
    «و كان جبريل بالايات يونسنا «و كان جبريل بالايات يونسنا

    فقد فقدت فكل الخير محتجب» فقد فقدت فكل الخير محتجب»

(جبرئيل به آيات قرآن ما را انس مى داد، به تحقيق با فقدان تو همه ى خوبى ها و ارزشها از ما پنهان گرديد).


 

    «فليت قبلك كان الموت صادفنا «فليت قبلك كان الموت صادفنا

    لما مضيت و حالت دونك الحجب» لما مضيت و حالت دونك الحجب»

(اى كاش پيش از تو مرگ با ما مصادف مى شد، پيش از آن كه تو رحلت كنى و پرده ها ميان ما و تو حايل باشند).


 

    «انا رزئنا بما لم يرز ذو شجن «انا رزئنا بما لم يرز ذو شجن

    من البريه لاعجم و لا عرب» من البريه لاعجم و لا عرب»

[ بسيارى از مورخين و سيره نويسان اهل سنت اين اشعار را در آثار خود آورده اند.] (ما چنان بلا و مصيبت ديديم كه هيچ اندوهگين و مصيبت زده اى از عرب و عجم چون ما نباشد).

فاطمه و ناله هاى على در كنار تربت او

«ارى علل الدنيا على كثيره
و صاحبها حتى الممات عليل»

(خود مى نگرم كه رنج ها و ناگوارى هاى دنيا بر من هجوم آورده اند و كسى كه اين همه رنج و ناراحتى، او را احاطه كند، هماره بيمار خواهد بود).

«لكل اجتماع من خليلين فرقه
و كل الذى دون الفراق قليل»

(ميان دو دوست پر مهر سرانجام فراق و جدايى است و هر چيزى ديگر جز جدايى دوست، تحمل آن سهل و آسان است).

«و ان افتقادى واحدا بعد واحد [ در بعضى از نسخه ها «و ان افتقادى فاطما بعد احمد» آمده است.

«مالى مررت على القبور مسلما
قبر الحبيب فلم يرد جوابى»

(مرا چه سود كه از كنار قبرها بگذرم و بر قبر محبوب و دوست خويش سلام دهم اما او جواب مرا ندهد).

«احبيب مالك لاترد جوابنا
انسيت. بعدى خله الاحباب»

(اى دوست چه شده كه جواب سلام ما را نمى دهى، آيا پس از من دوستى احباب را فراموش كرده اى؟!) امام صادق- عليه السلام- فرموده است: اميرمؤمنان در كنار تربت محبوبش چنين سرود:

«حبيب ليس بعد له حبيب
و ما لسواه فى قلبى نصيب»

(آن دوست كه هيچ دوستى با آن برابرى نمى كند و در قلب من به جز او هيچ بهره و نصيب براى ديگرى وجود ندارد (او از قلب من هرگز غايب نمى شود).

«حبيب غاب عن عينى و جسمى
و عن قلبى حبيبى لا يغيب»

[ الفصول المهمه، ص 148 و مروج الذهب، ج، ص 3، شرح حالات فاطمه- سلام الله عليها-.] (دوستى كه ظاهرا از چشم و بدن من غايب گرديد، هرگز از دل من بيرون نرود و غايب نمى شود).

آن گاه مولى خودش از طرف محبوبش جواب مى گويد:
«قال الحبيب و كيف لى بجوابكم 	  	و انارهين جنادل و تراب»
«اكل التراب محاسنى فنيتكم 	  	و حجبت عن اهلى و عن اتراب»
فعليكم منى السلام تقطعت 	  	عنى و عنكم خله الاحباب»

[ ناسخ التواريخ، شرح حالات فاطمه زهرا- سلام الله عليها-، ص 198 و بحار الانوار، ج 43، ص 217.] (دوست در جواب گفت: من چگونه پاسخ تو را بگويم در حالى كه در گرو سنگها و خاك مى باشم، خاك اندام مرا خورده و من شما را فراموش كردم و از چشم خانواده و همسالانم ناپديد و پنهان شدم، پس از من بر شما سلام باد كه رشته ى محبت و دوستى از بين من و شما قطع گرديده است).

ناله هاى على در كنار قبر فاطمه

«نفسى على زفراتها محبوسه
ياليتها خرجت مع الزفرات»

(جان من با ناله هاى من در سينه ام حبس شده اى كاش جان من با همين ناله ها بيرون مى آمد).

«لا خير بعدك فى الحياه و انما
ابكى مخافه ان تطول حياتى»

[ ناسخ التواريخ، شرح حالات فاطمه زهرا- سلام الله عليها-، ص 198 و بحار الانوار، ج 43، ص 217.] (پس از تو خيرى در زندگى نيست و جز اين نيست كه از ترس زندگى طولانى گريه مى كنم).

«فراقك اعظم الاشياء عندى
و فقدك فاطم ادهى الثكول»

(فاطمه جان! دورى و جدايى تو در نظر من سهمگين ترين چيزهاست و از دست دادن شخصيت شكوهبارى چون تو اى دخت پيامبر! سخت ترين فراق ها و از دست دادن دوستان است).

خواننده ى گرامى در اين دو جلد كتاب كه از نظر شما گذشت سير كوتاهى در ابعاد زندگى دخت والا گهر و ام ابيهاى پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- و سالار و بزرگ بانوان دو عالم فاطمه ى زهرا- سلام الله عليها- نموديم و گوشه هايى از زندگى سرنوشت ساز و سازنده ى آن يگانه ى دهر را براى شما و آيندگان ترسيم نموديم: اين مجموعه كه از معتبرترين كتب اهل سنت جمع آورى شده است، در ايام با بركت غدير و مباهله سنه ى 1418 ه. ق شروع و در سالگرد رحلت پيامبر رحمت- صلى الله عليه و آله و سلم- و سبط اكبرش امام حسن محبتبى- عليه السلام- و فرزند ديگرش ثامن الائمه على بن موسى الرضا- عليه السلام- در شب جمعه 28 صفر سنه 1420 هجرى قمرى به اتمام رسيد. نگارنده اميد آن دارد كه كوثر پيامبر- صلى الله عليه و آله و سلم- قبول فرموده و به مهر و امضا و تاييد فرزندش بقيه الله الاعظم امام زمان (عج) ارواحنا لترب مقدمه الفداه برساند. در آخر لازم به ذكر است: از آنجا كه هيچ كارى ولو اينكه با تحقيق و تدقيق همراه باشد، بدون عيب و نقص و ايراد نيست، و فقط آن كه هرگز عيب و نقص در آنها متصور نيست، ذات پاك انبيا و ائمه ى معصومين- عليهم السلام- مى باشند، لذا از شما خواننده ى محترم انتظار دارد كه هرگونه عيب و نقص ادبى و علمى و تاريخى را رهنمون فرموده و اين جانب را سرفراز فرماييد.

آن كه قابل ستايش و پرستش مى باشد ذات يگانه است. ما توفيقى الا بالله العلى العظيم و عليه توكلت و اليه انيب.

سيدمهدى هاشمى حسينى قم- تلفن 921037 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1028.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:1029.txt">سخن ناشر</a><a class="text" href="w:text:1030.txt">هر موجودي چهار وجود دارد </a><a class="text" href="w:text:1031.txt">چهار وجود براي قرآن مجيد </a><a class="text" href="w:text:1032.txt">قرآن عینی و حقیقی فقط در وجود انسان کامل </a><a class="text" href="w:text:1033.txt">فاطمه عليها السلام ، از مصادیق واقعی آيات قرآن </a><a class="text" href="w:text:1034.txt">فاطمه (س) بلد طيّبة است </a><a class="text" href="w:text:1035.txt">تعريف جامع و مانع از فاطمه (س) </a><a class="text" href="w:text:1036.txt">بهار علي (ع) كنار فاطمه (س) </a><a class="text" href="w:text:1037.txt">خزانِ بهار علي (ع) </a><a class="text" href="w:text:1038.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : نگاهي به مقام حضرت فاطمه علیها السلام
 
نویسنده : استاد حسين انصاريان

منبع : سایت قائمیه اصفهانسخن ناشر
آنچه انسان را در مسير پر فراز و نشيب زندگاني از نابساماني‌ها محفوظ مي‌دارد و موجب سعادت و سرفرازي و سربلندي او در امتحانات الهي مي‌شود ، پژوهش پيرامون علوم الهي و معارف اسلامي و پوشاندن جامۀ عمل به دستورات بلند رباني مي‌باشد .
در اين خصوص ، دست‌يابي به حقيقت معارف الهي و آشنايي با جايگاۀ حساس و ويژۀ آن‌ها در حيات انساني ، ضروري احساس مي‌شود .
مركز علمي تحقيقاتي دار‌العرفان ، در راستاي اهداف الهي خود ، اين بار افزون بر استفاده از مطالب پربار و عالمانۀ دانشمند محقق حضرت استاد حسين انصاريان ، با انتشار گلچيني از متن سخنراني‌هاي معظم له ، از بيان پر حرارت و جذاب سخنراني‌هاي استاد نيز تشنگان معارف سراسر نور ايمه اطهار : را بي‌نصيب نگذاشته و بدون خارج ساختن متن سخنراني از قالب گفتاري آن ، باب ديگري را براي استفاده از مع