منظور، ماده «لم»- النهاية، ابن امير، ماده «لم»- مروج الذّهب، مسعودى، ج 1، ص 311- اهل البيت، توفيق ابوعلم، ص 157- اعلام النساء، كحالة، ج 4، ص 116، كشف الغمّة، إربلى، ج 1، ص 479- بحارالانوار، مجلسى، ج 8، ص 108- النص و الاجتهاد، شرف الدين، ص 106- المراجعات، شرف الدين عاملى، مراجعه ى 103. ]:

- حمد خداى را بر آنچه نعمت بخشيده.. و ثنا و شكر بر او از آنچه پيشاپيش داده و نعمتهايى كه پياپى فروفرستاده. تعداد آنها از شمارش بيرون است خداوندى كه چشمها ياراى ديدنش را ندارند و زبان را توان وصف او نيست بى آن كه ماده اى قبلاً موجود باشد، اشيا را آفريد ، بى آن كه نيازى به آفرينش آنها داشته باشد سپس پاداش مردمان را بر اساس فرمانبردارى آنان مقرر فرمود و كيفرش را بر نافرمانى آنها قرار داد خداى با محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم تاريكيها را روشن فرمود و [او] مردم را از گمراهى رهانيد تا هنگامى كه پروردگار وى را با مهربانى و اختيار به سوى خويش بُرد پس او اينك از رنج اين جهان آسوده است سپس از پشت پرده رو به سوى انصار و مهاجران مى كند و سخنانِ از دل برآمده اش را چنين ادامه مى دهد:

«شما بندگان خدا، پرچمداران امر و نهى او و حاملان دين خدا و وحى او هستيد آفريدگار، ايمان را براى تطهير شما از شرك و نماز را براى پالايش شما از خودخواهى و زكاة را براى پاك كردن جان و افزايش درآمدتان قرار داد. حج را براى استوارى دين، عدالت را براى هماهنگى دلها، پيروى از ما را براى نظم جامعه و در امان ماندن از تفرقه معيّن فرمود.

اى مردم! بدانيد كه من فاطمه هستم و پدرم محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم، آنچه گويم غلط نيست و آنچه انجام دهم ستم نيست هنگامى كه خدا براى پيام آورش خانه ى پيامبران [بهش