 قيامت پاداش و كيفرش در گروه كار و عملش مى باشد و كسى كه كارهاى نيك انجام دهد، يا انجام داده است زود نتيجه كارش را هم مى بيند).


 

    «و للبخيل موقف مهين «و للبخيل موقف مهين

    تهوى به النار الى سجين» تهوى به النار الى سجين»

«شراب الحميم و الغسلين» (و براى افراد بخيل و تنگ نظر توقف گاهى سخت است كه به واسطه ى بخل در آتش سقوط مى كنند و منزلگاه و ماواى او سجين بوده و آب شرب او چشمه جوشان و سوزان حميم و آبى كه از چرك و كثافت انسانهاى گناهكار جمع شده است مى باشد).

قالت فاطمه سلام الله عليها-:


 

    «اطعمه و لا ابالى الساعه «اطعمه و لا ابالى الساعه

    ارجو اذا اشبعت ذا مجاعه» ارجو اذا اشبعت ذا مجاعه»


 

    «ان الحق الاخيار والجماعه «ان الحق الاخيار والجماعه

    و اسكن الخلد و لى شفاعه» و اسكن الخلد و لى شفاعه»

(فاطمه- سلام الله عليها- فرمود: مسكين را اطعام و سير مى كنم و هيچ گونه باك ندارم كه اين لحظه و ساعت را (و لو اينكه خودم گرسنه هستم) و اميدوارم كه وقتى گرسنه اى را سير كردم، خداوند كه اختيار همه مخلوقات به دست اوست، مرا در بهشت جاويد خود سكنى دهد و شفاعت مرا قبول فرمايد).


 

    «فاطم بنت السيد الكريم «فاطم بنت السيد الكريم

    بنت نبى ليس بالذميم» بنت نبى ليس بالذميم»

(فاطمه سلام الله عليها دختر سرور و آقاى بزرگواريست و دختر پيامبرى كه صفت هاى زشت و نكوهيده در او نيست).


 

    «قد جائنا الله بذاليتيم «قد جائنا الله بذاليتيم

    قد حرم الخلد على الليئم» قد حرم الخلد على الليئم»

(به تحقيق خداوند آورده است براى ما اين يتيم بى سرپرست را كه خداوند جاودانگى در بهشت را بر آدم لئيم و بخيل حرام فرموده است).

«يحمل فى الحشر الى الجحيم- شرابه الصديد والحميم» (آدم بخيل و لئيم در روز قيامت به جهنم برده مى شود و آب شرب وى از چرك و زرد آب و خونابه ى چركى و آب گرم و جوشان مى باشد).


 

    «من يجود اليوم فى النعيم «من يجود اليوم فى النعيم

    شرابه الرحيق والتسنيم» شرابه الرحيق والتسنيم»

(كسى كه امروز بذل و بخشش مى كند فرداى قيامت آب شربش آب خالص و زلال و خوش گوار بهشتى خواهد بود).

قالت فاطمه:


 

    «انى اطعمه و لا ابالى «انى اطعمه و لا ابالى

    و اوثر الله على عيالى» و اوثر الله على عيالى»

«و امسو جياعا و هم اشبابى» (فاطمه سلام الله عليها- فرمود: اطعام و سير مى كنم بچه يتيم را و از اين كار خودم هيچ گونه نگرانى ندارم و او را بر خودم مقدم مى دارم و در راه خدا ايثار مى كنم (حاضرم خودم گرسنگى بكشم تا بنده ى ضعيف و مستحق خدا نااميد نشود) و فرزندانم با شكم گرسنه شام كردند و اينان بچه شيران منند، از گرسنگى خودشان باك ندارند).


 

    «فاطم يا بنت النبى احمد «فاطم يا بنت النبى احمد

    بنت نبى سيد مسعود مسدد» بنت نبى سيد مسعود مسدد»

(فاطمه سلام الله عليها- اى دختر پيامبرى كه خداوند او را احمد ناميده است. و دختر پيامبرى كه آقا و سرور و سالار همه ى پيامبران مى باشد).


 

    «منى على اسيرنا المقيد «منى على اسيرنا المقيد

    من يطعم اليوم يجده فى الغد» من يطعم اليوم يجده فى الغد»

(آرزوى اسير ما كه مقيد و بى كس است، اگر كسى امروز او را اطعام كند در فرداى قيامت نتيجه كار خير و اطعام خويش را مى يابد).


 

    «عند العلى الماجد الممجد «عند العلى الماجد الممجد

    من يزرع الخيرات سوف يحصد» من يزرع الخيرات سوف يحصد»

(در نزد خداى بلند مرتبه و بزرگوار، كسى كه كارهاى خيرى را انجام دهد زود است كه نتيجه كار و زرع خود را درو كند و به دست بياورد.

قالت فاطمه:


 

    «لم يبق عندى اليوم غير صاع «لم يبق عندى اليوم غير صاع

    قد مجلت كفى مع الزراع» قد مجلت كفى مع الزراع»

(فاطمه- سلام الله عليها- فرمود: امروز در نزد من جز يك صاعى ديگر چيزى باقى نمانده است، به تحقيق دو كف دست من با ذراع ورم كرده است).


 

    «ابناى و الله مع الجياع «ابناى و الله مع الجياع

    ابوهما للخير ذو اصطناع» ابوهما للخير ذو اصطناع»

[ تذكره الخواص، ص 200، شرح حالات فاطمه زهرا- سلام الله عليها-، و بر سوئى، تفسير جامع البيان، ج 8، ص 300، در تفسير سوره هل اتى جزء 29.] (قسم به خدا دو فرزندم از گرسنگى رنج مى برند، و پدر آنان در كارهاى خير و رسيدگى به محرومين در تلاش و فعاليت مى باشد).

فاطمه و زورگويى خصم


 

    «و دعوى القوى كدعوى السباع «و دعوى القوى كدعوى السباع

    من الظفر و الناب برهانها» من الظفر و الناب برهانها»

[ يكى از شعراى عرب.] (ادعاى زورمند همانند ادعاى درندگان است و دليل و مدرك آن چنگال و دندان برنده او مى باشد).

فاطمه و اقامه شهود و نپذيرفته شدن آنها


 

    «ثم قالت فنحله لى من والد «ثم قالت فنحله لى من والد

    ىَ المصطفى فلم ينحلاها» ىَ المصطفى فلم ينحلاها»

(فاطمه- سلام الله عليها- فرمود فدك اعطا و بخشش پدرم براى من است، ولى آن دو نفر فدك را به وى باز نگرداندند).


 

    «فاقامت بها شهودا فقالوا «فاقامت بها شهودا فقالوا

    بعلها شاهد لها و ابناها» بعلها شاهد لها و ابناها»

(آن دو نفر گفتند كه شاهد بياورد، فاطمه شهود آورد و گفتند كه شاهد شوهرش و دو فرزندش مى باشد و قبول نكردند.)
 

    «لم يجيزوا شهاده ابنى رسول «لم يجيزوا شهاده ابنى رسول

    الله هادى الانام اذصباها» الله هادى الانام اذصباها»

«لم يكن صادقا على و لا فاطمه عند هم و لا ولداها» (گواهى دو پسر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم- را نپذيرفتند در حالى كه وى (پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- هادى و پيشواى مردم بود زيرا كه آن دو نفر با زهرا- سلام الله عليها- دشمنى ورزيدند).

(على- عليه السلام- و فاطمه- سلام الله عليها- در نزد آنها راستگو و صادق نبودند و فرزندان آنها حسن- عليه السلام- و حسين- عليه السلام- هم راستگو نبود).


 

    «كان اتقى لله منهم عتيق «كان اتقى لله منهم عتيق

    قبح القائل المحال و شاها» قبح القائل المحال و شاها»

(بودند افراد نيكوكار و با تقوايى از مسلمانان كه به جهت ترس از خدا و روز قيامت از زورگويى و حسادت پرهيز مى كردند).

فاطمه و ادعاى نحله بودن فدك


 

    «و اتت فاطم تطالب بالارث «و اتت فاطم تطالب بالارث

    من المصطفى فما ورثاها» من المصطفى فما ورثاها»

(فاطمه سلام الله عليها- آمد و ارث خود را مطالبه فرمود، كه از مصطفى- صلى الله عليه و آله و سلم- آنچه كه مانده است براى اوست).

«ليت شعرى لما خولفت سنن- القرآن فيها و الله قد ابراها» (اى كاش مى دانستيم آن هنگامى كه با روش قرآن در مورد فاطمه- سلام الله عليها- مخالفت شد و در حالى كه خدا آن روش و سنن را ظاهر فرمود بود).


 

    «رضى الناس اذتلوها بمالم «رضى الناس اذتلوها بمالم

    ليرض فيها النبى حين تلاها» ليرض فيها النبى حين تلاها»


 

    «نسخت آيه المواريث منها «نسخت آيه المواريث منها

    ام هما بعد فرضيها بدلاها» ام هما بعد فرضيها بدلاها»


 

    «ام ترى آيه الموده لم تلات «ام ترى آيه الموده لم تلات

    بود الزهراء فى قرباها» بود الزهراء فى قرباها»

(آيه ى ارث