تن و پوشش، ظاهر مى شود.

عفت، از ارزش هاى پذيرفته شده ى جهان و تاريخ است؛ حتى در سرزمين هايى كه حجاب به عنوان يك ارزش پذيرفته نيست.

هم اكنون نگاهى به اوج عفتمندى در شخصيت بزرگ بانوى اسلام، حضرت زهرا عليهاالسلام بيفكنيم و درس هاى عفاف و حجاب را از اين اسوه ى زنان بياموزيم.

در پاسخ به اين پرسش پيامبر صلى الله عليه و آله كه چه چيزى براى زن بهتر از هر چيز است؟ حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: بهترين چيز براى زن اين است كه نه او مردى را ببيند و نه مردى او را ببيند.

«ان رسول الله قال: أخبرونى أى شى ء خير للنساء. قالت فاطمه عليهاالسلام: أن لايرين الرجال ولا يراهن الرجال... [بحارالأنوار، ج 103، ص 238، ح 43 و ج 43، ص 84، ح 7 و ج 43، ص، 54، ح 48 و ج 104، ص 36، ح 24.]» و نيز به هنگام ورود مرد نابينا حضرت زهرا عليهاالسلام از حضور در نزد نابينا پرهيز مى كند و خود را پشت پرده و يا ديوارى پنهان مى سازد و در پاسخ پيامبر صلى الله عليه و آله كه مى پرسد: چرا دخترم، از نابينا حجاب و پرده مى گيرى؟ مى گويد: من كه او را مى بينم و وى بوى مرا استشمام مى كند. آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: گواهى مى دهم كه تو پاره ى تن من هستى.

استأزن أعمى على فاطمه عليهاالسلام فحجبته فقال رسول الله صلى الله عليه و آله لها: لم حجبتيه و هولا يراك؟ فقالت عليهاالسلام: ان لم يكن يرانى فانى أراه و هو يشم الريح. فقال رسول الله صلى الله عليه و آله: أشهد أنك بضعه منى. [بحارالانوار، ج 43، ص 91، ح 16 و ج 104، ص 38، ح 36 و مستدرك، ج 14، باب 100، ص 289 به نقل از جعفريات و دعائم الاسلام.]

اين روايات كه بازگوكننده ى عفاف زهرا عليهاالسلام است اوج اين خصلت پسنديده را در حضرت نشان مى دهد.

گفتنى است كه: حجاب در اين روايت عبارت از پوشيدن بدن با چادر و مانند آن نيست. در اين روايت، حجاب به معناى عدم حضور نزد نامحرم است. چيزى كه در اين آيه ى سوره ى احزاب آمده است:

«و اذ سألتموهن متاعا فأسالوهن من وراء حجاب.» [احزاب، آيه ى 53.] اين حجاب، همان عدم ارتباط مستقيم زن و مرد نامحرم با هم است. و باز در ابتداى ازدواجشان آن زمان كه با امام على عليه السلام نزد پيامبر آمدند و از پيامبر خواستند تا كارها را بين ايشان و امام على عليه السلام تقسيم كند. پيامبر فرمود: كارهاى بيرون منزل با امام على عليه السلام و كارهاى درون منزل با دخترم زهرا عليهاالسلام. در اين هنگام بود كه حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود جز خدا نمى داند از اينكه پيامبر كارهاى مردانه را به من واگذار نكرد (و ارتباطم با مردان نيست) چقدر خوشحالم.

«تقاضى على و فاطمه الى رسول الله صلى الله عليه و آله فى الخدمه فقضى على فاطمه بخدمه مادون الباب و قضى على على بما خلفه. قال فقالت فاطمه: فلايعلم مادا خلنى من السرور الاالله باكفائى رسول الله صلى الله عليه و آله تحمل رقاب الرجال». [بحارالانوار، ج 43، ص 81، ح 1.]

زهراى مرضيه با رعايت عفاف و پوشيدگى به اوجى رسيد كه شايد براى ما قابل تصور نباشد. حضرت به هنگامى كه مى بيند جنازه ى مرد و زن در تابوت باز گذاشته مى شود و حجم بدن زن نمايان است و براى بيننده مشخص است كه اين تابوت حامل زن است يا مرد بسيار ناراحت مى شود و دوست مى دارد كه تابوتش به گونه اى باشد كه حجم بدن را نمايان نسازد و پوشيده و مستور در كمال عفاف بدن او پس از مرگ به خاك سپرده شود و در اين رابطه است كه پيشنهاد اسماء او را شاد مى سازد و مى فرمايد: چقدر، تابوت پيشنهادى تو (كه ديوار دارد و روى آن پوشيده است) زيبا و مطلوب است. اين تابوت، مرد و زن را از هم مشخص نمى كند.

«قالت لأسماء انى قد استقبحت ما يصنع بالنساء انه يطرح على المرأه الثوب فيصفها لمن رأى». آنگاه پس از فراهم شدن تابوت موردنظر، حضرت فرمود: «ما أحسن هذا و أجمله لا تعرف به المرأه من الرجل». [بحارالانوار، ج 43، ص 189، ح 19.]

امام صادق عليه السلام فرمودند: اولين تابوتى كه در اسلام ساخته شد تابوت حضرت فاطمه است. حضرت مريض شد و به اسماء فرمود: من لاغر شده ام و گوشتم آب شده. آيا پس از مرگ مى توانى جسم مرا بپوشانى؟ اسماء گفت: زمانى كه در حبشه بودم آنان وسيله اى داشتند اگر مورد نظرتان باشد برايتان فراهم كنم. حضرت فرمود: بساز. آنگاه اسماء تختى را آورد و آن را وارونه ساخت. سپس شاخه هاى درخت خرما را طلبيد و آن را به پايه هاى تخت بست. و در نهايت پارچه اى بر روى آن پوشاند و گفت: اين چيزى است كه در حبشه ديده ام. حضرت زهرا عليهاالسلام فرمودند: مانندش را برايم بساز و بدن مرا پس از مرگ از چشمها بپوشان. خداوند تو را از آتش جهنم مصون دارد.

«أول نعش أحدث فى الاسلام نعش فاطمه انها اشتكت شكوتها التى قبضت فيها و قالت لاسماء انى نحلت و ذهب لحم ألاتجعلين لى شيئا يسترنى قالت أسماء انى اذ كنت بأرض الحبشه رأيتهم يصنعون شيئا أفلا أصنع لك فان اعجبك أصنع لك. قال: نعم فدعت بسرير فأكبته لوجهه ثم دعت بجرائد فشددته على قوئمه ثم جللته ثوبا فقالت: هكذا رأيتهم يصنعون فقالت: اصنعى لى مثله استرينى سترك الله عن النار». [بحارالأنوار، ج 43، ص 212، ح 43.]

علامه طباطبايى قدس سره در كتاب سنن النبى ص 87 آورده است: «عن رسول الله صلى الله عليه و آله انه كان مما يأخذ على النساء فى البيعه أن لا يحدثن مع الرجال الا ذامحرم.»

يكى از مواردى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به هنگام بيعت، زنان را به آن متعهد مى ساخت اين بود با مردان گفتگو نكنند مگر اينكه محرم باشند.

در روايت ديگرى آمده حضرت به هنگام ديدن اين تابوت مستور، شاد شدند و لبخندى بر لبشان ظاهر شد و در آن روزها چنين لبخندى بر لبانشان نقش نمى بست. «فتبسمت و مارؤيت متبسمه الايؤمئذ.» [بحارالانوار، ج 43، ص 189، ح 19.]

آنچه در اين روايت، درباره ى عفاف و پوشيدگى حضرت زهرا عليهاالسلام آمده، بازگوكننده ى درجه ى عفاف است و اين بانوى بزرگ شايسته است تا اسوه ى همه ى زنان عالم باشد.

حجاب گيرى از مرد نابينا و شادمانى از واگذارى كارهاى درون خانه به او و عدم ارتباط با مردان و ناراحتى از ديده شدن بدنشان بر بالاى تابوت پس از مرگ، نشانه هاى بلندى از عفاف و حجاب اين بانو نمونه است.

بر زنان مسلمان است كه دست از گفتارها و رفتارهاى ديگران بشويند و به سرور زنان تأسى جويند و بدانند كه ارتباط زن و مرد نامحرم مطلوب نيست و جز در موارد ضرورت و لزوم شايسته نيست.

اسلام براى رعايت عفاف و حفظ پاكدامنى زن و مرد، اهميتى كم نظير قائل شده است. و شكسته شدن اين سد را ريشه ى همه ى فسادها و آلودگى ها مى داند؛ چرا كه مرد و زن در سايه ى ارتباط، آلوده مى شوند و آلودگى مرد و زن يعنى آلودگى همه ى انسان ها. و بر اين اساس، اسلام مى كوشد تا جامعه ى اسلامى پيراسته شود و فساد بدان راه نيابد. برخى از خاك ريزه ها را در دستورهاى اسلامى بنگريد:

1- زن، مرد را نبيند و مردى هم وى را ننگرد.

2- مزاح نكردن با زنان نامحرم.

3- دست ندادن با زن نامحرم.

4- مرد در جاى زن ننشيند مگر پس از سردشدن جاى زن.

5- به زن جوان سلام دادن، مكروه است.
