ردند مگر سخنگوى او كسى جز زهرا عليهاالسلام بود؟

آرى؛ ارزش ها هم اكنون نزد بسيارى وارونه شده وگرنه رفتار و منش زهرا عليهاالسلام چون آفتاب بر سينه ى تاريخ مى تابد. چنين نيست كه تنها فضيلت ها گفته شده باشد و اصول ارزشى شخصيت ارزشمند و نمونه ى زهرا عليهاالسلام بازگو نشده باشد.

ما در اين نوشته به بيش از پنجاه ويژگى از شخصيت حضرت زهرا عليهاالسلام اشاره مى كنيم كه تنها دارنده ى يكى از آنها شايسته ى اسوه بودن است. اين ويژگى ها كه اصول زندگى و شخصيت حضرت زهرا عليهاالسلام را تشكيل مى دهد، چنان روشن و بى ابهام است كه هر مخاطب راست نهادى را به تأسى و الگوپذيرى فرامى خواند.

آنچه از اصول زندگى و ارزش هاى شخصيتى و سيره ى رفتارى آن حضرت در اينجا آمده ، همه شايسته ى تأسى و پيروى است.

ساده زيستى

كسى كه معناى ساده زيستى را نداند و ارزش دورى از تشريفات را نشناسد و ضرورياتهاى زندگى را از نيازهاى كاذب آن تشخيص ندهد.

ساده زيستى، دل را صفا مى دهد و زندگى را رونق باطنى مى بخشد و درست كارى و پاى بندى به ارزش ها را در انسان تقويت مى كند.

ساده زيستى، هنر مسلمانى است كه مى خواهد در دنيا براى آخرت خويش كار كند و اهداف بلند ديگرى جز دنيا و خوشگذرانى برايش مطرح است. ساده زيستى سيره ى انسانى است كه مى خواهد آزاد زندگى كند و ايمان و پاى بندى خويش را به ارزش ها و مبانى دينى از دست ندهد.

ما در اين كوتاه سخن نمى خواهيم از حقيقت ارزشمند ساده زيستى پرده برگيريم و آثار ارجمند اين سيره ى پاكان را بازگو كنيم و بر اين باوريم كه انسان ها ارزش ساده زيستى را در زندگى، كم و بيش يافته اند و مى دانند كه چگونه ساده زيستى، انسان و زندگى او را دگرگون مى سازد و آن را به حقيقت بايسته و شايسته ى خويش نزديك مى كند.

در نگاهى كوتاه به زندگى زهرا عليهاالسلام اين ارزش والا را مشخصا در اوج مى بينيم. بايد به زهرا عليهاالسلام تأسى جست و از دنيا فاصله گرفت و ساده زيستى را شعار خويش ساخت و آثار و بركات تأسى به اين برترين اسوه را ديد.

عفاف و پوشيدگى

اين نيز يكى از خصلت هاى ارزشمند در شخصيت حضرت زهرا عليهاالسلام است كه جدا شايسته ى تأسى است. همه ى زنان بايد از اين بانوى بزرگ بياموزند چونان زهرا عليهاالسلام عفيف، پاكدامن، پوشيده و در حجاب باشند. يكى از پايه هاى حفظ و حراست از عفاف، پاى بندى به اصل عدم ارتباط ناروا با نامحرمان و رعايت شرايط آن به گاه ضرورت است. و اين اصل در زندگى حضرت، جلوه هاى روشنى دارد كه نمونه هايى از آن، در اين نوشته خواهد آمد.

چه كسى مى تواند اين ويژگى را در زندگى فاطمه ى زهرا عليهاالسلام ناديده بگيرد؟ و چه كسى است در شايستگى تأسى به اصل ارزشمند، ابهام و ترديدى داشته باشد؟

حضور در خانه و اشتغال به كارهاى خانه

بايد به كارهاى منزل بها داد و ارزش والاى آن را از ياد نبرد و حضور زن را در خانه يك ننگ به حساب نياورد.

حضور زن در خانه و اشتغال به كارهاى درون منزل و آماده سازى محيط خانه براى شوهر و فرزندان، يكى از اساسى ترين كارهاى زنان است. بزرگترين شغل، از ديدگاه اسلام براى زنان، همين خانه دارى است، كه امروز در چشم زنان ما ارج و قربى ندارد و به گونه ايست كه در اثر تبليغات غلط، يك ضدارزش محسوب مى شود.

امام على عليهاالسلام و زهراى مرضيه تقسيم كار كردند و به اين شكل تعهد خويش را نسبت به انجام كارها و وظايف اعلام داشتند.

كارهاى بيرونى به عهده ى امام على عليه السلام و كارهاى درون خانه به دوش زهراى مرضيه نهاده شد و اين معناى درست زندگى مشترك خانوادگى است. بايد زندگى مشترك امام على و فاطمه عليهماالسلام اسوه ى ما باشد؛ ولى چه كنيم به گفته ى مرحوم علامه طباطبايى بسيارى از زن ها غوغاى بيرون خانه را ارزش مى دانند [تفسير بزرگ الميزان، ج 4، ص 360.] و حضور در خانه و پرداختن به كارهاى خانه را براى خود كم مى پندارند. ارزش ها از ديدگاه زنان، تغيير كرده است و آنان منحرف شده اند وگرنه اين كه ما مى گوييم: زهرا، اسوه ى نيكى و درستى است، كمترين ابهام و ايرادى ندارد. امروز هم زهراى مرضيه برترين اسوه ى زنان ما در هنر خانه دارى است.

پيرو واقعى زهرا عليهاالسلام زنانى هستند كه راه او را پى گرفته اند و اساس خانه و خانواده را به رسميت مى شناسند و شوهردارى و فرزنددارى را مسؤوليتى سترگ و وظيفه اى شايسته و بايسته و ارزشى مثبت مى دانند. آنان كه ساختن محيط خانه را وظيفه ى اصلى خويش مى دانند و نقش فعال خود را در همين حقيقت جستجو مى كنند. نه آنان كه با فراموش كردن نقش بسيار مؤثر و هنرمندانه ى خويش در به سامان آوردن روان خانواده، تنها عقده مند جدا افتادن از مردان در پرداختن به شؤون اجتماعى از فضاى خانواده هستند.

حضور زن در خانه و دل بستن به وظيفه ى بسيار مهم شوهردارى، خانه دارى و بچه دارى، پشتوانه ى محكمى است براى حفظ عفاف فردى و اجتماعى، و خود بهترين پوشيدگى و حجاب براى زن است. جمله ى «فاسترواالعورات بالبيوت» [كافى، ج 5، ص 535، ح 4.] حكايت از اين حجاب زيبا و شايسته براى زن دارد. حضور اين ارزش ها ارجمند در حضرت زهرا عليهاالسلام است كه وى را برترين اسوه براى ما مى سازد.

اگر امروز براى زنان، اين ويژگى هاى مثبت و روشن و ارزشمند، ننگ و ضدارزش تلقى شود نشان دورى جامعه ى ما از ارزش هاست نه به معناى شايسته ى تأسى نبودن فاطمه ى زهرا عليهاالسلام براى امروز ما كه زهرا عليهاالسلام بهترين نمونه ساخته شده و پرورش يافته در اين زمينه و والاترين اسوه براى مرد و زن ماست زيرا اصول ارزش ها در زندگى و شخصيت او جلوه و شكوهى ارجمند دارد.

شوهردارى

حتى يك مورد مخالفت، عصيان و نافرمانى از زهرا عليهاالسلام در زندگى مشترك با امام على عليه السلام ديده نشد. هرگز دروغ، خيانت و درگيرى از وى سر نزد. خود بر اين هماهنگى، همدلى و همسويى تصريح دارد. او سعى داشت بنابر سفارش پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از شوهرش امام على عليه السلام چيزى نخواهد، مباد كه از توان ايشان بيرون باشد. هر چه كه حضرت به خانه مى آورد به همان اكتفا مى كرد.

آن چنان ستوده و آراسته به كمال بود كه در دل امام على عليه السلام جاى داشت به گونه اى كه نگاه به او غم و درد را مى زدود.

فاطمه عليهاالسلام اسوه ى رفتار درست در برابر شوهر است. آنچه نياز و توقع روانى، عاطفى و معنوى شوهران را در زندگى مشترك برآورده مى كند تا براى سرپرستى از خانواده، دلگرم باشند و به اداره ى بايسته ى زن و فرزندان خويش همت گمارند.

امروز طغيان عليه شوهر و ناسازگارى با او در اختيار او نبودن چه بسا ارزش تلقى مى شود؛ آنچه از ديدگاه فاطمه عليهاالسلام يك ضدارزش است.

در روزگار ما، برخى زنان به دليل هوسرانى و راه يابى ضدارزش ها، شوهران خويش را رها ساخته اند و از كانون خانواده در حقيقت بريده اند. دل به خانه و زندگى و همراهى با شوهر نمى دهند و نگاه به ديگران دارند.

بنابراين، زهرا عليهاالسلام در اين ارزش ها اسوه ى زنان ماست، زير