 اين ارزش ها پايدار و جاودانه و جهانى است.

پيروى از زهرا عليهاالسلام مى طلبد كه زنان ما اين گونه باشند. از سوى ديگر، مردان نيز بايد راه امام على عليه السلام را بروند. آنان هم بايد خواسته هاى همسران خويش را درك كنند و مانند امام على عليه السلام او را جبر و اكراه به كارى وادار نكنند.

با تحقق اين ارتباط محبت آميز و واقع بينانه بين زن و شوهر، اسوه ى زندگى مشترك ما، زندگى زهرا و على عليهماالسلام خواهد بود. و خانواده هاى ما هم بدون نزاع و درگيرى و باصفا و محبت اداره مى گردد. چيزى كه آرمان هر انسان پاى بند به ارزش هاست.

عدم ارتباط با نامحرمان

از گفتار و رفتار سرور زنان، صديقه ى طاهره عليهاالسلام به دست مى آيد كه ارتباط زنان با نامحرمان بايد به حداقل برسد و به هنگام برخورد با نامحرم، پوشيده و با عفاف كامل باشند؛ به گونه اى كه اين ارتباط، تحريك زا و تهييج كننده نباشد، تا عفت عمومى آسيب نپذيرد.

فاطمه عليهاالسلام فرمود: بهترين چيز براى زنان، عدم ارتباط با مردان نامحرم است، به گونه اى كه مردى آنان را نبيند و آنان نيز مردى را نبينند.

به هنگام نياز و ضرورت برخورد با مردان نامحرم نيز، شايسته است زنان ما، همانند آن اسوه ى عفاف عمل كنند. آنچنان كه حضرت زهرا عليهاالسلام پوشيده و در حجابى كامل به گونه اى كه حتى قدمهايش نيز در لباسهايش پنهان شده بود، پا به مسجد گذارد و براى احقاق حق، گرچه كوبنده، ليكن از پشت پرده سخن گفت.

بايد ديد چه زنانى در جامعه ى ما توانسته اند، در برخورد با مرد بيگانه از رفتار دختر پيامبر خويش، سرمشق بگيرند؟ آنان كه در برخورد با نامحرمان و سخن گفتن با آنان، نه حرمت ايمانى خويش را پاس مى دارند و نه از پوشش كامل و خوبى برخوردارند؟! با اين وضع آيا مى توان پيروى از آن تجسم عفاف ملكوت را ادعا كرد؟

از حضرت زهرا عليهاالسلام مى پرسند: چه هنگامى زن به خداى خويش نزديك تر است؟ پاسخ مى دهد: هنگامى كه در اندرون خانه است.

اين سقوط زن نيست كه در خانه بماند، بل از ديدگاه حضرت زهرا عليهاالسلام معراج زن و اوج پرواز اوست. چه اين كه در خانه ماندن زن، آبادى و جريان درست زندگى خانوادگى و ارضاء عاطفى روانى شوهر و فرزندان را از يك سو و كاسته شدن زمينه ى بسيارى از مفاسد اجتماعى را در پى دارد.

ليكن، در سايه ى حضورى بى پرواى زن در محيط بيرون، گذشته از اين كه محيط خانه روبه خرابى مى گذرد و شوهر و فرزندان، پناه خويش را از دست مى دهند، جامعه و محيط بيرون، نيز آلوده مى گردد. و اين چيزى نيست كه نيازمند اثبات باشد. اگر چشم بر واقعيت ها نبنديم، واقعيت خود گويا و نمايان است.

ارتباط با پدر

حضرت زهرا عليهاالسلام احترامى عميق نسبت به پدر مى گذاشت. به استقبال پدر مى رفت، پدر را مى بوسيد و در كنار پدر مى نشست. اگر احساس مى كرد كارش براى پدر ناخوشايند است، به زودى جبران مى كرد. پدر را با ادب و احترام صدا مى زد و از او كوچكترين سوء ادبى سر نمى زد.

فرزندان امروز نيز بايد همچون حضرت زهرا عليهاالسلام باشند و احترام به مادر و پدر را يك اصل در زندگى خود بگيرند؛ كه فاطمه عليهاالسلام بهترين اسوه در اين باره است.

عشق حضرت زهرا عليهاالسلام به پدر، وصف ناپذير است. آن گونه كه با رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روز به روز از جسمش كاسته شد و ديرى دوام نياورد.

دختران و پسران جامعه اسلامى مى توانند از اين ارتباط بسيار احترام آميز و پرمحبت، سرمشق بگيرند، آنگاه پى آمدهاى شگفت اين تأسى را در زندگى خويش بيابند. و جهنم ناهنجارى هاى خانوادگى موجود را به بهشت آرامى تبديل كنند.

حضرت زهرا عليهاالسلام در سخنرانى خويش فرمود: خداوند، نيكى به پدر و مادر را بر فرزندان واجب كرده تا از خشم و نفرت به دور باشيم.

بسيارى از نكبت ها، بدبختى ها، ناآرامى ها و اختلافها و جهنم هاى ساختگى ما، معلول عدم رعايت اين اصل مهم در زندگى است.

فهم درست دين، شناخت حق و زمان آگاهى

فهم درست دين، شناخت حق و زمان آگاهى از ويژگى هاى حضرت صديقه ى طاهره عليهاالسلام است.

شرايط سياسى اجتماعى پس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بسيار پيچيده و حساس بود. از يك سو، نيروهاى خارجى زخم خورده، در انتظار مرگ اين رسالت عظيم با پديد آمدن درگيرى هاى داخلى بودند، از سوى ديگر، توده هاى مسلمان هنوز با ژرفاى معارف اسلامى آشنا نشده بودند و عده اى نيز در درون خويش، نفاق را پنهان كرده بودند، گرايش هاى عميقى به جاهليت و كفر داشتند و كينه ى ژرف خويش را براى فرارسيدن فرصت هاى مناسب پنهان مى كردند. دسته بندى هاى مهاجر و انصار و مرزبندى هاى قبيله اى، همه زمينه هاى بسيار خطرناكى براى بروز يك درگيرى مسلحانه و نابودكننده بود. حضرت زهرا عليهاالسلام با رعايت همه ى اين مصالح عمومى و دينى و حاكميت را رسوا ساخت و امامت و ولايت را تبيين كرد.

روشنگرى در چنان شرايط تيره اى، شناخت عميق سياسى مى خواست و درك ژرف دينى و دلسوزى براى اسلام.

حضرت زهرا عليهاالسلام روشنگرى دينى و ستيز سياسى خويش را چنان استوار، بنيان نهاد كه اسلام دچار بحران و سقوط نگردد، ولى حاكميت رسميت يافته نيز، به عنوان حاكميت حق، پذيرفته نشود.

حضرت زهرا عليهاالسلام نشان داد كه غصب، حاكميت دارد و حقيقت ندارد. امامت، حاكميت ندارد و حقانيت دارد.

از اينرو شيوه هاى سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام بسيار قابل ملاحظه است. او چون عايشه به جنگ حقيقت، امامت و... نرفت. همان گونه كه چون بسيارى از زنان نامدار آن زمان، ساكت و بى تفاوت نماند. و چون زبير نيز با شمشير و بدون درك موقعيت، به ستيز نپرداخت.

او بزرگترين حامى عدالت، امامت و حقانيت بود و سخت ترين دشمنان حاكميت غاصب و رسميت يافته. ليكن ستيز و حمايت او در اوج حكمت و تدبير بود. اشك را برگزيد و خطبه را؛ تبيين حقايق را انتخاب كرد و دفن و تشييع پنهان را. تا بدون جنگ سرخ، مظلوميت خويش و امامت مغصوب را اعلان كند. او انقلابى سبز آفريد، نه شورشى سرخ. و سرانجام فرهنگ مبارزه با نيروى هاى به ناحق حاكم را، آنگاه كه رويارويى نظامى، ثمربخش نباشد، به ما آموخت.

خطبه ى زهرا عليهاالسلام را بنگريد كه چگونه از معارف دينى سخن مى گويد. اساس و اصول دين را چگونه شناخته و شروع انحراف را چگونه سريع دريافته، و بالاتر اين كه: چگونه از آينده ى وخيم اين انحراف، پرده برداشته است.

با ما همراه شويد تا با اين ارزش ها بيشتر آشنا شويم و پاى بندى زهرا عليهاالسلام را به آن بنگريم و تجلى اين اصول ارزشمند را در زندگى حضرت بيابيم؛ آنگاه اين نمونه ى والا را اسوه ى نيك خويش بسازيم.

در پايان بر خود لازم مى دانم كه از الطاف حضرت استاد آيه الله سيد محمدحسن مرتضوى لنگرودى دام ظله العالى كه همه كتاب را ملاحظه فرمودند و در بخش هاى گوناگون كتاب راهنماييم كردند و با مقدمه ى پرمحتواى خويش بر غناى كتاب افزودند سپاسگزارى و قدردانى كنم استاد بزرگوارى كه سالها از درس هايش توشه مى گيرم و از اخلاق و