ت، به خانه فاطمه (س) آمد.

- دخترم چيزى براى خوردن دارى؟

- نه به خدا پدرجان.

پيامبر (ص) بازگشت. همسايه فاطمه (س) مقدارى نان و گوشت پخته آورد، فاطمه (س) آنها را در ديگچه اى گذاشت و روى آن را پوشاند و گفت: «والله لا وثرن بهذا رسول الله على نفسى و من عندى»: به خدا قسم پيامبر (ص) را بر خودم و اهلم مقدم خواهم داشت. حسن و حسين را دنبال پدر فرستاد، پدر آمد، گفت: فدايت گردم خداوند چيزى رساند، براى تو نگه داشته ام...

اما هيچكدام از اين ها كه نقل شده است به پايه ايثار فاطمه (س) در شب عروسى نمى رسد، زيرا ارزشمندتر از لباس عروسى براى يك عروس در شب زفاف نيست و فاطمه (س) در همان شب همان لباس را بخشيد. [ احقاق الحق ج 10 ص 401. ] حضور در جبهه

سران كفر كه قدرت معنوى و سياسى خود را در خطر مى ديدند لحظه اى از توطئه دست نمى كشيدند، همه توان خويش را به كار مى بردند تا انقلاب محمدى را نابود كنند، آنان با تمام قوا در نزديكى احد تجمع نمودند، ولى از سپاه اندك اسلام سخت شكست خوردند، اما سهل انگارى عده اى و دنيادوستى عده اى ديگر، فرمان فرمانده را زير پا نهادند و تنگه احد، محل نفوذ دشمن را رها كردند. دشمن موقعيت را مناسب ديد، پاتكى شديد بر سپاه اسلام زد، عده اى به شهادت رسيدند. خبر در مدينه چون باد پيچيد. فاطمه (س) كه هم پدرش و هم همسرش در جبهه بودند سراسيمه به طرف خط مقدم حركت كرد. «پيامبر (ص) جراحتى كارى در صورت برداشته بود، دندان هاى پيشين او شكسته و كلاهخود او بر سرش خرد شده بود (اين صحنه فاطمه (س) را غمگين كرد. تصميم گرفت تا فورا زخمهاى پدر را مداوا نمايد.)

على (ع) با سپر آب مى آورد و فاطمه (س) زخمهاى پدر را مى شست، خون بند نمى آمد، فاطمه (س) قطعه حصيرى را سوزاند و خاكستر آن را روى زخم ريخت و آن را پانسمان كرد.» [ صحيح مسلم، كتاب الجهاد ج 12 ص 148، صحيح بخارى كتاب المغازى باب 141 ج 5 ص 203، الطبقات الكبرى ج 2 ص 48. ]

سيطره اسلام همچنان به پيش مى رفت، قدرت روزافزون محمد (ص) خواب از چشمان دشمن گرفته بود، سران كفر توطئه اى حساب شده تر چيدند، از تمام شهرها، گروهها و باديه ها، نيرو جمع كردند و جنگى فراگير را تدارك ديدند. پيامبر (ص) با مشورت ياران، نقطه اى استراتژيك را در نزديكى مدينه انتخاب كردند و در آنجا اردو زدند و به حفر خندق پرداختند و فاطمه (س) نيز در اردو حضور داشت. «فاطمه (س) در خندق قطعه اى نان به حضور پدر آورد و گفت: براى بچه ها نان پختم مقدارى هم براى شما آوردم. فرمود: دخترم اين اولين غذايى است كه بعد از سه روز در كام پدرت فرومى رود.» [ ينابيع الموده ج 2 ص 24، بحارالانوار ج 20 ص 245، الطبقات الكبرى ج 1 ص 400، التاريخ الكبير ج 1 ص 128. ] در غم شهيدان

دعوت پيامبر (ص) در سر تا سر جزيره العرب اثرى عميق بجا گذاشته بود. رسول خدا در سال هشتم سفيرى به دربار شام حكومت دست نشانده ى روم فرستاد، اما قبل از رسيدن به مقصد توسط فرمانروايان محلى شامات به شهادت رسيد، مجددا پيامبر (ص) 16 نفر مبلغ را براى رساندن پيام توحيد به شامات اعزام نمود، لكن ناجوانمردانه آنان را نيز به شهادت رساندند، پيامبر (ص) سپاهى براى ادب آنان مجهز كرد و فرماندهى آن را به جعفر بن ابى طالب سپرد. سپاه اسلام و روم در سرزمين موته با هم درگير شدند و فرمانده اسلام به شهادت رسيد. چون خبر شهادت جعفر به مدينه رسيد پيامبر (ص) به خانه وى رفت «اسماء همسر جعفر مشغول خمير بود، پيامبر (ص) فرزندان او را طلبيد، و آنان را در دامن خود گذاشت، اشك در چشمان مباركش حلقه زد، اسماء موضوع را فهميد و شروع به گريه كرد، فاطمه (س) نيز صداى گريه وى را شنيد و از شهادت پسر عموى خود آگاه شد، شتابان آمد و بلند بلند مى گريست و مى گفت: واى پسر عموى من واى...

پيامبر (ص) به فاطمه (س) فرمود: «خانواده جعفر به عزادارى مشغولند، غذايى براى آنان تهيه كن، فاطمه (س) سه روز غذاى خانواده شهيد را تهيه كرد كه اين عمل سنت بنى هاشم شد.» [ تاريخ يعقوبى ج 2 ص 65. ]

فاطمه (س) در خانه نيز براى جعفر گريه مى كرد پيامبر (ص) نوحه سرايى او را ديد و فرمود: براى جعفر، خانمى مانند فاطمه (س) بايد گريه كند.» [ الطبقات الكبرى ج 8 ص 282. ]

فاطمه (س) براى شهدا احترام خاصى قايل بود. در غم شهادت حمزه عزادار بود «و هر روز شنبه ها صبح بر مزار شهداى احد حاضر مى شد و سپس بر آرامگاه سيدالشهدا حمزه مى آمد و براى او از درگاه خداوند طلب رحمت و مغفرت مى كرد.» [ من لا يحضره الفقيه ج 1 ص 114. ] اول همسايه

فاطمه (س) هميشه حق همسايگان را بر اهل خانه مقدم مى داشت «الجار ثم الدار» جمله معروف فاطمه (س) است. حتى در نيايش ابتدا براى آنها دعا مى كرد چون به او مى گفتند تو براى ديگران دعا مى كنى، اما براى خودت نه؟ همان پاسخ را مى داد كه اول همسايه، سپس اهل خانه. [ عن موسى بن جعفر عن ابيه عن ابائه (ع) قال كانت فاطمه (س) اذا دعت تدعو للمؤمنين و المؤمنات و لا تدعوا لنفسها فقيل لها: يا بنت رسول الله انك تدعو اللناس و لا تدعوا لنفسك فقالت: الجار ثم الدار. وسائل الشيعه ج 4 ص 1151 روايت 8 و علل الشرايع باب 145 ص 182. ]

فاطمه (س) اين اخلاق را در مكتب پيامبر (ص) آموخته بود، پيامبر (ص) آنقدر در حق همسايگان سفارش مى كرد كه به گفته امام على (ع) خيال مى كرديم همسايه ارث مى برد. [ نهج البلاغه كتاب 47 ] اما پيامبر (ص) به فاطمه (س) در مورد همسايه سفارش خصوصى نموده بود، رسول خدا نوشته كوچكى به دخترش داد و به او فرمود: آنچه را در او نوشته بياموزد. در آن چنين آمده بود: «من كان يومن بالله و اليوم الاخر فلا يوذى جاره...» هركس به خداوند و روز جزا ايمان داشته باشد همسايه را آزار نرساند... [ اصول كافى ج 2 ص 489 كتاب العشره باب حق الجوار ] و اين بود كه چون شب جمعه فرامى رسيد تا سپيده دمان نماز مى خواند و ديگران را دعا مى كرد و چون فرزندش حسن مى گفت: چرا به خود دعا نمى كنى؟ مى فرمود: «الجار ثم الدار». [ كشف الغمه ج 1 ص 468، علل الشرايع باب 145 روايت اول. ] آيين همسرى

بى شك زنان در زندگى خانوادگى نقش محورى و تعيين كننده دارند، اگر مدعى باشيم كه در جوامعى كه هنوز كانون خانواده به حيات گرمى مى بخشد، زن نقش اول را ايفا مى كند، گزافه نگفته ايم، و اگر بگوييم زن سالارى جزء لاينفك زندگى خانوادگى است، بى راهه نرفته ايم. زيرا اوست كه روابط را تعيين مى كند اوست كه خانواده را رهبرى مى كند، شكيبايى اوست كه به مرد در مشكلات تحمل مى دهد و اگر او فشارى بياورد، مرد زبون تن به هر ذلتى خواهد داد. گرچه مرد قيافه رياست مى گيرد اما با دقتى همين قيافه هم با سياست زن است.

آه اگر روزى همه زنان فرشته مى شدند، چه بهشت برينى در زمين خلق مى شد. اگر روزى زنان به آنچه داشتند قانع مى شدند، مردان چه عظمتى كسب مى كردند. اگر روزى توقعات آنان كم مى شد چه كانونهاى سردى كه باز عشق، گرمى بخش آن مى شد.

روزى على (ع) وارد خانه شد گفت: فاطمه! چيزى براى خوردن دارى؟ گفت: به خدايى كه پدرم را به پيامبرى برگزيد، هيچ چيز براى خوردن نيست، اگر چيزى هم بود تو را بر خود و بچه ها مقدم مى داشتم، عل