 لكن عايشه طاقت نياورد رفتار پيامبر (ص) با فاطمه را مورد اعتراض قرار داد و گفت: چرا او را مانند عسل مى ليسى؟ [ ينابيع الموده ج 2 ص 22 ] فرمود: شب معراج، به بهشت درآمدم، درختى را آنجا ديدم كه از آن زيباتر نبود از برگش برگى براق تر و از ميوه اش ميوه اى خوشمزه تر نبود، از ميوه اش خوردم، از آن ميوه نطفه فاطمه بوجود آمد و خديجه از همان نطفه حامله شد، و دخترم بوى همان بهشت را مى دهد هرگاه براى بهشت دلتنگ مى شوم او را مى بويم [ الدار المنثور ذيل آيه اول سوره اسراء ] و از اين رو فاطمه را حوراء انسيه گفته اند.

[ كشف الغمه ج 1 ص 459. اين روايت كه انعقاد نطفه فاطمه از ميوه بهشتى است از مشهورات بين شيعه و سنى است. اين روايت را ابن عباس، سعيد بن مالك، عمر بن الخطاب و عايشه نقل كرده اند. (احقاق الحق از ص 1- 10) همچنين مراجعه كنيد به مناقب ج 3 ص 335، علل الشرايع باب 147 ص 184، احتجاج طبرسى ج 2 ص 382، ينابيع الموده ج 2 ص 22، كنزل العمال ج 12 ص 109 و ذخائر العقبى ص 36.]

برترين بانو

مريم دختر عابد و پرهيزكارى كه پاكيش زمينه تولد عيسى گرديد، اعمالش و مادريش براى پيامبر خدا موجب شد كه از بين زنان زمان از طرف خداوند برگزيده شود [ و اذ قالت الملئكه يا مريم ان الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساء العالمين- آل عمران 42. ] و فاطمه نيز بخاطر اخلاص، وراثت محمد (ص) در نسل به او منتقل شد و برترين بانوان اسلام گرديد [ مناقب ج 3 ص 323: اين تعليل را حسين بن روح «رض» در پاسخ به پل الهروى داده است كه از او سؤال كرده چرا فاطمه با وجودى كه كوچكتر بود از ساير خواهرانش افضل بوده است. فرمود، انها ورثت رسول الله (ص) و نسل رسول الله فيها و لم يخصصها الله بذلك الا بفعل الاخلاص عرفه من نيتها ] فاطمه سه خواهر ديگر از همين پدر و از همين مادر داشت هر چند داشتن چنين خانواده اى خود افتخار است [ ذخائر العقبى ص 44 ] اما هيچكدام چنين مقامى را نيافتند.

در اين كه فاطمه (س) برترين بانوى اسلام است بين شيعه و سنى اختلافى نيست. اما بين اهل سنت در اينكه آيا فاطمه از مريم والاتر است يا نه اختلاف شده است. امام احمد بن جنبل در مسند در روايتى از رسول خدا چنين آورده است: «فاطمه سيده نساء اهل الجنه الا ما كان من مريم بنت عمران.» [ مسند ج 4 ص 159 ] اما در روايتى ديگر ابن عساكر از قول حذيفه نقل مى كند كه پيامبر (ص) فرمودند: فرشته اى از آسمان بر من نازل شد كه هيچگاه قبل از آن فرود نيامده بود، مرا بشارت داد كه: «ان الحسن والحسين سيد شباب اهل الجنه و ان فاطمه سيد نساء اهل الجنه.» [ كنزل العمال ج 12 ص 108 و ج 13 ص 675 ] در اين روايت فاطمه بصورت مطلق سرور زنان بهشتى معرفى شده است.

در روايتى ديگر محب الدين طبرى از قول ابن عباس نقل مى كند كه پيامبر (ص) فرمودند: «افضل نساء اهل الجنه، خديجه بنت خويلد، و فاطمه بنت محمد و مريم ابته عمران و آسيه ابنه مزاحم امراة فرعون» [ ذخائر العقبى ص 42 ] در اين روايت خديجه، فاطمه مريم و آسيه در يك رديف قرار گرفته اند و همگى به عنوان بانوان برتر بهشت مطرح شده اند. همين روايت را مرحوم طبرى در ذيل آيه 42 آل عمران از قول انس و ابى موسى اشعرى نقل مى كند و سپس در روايتى ديگر مريم را بالاتر معرفى مى كند. [ تفسير طبرى ج 3 ص 180. ]

اما دو كتاب صحيح از اهل سنت يكى سنن ابن ماجه و ديگرى صحيح مسلم روايتى را به دو طريق از عايشه نقل كرده اند كه هيچكدام نامى از مريم نبرده است، و آن چنين است كه هنگامى كه پيامبر در حال احتضار بودند در گوش فاطمه مطلبى را گفتند كه اول فاطمه گريه كرد، بعد بلافاصله خنديد. سپس خود فاطمه مطلب را چنين توضيح دادند كه پيامبر (ص) فرمود:

«... الا ترضين ان تكونى سيده نساء العالمين او نساء هذه الامه؟ [ سنن ابن ماجه ج 1 ص 518 و صحيح مسلم ج 2 ص 5- 6 ]» آيا از اينكه سرور زنان جهان يا سرور زنان امت محمد باشى راضى نيستى؟ و ابن سعد در طبقات آن را اينگونه نقل كرده است: «اما ترضين ان تكونى سيده نساء هذا لامه او نساء العالمين [ الطبقات الكبرى ج 8 ص 27. ]» ناگفته نماند كه پيامبر (ص) برترين بانوى جهان و برترين بانوى امت اسلامى را در يك رديف قرار داده است زيرا همانطور كه فضيلت امت محمدى بر امت عيسوى ثابت است، فضيلت فاطمه بر همه زنان امتها نيز ثابت است.

با بررسى روايات و تعارض آن با روايت صحاح به نظر مى رسد چون روات حديث تضاد ظاهرى گفته پيامبر (ص) را با كلام خداوند در مورد مريم را كه فرمود: «و اصطفاك على نساء العالمين»: تو را بر زنان جهانيان برگزيدم، نتوانسته اند حل نمايند به عنوان تفسير جمله «الا مريم» يا «بعد مريم» را اضافه نموده باشند. لذا در بيشتر روايات اهل سنت قيد يا استثنايى ديده نمى شود.

لكن با دقت در قرآن درمى يابيم كه هيچ منافاتى با برترى مريم ندارد زيرا قرآن در مورد مريم (عليهاالسلام) «اصطفاك» دارد و اين به معناى برگزيدن است، يعنى مريم را براى جهانيان برگزيديم، تا الگويى براى زنان باشد يا مريم را از بين جهانيان انتخاب كرديم تا مادر پيامبر عيسى (ع) باشد. ثانيا اگر قبول كنيم انتخاب مريم به خاطر فضيلت و برترى وى بر زنان جهان است باز معناى آن اين نيست كه حتى نسبت به همه زنان امت محمد (ص) هم برترى دارد. زيرا «عالمين» در قرآن به معناى جهانيان همان عصر است چنانچه در مورد امت موسوى مى فرمايد: «اذكروا نعمتى اللتى انعمت عليكم و انى فضلتكم على العالمين [ بقره، 47 و 144 ]». ياد آوريد نعمتى را كه به شما دادم و شما را بر عالمين و
جهانيان فضيلت و برترى دادم. روشن است كه منظور، عالمين زمان خود موسى است و الا امت موسوى هرگز فضيلت و برترى بر امت محمدى ندارد.

يا در مورد بعضى از پيامبران مى فرمايد: و اسماعيل و اليسع و يونس و لوطا و كلا فضلنا على العالمين [ انعام 86 ]: همه اينها را بر جهانيان برترى داديم. و اين بدان معنا نيست كه حتى از محمد مصطفى نيز برترى دارند بلكه نسبت به زمان خود برترى داده شدند، و به همين جهت است كه مفسر گرانقدر اهل سنت جلال الدين سبوطى «و اصطفيناك على نساء العالمين» را به اهل زمان مريم تفسير مى كند [ تفسير جلالين ص 72. ] و قتى همين شبه را از امام صادق (ع) مى پرسند كه پيامبر (ص) كه در مورد فاطمه فرمود: «سيده نساء اهل الجنه» آيا منظور سيده زنان عصر خودش هست يا همه اعصار؟

فرمود: «ذاك مريم و فاطمه سيده نساء اهل الجنه من الاولين و الاخرين [ امالى صدوق مجلس 26 حديث 7 ص 109 و مجلس 73 ص 394، معانى الاخبار ج 1 ص 253 ] مريم، سرور زنان عصر خويش بود اما فاطمه سرور زنان بهشتى از اول خلقت تا پايان آن مى باشد. [ اين معنا با الفاظ ديگرى هم در روايات آمده است كه براى آگاهى بيشتر نيز مراجعه كنيد به: مسند احمد بن حنبل ج 10 ص 82 و 157 و 158- كنزل العمال ج 13 ص 675- 676- اسد الغابه ج 7 ص 223- 224- سنن ترمذى ج 5 ص 657- ينابيع الموده ج 2 ص 167- 169- ذخائر العقبى ص 40- 43- احقاق الحق ج 10 ص 27- 115- مناقب ج 3 ص 322- 323- خصال ج 1 ص 206. ] رضاى فاطمه رضاى خداوند

پيامبر (ص) وقايع بعد از خود را پيش بينى مى كند، حتى خبر شهادت على (ع) و توطئه اى كه عليه او روا مى دارن