 ولى اين وجود پربركت و نورانى با وجود على عليه السلام نمايانده مى شود. و شخص فاطمه عليهاالسلام و امامان از نسل وى نيز حقيقت والاى پيامبر و باطن اوجمند ولايت را مى نمايانند.

بگذريم كه رسالت و امامت مديون شهامت، شجاعت و شهادت فاطمه عليهاالسلام است .

اوست كه پس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از رسالت و امامت دفاع كرد و بقاى اين دو عنصر گرانبها را تضمين نمود.

اوست كه رسالت را با دفاع از امامت حفظ كرد و با ايثار جان خويش بقاى آن دو را تحقق بخشيد.

اوست كه ميوه ى رسالت و ريشه ى امامت و اين دو به او وابسته است.

بدين شكل سخن روايت راست مى آيد كه اگر بناى خلقت فاطمه عليهاالسلام نبود پيامبر و على عليهماالسلام هم آفريده نمى شدند. و بى جهت نيست كه به هنگام معرفى اصحاب كساء از سوى خداوند متعال، حضرت زهرا عليهاالسلام محور قرار مى گيرد و چنين مى خوانيم: «هم فاطمه و أبوها و بعلها و بنوها» اينان فاطمه و پدر فاطمه و شوهر فاطمه و فرزندان فاطمه اند.

كوتاه سخن هر چه درباره ى شخصيت آن بانوى نمونه ى اسلام نوشته اند بسيار كمتر و پايين تر از اوج مقام آن حضرت است. ولى:


    آب دريا را اگر نتوان كشيد آب دريا را اگر نتوان كشيد

    هم به قدر تشنگى بايد چشيد هم به قدر تشنگى بايد چشيد

 

در معرفى آن بانوى بزرگ اسلام كتاب هاى بسيارى نگاشته شده است ولى بعضى گاه آنچه خود تشخيص مى داده اند و نيكو مى پنداشته اند بدان حضرت تطبيق داده اند و شخصيت آن حضرت را با ذهنيت خويش ترسيم كرده اند. با اينكه بايد دقت كرد و از زبان پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان اهل بيت عليهم السلام گرفت و اين شخصيت بى مانند را آن گونه كه آن والايان ترسيم كرده اند معرفى كرد. راه درست توجه كامل به كتاب و سنت در اين زمينه است نه تحميل و توجيه.

كتاب «زخم خورشيد» كه پيش روى شماست اثر ارزنده ى دانشمند محترم حجةالاسلام و المسلمين آقاى مهدى حسينيان قمى دامت افاضاته است.

مؤلف محترم در اين كتاب خواسته است تا فاطمه ى زهرا عليهاالسلام را آن گونه كه از روايات معصومان عليهم السلام به دست مى آيد معرفى كند و با بيان شيوا و قلم رسا گوشه اى از ارزشمنديهاى اين بزرگ بانو را بازگو كند.

اميد است روح بلند آن بانوى نمونه و اولياى دين از نوشته خرسند و شادمان باشند.

ممكن است آنچه در اين كتاب آمده گاه با افكار كوتاه بعضى كه ديدگاه درستى درباره زن وظايف وى ندارند هماهنگ نيايد. ولى شخص مسلمان بايد در پى حقيقت ها باشد و خود را با شخصيت نمونه ى زهرا عليهاالسلام تطبيق دهد نه اينكه بر شخصيت ايشان تحميل كند و آن را مطابق ذهنيت خود بسازد.

مؤلف ارجمند تلاش كرده تا برگرفته از كتاب و سنت در معرفى حضرت زهرا عليهاالسلام بنويسد و نشان دهد كه حضرت زهرا عليهاالسلام برترين اسوه و نمونه است. جزاه الله عن الاسلام و المسلمين خير جزاء المحسنين.

اميد است مطالعه ى اين كتاب سبب شود تا جامعه ى ما بيشتر با موقعيت و منزلت زن مسلمان آشنا شوند و آنان كه در افراط و تفريطند به راه ميانه و اعتدال درآيند. و به دور از هرگونه كجى و انحراف راه مستقيم پيروى از اين بزرگ بانوى اسلام را پى گيرند. و السلام علينا و على عبادالله الصالحين

سيد محمدحسن مرتضوى لنگرودى پيشگفتار

ارزش هاى جهان پذير و جاودانه ى حضرت زهرا

حضرت فاطمه عليهاالسلام برترين بانو و سرور زنان عالم است: «ابنتى سيده نساء و العالمين» [بحارالأنوار، ج 8، ص 22، ح 5.] وى بتول است هيچ كس را همتا و همپاى او نخواهى يافت او بى نظير و بى مانند است.

زهرا عليهاالسلام پاره ى تن پيامبر، محبوبترين و عزيزترين زن نزد پيامبراكرم صلى الله عليه و آله است: «فاطمه بضعه منى» [بحارالأنوار، ج 27، ص 66، ح 38.] «فاطمه أعزالناس على» [بحارالأنوار، ج 43، ص 23، ح 17.] هنگامى كه سلمان، از شخصيت فاطمه عليهاالسلام شگفت زده شده بود، پيامبر فرمود: اى سلمان، فاطمه در گروه پيشتازان است. [بحارالأنوار، ج 8، ص 303، ح 62.]

فاطمه عليهاالسلام با اسلام متولد شد و همپاى اسلام رشد كرد و با اسلام زيست. حضور فاطمه عليهاالسلام در مكه به هنگام پاگيرى اسلام و هجرت او در پى رسول الله به مدينه و حضور وى در ميدان هاى مختلف وجود برجستگى هاى روحى و رفتارى در وى، زهرا عليهاالسلام را برترين اسوه براى زنان ساخته است.

زهرا عليهاالسلام در خانه ى پيامبر و على عليه السلام زيسته و اسلام را از بدو تا نهايت با چشم تيز و بيناى خويش ديده و در تمام اين مدت با اسلام همراه بوده است.

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند، دل و همه وجود دخترم فاطمه را آغشته به ايمان و يقين ساخته است. «ان ابنتى فاطمه ملأالله قلبها و جوارحها ايمانا و يقينا» [بحارالانوار، ج 43، ص 29، ح 34.] و باز فرمود: غصب فاطمه غضب خدا و رضاى فاطمه رضاى خدا است. «ان الله ليغضب لغضب فاطمه و يرضى لرضاها» [بحارالانوار، ج 43، ص 19، ح 2.]

درباره ى اين شخصيت بزرگ همه ى تصورها ناقص است و ژرفاى اين هويت ملكوتى براى هيچ كس دست يافتنى نيست و اين چنين است كه زهرا عليهاالسلام به زمانى خاص محدود نمى شود و براى دوره ى خاصى نيست. وى براى همه ى انسانها به ويژه زنان در طول همه ى عصرها و نسل ها، برترين اسوه است. پيشتازى است كه هيچ كس به وى نمى رسد و نمونه اى است كه زنان نمونه از دست يابى به وى عاجزند.

هرگز مپندارى كه زهرا عليهاالسلام تنها براى گذشته بود و امروز جاذبه ى زندگى زهرا و شخصيت او و رفتار و منش اين سرور بانوان كم رنگ شده است.

هرگز مپندارى كه از زهرا عليهاالسلام ترسيم روشنى در دست نيست و چون چنين است بايد به چهره هاى ديگر نزديك شويم.

كجا برتر از حضرت زهرا عليهاالسلام پيدا مى كنى و چه چهره اى نورانى تر از سيماى روشن زهرا عليهاالسلام سراغ دارى. يقين بدان آنانكه كه ديگران را اسوه مى سازند نه به اين دليل است كه از ابعاد اين شخصيت بزرگ بى خبرند بل از آن نشأت گرفته است كه ارزش ها، پاكى ها، فضيلت ها برايشان وارونه شده و در نتيجه، ضد ارزش هاى ديگران در چشم آنان بزرگ شده است.

اگر مى بينى كسى در سخنرانى خويش ادعا دارد: عايشه براى زنان الگوى بهترى است چرا كه وى حضورى سياسى، اجتماعى داشته و در جنگ جمل نقش رهبرى لشكر با وى بوده اين تنها به اين دليل است كه حضور سياسى، اجتماعى زهرا عليهاالسلام كه بسيار مثبت و مؤثر و سازگار است و چشمگيرتر از همه ى ابعاد شخصيت حضرت است براى اين گوينده ارزش قلمداد نمى شود و تنها حضور ناحق عاشيه در جنگ جمل كه منفى و مورد نكوهش همگان است، ارزش تلقى مى گردد. وگرنه چه كسى است كه حضور سياسى، اجتماعى زهرا عليهاالسلام را از آغاز زندگى تا فرجام آن در مكه و مدينه در جنگ ها و در خانه ى رهبر و وصى نداند و نشناسد. و نيز پس از پيامبر مگر زهرا عليهاالسلام مدافع تشيع نيست و مگر زهرا عليهاالسلام رهبر انقلابى بزرگ و حركتى عظيم در برابر انحراف عمومى مسلمانان و حكومت و حاكمان آن زمان نيست همان زمان كه امام و رهبر راستين را خانه نشين 