(س) حامله شده سختى كار او را رنجور كرده، خادمى براى شما فرستاده اند، خوب است وى را به ما بدهيد تا كمك كار فاطمه (س) باشد.

پيامبر (ص): خادم را به ديگران بخشيده ام، ولى اگر موافق باشيد چيزى بهتر از خادم به شما بدهم؟

- بلى اى رسول خدا.

پيامبر (ص): هنگاميكه به رختخواب مى رويد، 34 مرتبه تكبير بگوييد، 33 مرتبه خداوند را تسبيح كنيد، 33 مرتبه او را حمد كنيد. اين 100 ذكر از خدمتكارى كه خواسته ايد بهتر است.

فاطمه (س) سه بار گفت: «رضيت عن الله و رسوله»: از خدا و رسولش راضيم، از خدا و رسولش راضيم، از خدا و رسولش راضيم. [ اين داستان محتواى 17 روايت از كنزل العمال ج 15 ص 496 تا 508 و علل الشرايع ص 366 و امالى صدوق ص 512 مجلس 93 و مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 206 و ص 305 و 174 و 260 و 287 و... مى باشد. ] تحقيقى در تسبيحات حضرت زهرا

از بررسى روايات در مورد تسبيحات حضرت زهرا چنين به دست مى آيد كه: شأن نزول آن همان سختى كار بر فاطمه (س) و درخواست خادمه بوده است، و در اين هيچ شك و شبهه اى وجود ندارد. اما آيا وقت تسبيحات بعد از خواب است، يا بعد از نماز؟ و عدد هر كدام از اذكار چند است و ترتيب آن كدام؟ روايات مختلفى وارد شده است، كه به بررسى آن مى پردازيم.

زمان:

بيشترين روايات، زمان تسبيحات را قبل از خواب تعيين كرده اند [ كنزل العمال ج 15 ص 496 تا 509 الطبقات الكبرى ج 8 ص 25، صحيح بخارى ج 5 ص 81 ] اما در بعضى روايات وقت آن را بعد از نماز ذكر كرده اند. [ امالى صدوق مجلس 93 ص 512 و كنزل العمال ج 15 ص 502 روايت 41919 ] بنابراين جمع روايات اين است كه تسبيحات حضرت زهرا هم قبل از خواب مستحب است و هم بعد از هر نماز، و احتمال فراوان است كه روات در اثر فراموشى به يكى از اوقات آن اشاره كرده اند. لذا در بعضى روايات هم به قبل از خواب اشاره دارد و هم بعد از نماز هر چند در اين روايت عدد اذكار با مشهور تفاوت بسيار دارد. [ الطبقات الكبرى ج 8 ص 25، و كنزل العمال ج 15 ص 497 روايت 41968. ]

عدد:

در بعضى روايات عدد 34 را مخصوص تكبير ذكر كرده اند و تعداد تسبيح و تحميد را 33 دانسته اند و در بعضى روايت حمد را 34 و در بعضى تسبيح را 34 دانسته اند.

آنچه قطعى است اينست كه مجموعه اذكار نه از 100 كمتر است و نه بيشتر.

لذا روايتى به عدد 100 تصريح دارد. [ مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 309 روايت 1249، كنزل العمال ج 15 ص 496 روايت 41967 ] در يك بررسى آمارى از مجموع 13 روايت 11 روايت، 34 را مختص تكبير دانسته است. لذا با اين بررسى مطمئن مى شويم كه ذكر «الله اكبر» 34 مرتبه است و «سبحان الله» و «الحمدلله» 33 مرتبه مى باشد.

ترتيب:

در زمينه ترتيب هم روايات مختلف است بعضى روايات چنين ترتيبى دارد: سبحان الله، الحمدلله، الله اكبر. بعضى تكبير را مقدم دانسته اند و سپس تسبيح و بعد حمد را ذكر كرده اند و بعضى بعد از تكبير حمد را مقدم دانسته اند.

از بررسى مجموع رواياتى كه نگارند ملاحظه نموده است، آنچه كه قطعى است اينست كه هيچكدام از اين روايات حمد را اول ذكر نكرده اند. بلكه ذكر اول را يا «الله اكبر» دانسته اند يا «سبحان الله» و بيشترين روايات تسبيح را مقدم دانسته اند. اما با بررسى و دقت در روايات، ترتيب خاصى استنباط نمى گردد و شايد علت آن اين باشد كه مراعات ترتيب شرط نشده است. اما با يك استنباط ذوقى به نظر مى رسد كه ذاكر ابتدا خداوند را به عظمت ياد كند و سپس آن ذات بزرگ را تسبيح بگويد و آنگاه خداوند را بر اين توفيق ذكر سپاس گويد.

بنابراين مستحب است بعد از هر نمازى و قبل از خواب 34 مرتبه «الله اكبر» و 33 مرتبه «سبحان الله» و 33 مرتبه «الحمدلله» گفته شود كه او به حقايق امور آگاه تر است. زيور

اسلام براى جلا و رونق دادن بيشتر به زندگى خانوادگى به زنان سفارش مى كند تا با زيورآلات به زيبايى خود بيفزايند، شيخ حر عاملى در وسايل فرموده است: «براى زن كراهت دارد كه زيور و رنگ را ترك كند هر چند پير باشد يا همسرش نابينا باشد». امام باقر (ع) مى فرمايند: «لا ينبغى للمرأه ان تعطل نفسها ولو ان تعلق فى عنقها قلاده» سزاوار نيست كه زن خود را به زيور آرايش ندهد لااقل گردنبندى به گردن بياويزد. [ وسائل الشيعه ج 14 ص 118 باب 85 و نيز رجوع كنيد به حريم عفاف ص 185. ]

اما فاطمه (س)، نه! او دختر پيامبر (ص) رهبر مسلمانان است، و همسر على (ع) پيشواى مؤمنان. او بايد ساده زيستى را اصل قرار دهد تا بين دختر رهبران الهى و خسروان فاروق باشد، پدرش حامل پيام آسمانى است، او آمده است تا طرحى نو دراندازد، و بر فرهنگ مستكبران خودخواه با عمل خويش يورش برد، او آمده است تا بگويد: دربار محمديان و علويان مهر باطلى بر دربار كسرايان و قيصران است. او آمده است اعلام نمايد همه حكومتها باطلند و تنها حكومت حق حكومت محمدى است.

ثوبان خادم پيامبر (ص) گزارش مى دهد كه: چون پيامبر (ص) عازم سفر مى شد، با آخرين كسى كه وداع مى كرد، فاطمه (س) بود، و چون بازمى گشت، اولين كسى را كه ملاقات مى كرد، فاطمه (س) بود.

خبر بازگشت پيروزمندانه پيامبر (ص) از جنگ، در شهر پيچيد. شهر خود را براى استقبال آماده مى كرد. فاطمه (س) نيز به يمن ورود پدر و همسر، پرده اى به درب خانه آويزان كرد، و گردنبندى به گردن و حسن و حسين را به دستبند نقره اى آراست، پيامبر (ص) بى اعتنا به خانه فاطمه (س) گذشت، دختر رسول خدا دريافت كه پدر از تجملات رنجيده است. پرده را فروكشيد و دستبندها و گردنبند را كند و به پيشگاه پدر فرستاد تا در راه خدا هزينه كند.

چون مرسوله را نزد پيامبر (ص) آوردند، سه مرتبه فرمود: پدرش فدايش باد. «مالال محمد و للدنيا فانهم خلقوا للاخره و خلقت الدنيا لغيرهم...» ال محمد را با دنيا چه كار؟ آنان براى سراى ديگرى آفريده شدند و اين سرا براى ديگران آفريده شده است. [ مناقب ج 3 ص 343، ينابيع الموده ج 2 ص 26، احقاق الحق ج 10 ص 291، كشف الغمه ج 1 ص 451، ذخائر العقبى ص 51. ]

در بعضى روايات آمده است، چون حسن و حسين به گريه افتادند، پيامبر (ص) به ثوبان فرمود: دو دست بند استخوانى [عاجى] برايشان خريدارى كن. [ ذخائر العقبى ص 52، كشف الغمه ج 1 ص 451، التاريخ الكبير ج 4 ص 36. ] محمد (ص) نسبت به ساده زيستى دخترش بسيار حساس بود، هرگز اجازه نمى داد، حريم نبوى به ذخائر و تجملات آلوده گردد، او تلاش مى نمود، كه اخلاق پادشاهى در خاندان نبوت رخنه نكند.

يك بار گردنبند طلا از بيت المال سهم على (ع) شد، آن را به فاطمه (س) هديه كرد، پيامبر (ص) بر فاطمه وارد شد و آن را در گردن وى ديد، فرمود: «يا بنية لا تقترى يقول الناس ان فاطمه بنت محمد (ص)، و عليك لباس الجبابره» دخترم مبادا قول مردم كه مى گويند فاطمه (س) دختر محمد (ص) است، تو را فريب دهد و تو لباس جبابره و (خاندان ستمگران) را پوشيده باشى. فورا فاطمه (س) گردنبند را شكست و روز ديگر آن را فروخت و برده اى را خريد و در راه خدا آزاد كرد. چون خبر به پيامبر (ص) رسيد خوشحال شد و بر او آفرين گفت. [ ذخائر العقبى ص 51، ينابيع الموده ج 2 ص 25. در روايت ديگرى چنين آمده است عن على (ع) ان النبى (ص) دخل على ابنته فاطمه فاذا فى عنقها قلاده فاعرض عنها فقطعتها فرمت بها فق