
6- حضور زنان به ويژه جوانان در جمعه و جماعت مطلوب نيست.

7- در صورتى كه زن، بيرون از خانه كمتر ظاهر مى شود قاضى براى شنيدن شهادت

زن و يا رسيدگى به اتهامش او را به محكمه دعوت نكند.

8- حرمت خلوت با اجنبى.

9- گفتگو با زنان نامحرم مكروه است مگر در موارد لزوم.

10- زن در ارتباط با نامحرم صداى خود را نرم و نازك نكند تا نامحرم تحريك نشود.

11- نهى از استعمال كردن بوى خوش در بيرون از منزل براى زنان.

12- نهى از نشستن زنان در پنجره هاى مشرف بر معابر.

13- عدم حضور زنان در تشيع جنازه.

14- دستور براى راه رفتن عفتمندانه. (مانند از كنار راه حركت كردن و...)

15- ترغيب به شوهردارى، بچه زايى، بچه دارى و كارهاى خانه.

16- نكوهش از حضور دوشادوش با مردان در مراكز خريد.

17- ترغيب به زود ازدواج كردن.

18- نكوهش از آشنايى زنان با مردان.

19- نكوهش از زين سوارى زنان.

20- ترغيب به حضور در خانه.

در اينجا مناسب است اضافه كنيم كه: حضور بيرونى حضرت زهرا عليهاالسلام جز در موارد لزوم و ضرورت نبوده است. او خانه دارى است كه نهان خانه را براى زن بهتر مى داند و از آشكار شدن حجم بدن خويش حتى پس از مرگ رنج مى برد و در برابر نابينا ظاهر نمى شود؛ چرا كه اگر نابينا وى را نمى بيند او نابينا را مى نگرد و همچنين نابينا، بو را احساس مى كند.

ايشان اگر پس از رسول الله مواردى حضور بيرونى داشتند ضروريت ايجاب مى كرد كه سخنان على عليه السلام از كام زهرا عليهاالسلام به مردم ابلاغ شود و امام على عليه السلام كه خانه نشين شده است با زبان راستگوى زهرا عليهاالسلام به مردم معرفى گردد.

اگر زهرا عليهاالسلام همراه على عليه السلام به خانه ى مهاجر و انصار مى رود و از آنان يارى مى طلبد ضرورتى است كه پديد آمده وگرنه زهرا عليهاالسلام همان خانه نشينى است كه نقش اول خود را در فرزنددارى و شوهردارى و ساختن بنياد خانه و خانواده مى داند.

احقاق حق مولايمان على عليه السلام و احقاق حق زهرا عليهاالسلام مى طلبد كه زهرا عليهاالسلام در مسجد پيامبر سخنرانى كند و پديد آمدن انحراف را در جامعه هشدار دهد.

حضور بيرونى زينب عليهاالسلام نيز همانند حضور مادرشان حضرت زهرا عليهاالسلام به دليل ضروريت و لزومى است كه پديد آمد وگرنه در حالت عادى ارتباط زن و مرد نامحرم مطلوب دين نيست. و بايد مرد و زن از آن پرهيز كنند.

امروز، ما شاهد هستيم كه برخى مى خواهند اين خاك ريزه ها را در هم كوبند و زن و مرد را در كنار هم قرار دهند.

اينان ارتباط، گفتگو، نشست و برخاست زن و مرد را با هم هيچ نكوهيده نمى دانند و مى پندارند كه اگر زن تنها لباس به تن كرد مى تواند در كنار مرد و با مرد و همراه مرد در همه ى صحنه ها حضور داشته باشد غافل از اين كه ارتباط مستقيم زن و مرد نامحرم جز در موارد لزوم و ضرورت نكوهيده است. ما بايد اين خاك ريزه ها را از دست ندهيم وگرنه دشمن، به راحتى به عفاف زن و مرد دست مى يابد و آن را در هم مى شكند آن گونه كه در مواردى مشاهده مى شود.

هم اكنون ديده مى شود كه زن و مرد با هم گفتگو مى كنند مرد با زن و زن با مرد محاصبه مى كند زن براى مردان جوان، مجرى مسابقه مى شود. در بين صحبت و برنامه لبخند مى زند، مى خندد و همچون مرد با مرد گفتگو دارد. اين درست برخلاف سيره و روش زهراى مرضيه عليهاالسلام است.

حضور سياسى

حضور سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام بسيار ژرف، كوبنده، گسترده و جاودانى است و ابعاد گوناگون مثبت و منفى داشت. اما ستيز مثبت حضرت زهرا عليهاالسلام:

1- ابزار خشم و ناخرسندى از حاكميت.

خشم مقدسى كه همسان خشم رسول خدا بود گريه هاى حضرت نيز تفسيرى از اين ناخرسندى بود.

2- ايراد خطبه ها و رد منطقى و استدلالى حاكميت غاصب.

3- دعوت پيگير از مهاجر و انصار براى حمايت از على عليه السلام.

اما اساس حضور سياسى و جاودانى حضرت زهرا عليهاالسلام مبارزه ى منفى با حاكميت بود مبازره ى منفى اى كه بازتابى عظيم و تاريخى داشت. اين مبارزه ى منفى كه از سوى بعضى از اصحاب پيامبر نيز همراهى شد عبارت بود از:

1- عدم حضور در جماعت حاكمان.

2- وصيت به عدم حضور حاكمان در تشييع آن حضرت كه اين يك اعتراض جاويد منطقى و ماندگار بود.

3- وصيت به پنهان ساختن قبر. و اين براى آن بود تا حاكمان كه خشم زهرا عليهاالسلام سند غصب آن بود هميشه رسوا بمانند. اين مبارزه ى منفى اسوه ى مباركى شد براى چهره هاى شناخته شده اى كه كارهايشان معيار قرار مى گرفت. مثلا بلال مؤذن رسمى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پس از آن حضرت، براى خلفا، اذان نگفت واين يك سند تاريخى است. ابن مسعود وصيت كرد كه: حاكمان، در مراسم دفن و تشييع او شركت نكنند و بر جنازه ى او نماز نخوانند و مالك بن نويره، به حاكمان زكات نپرداخت.

فاطمه ى زهرا عليهاالسلام پس از پيامبر، آن هنگام كه ديد جامعه ى اسلامى به عقب برمى گردد و دستور پيامبر مبنى بر وصايت على عليه السلام را ناديده گرفته ، از امام و رهبر شايسته بريده، و در كنار اين بريدگى، از قرآن و احكام آن نيز بريده خواهد شد به ميدان آمد و رهبرى انقلابى عظيم و شكوهمند را به عهده گرفت.

گرچه در حقيقت رهبر اين انقلاب عظيم امير مؤمنان على عليه السلام ولى از آنجا كه جو و فضاى آن روز براى امام على عليه السلام بسته بود و اين بانوى بزرگ به دليل انتساب نزديك خويش با پيامبر و به ادله ديگر كه هم اكنون جاى گفتگوى آن نيست در حالتى بازتر مى توانست فعاليت كند بخش عظيمى از اين كار بزرگ و حضور سياسى به حضرت زهرا عليهاالسلام واگذار شد.

به اين شكل، اين نمونه بانوان سخنگوى رهبرى شد كه هم اكنون خانه نشين شده است و فرياد على عليه السلام بود كه از حلقوم حضرت زهرا عليهاالسلام بر مى خاست.

حضرت زهرا عليهاالسلام به ميدان آمد و نهضتى عظيم بپا ساخت و گفتنى ها را فرياد كرد و با حاكمان آن زمان به شدت درگير شد و در حضور مردم، آنان را به محاكمه كشيد و رسوا ساخت آمدن به مسجد و ايراد سخنرانى طولانى و به يادگار گذاشتن آن خطبه ى نورانى يكى از اين صحنه هاست. حضور فعال آن صديقه ى طاهره و درگيرى مستقيم و رويارويى آن حضرت، به دور از تقيه با حكومت و حاكمان آن زمان چيزى نيست كه بر كسى پوشيده باشد.

حضرت، با شناخت دقيق زمان و درك درست از انحراف مسلمانان و پيش بينى صحيح از آينده ى وخيم اين انحراف، به ميدان آمد و افشاگرى كرد و در مسجد پيامبر، حاكمان زمان را رسوا ساخت.

سخنرانيها، مناظره ها، شعرها، مرثيه ها، گريه ها، شيون ها و حضور بر در خانه ى مهاجر و انصار و دعوت آنان براى قيام و حركت، نمودهاى از اين انقلاب بزرگ است.

صديقه ى منصوره عليهاالسلام تا آنجا پيش رفته است كه در خطبه ى خويش در مسجد با حضور ابوبكر و در جمع مهاجر و انصار رو به انصار مى كند و علنا آنان را به قيام مسلحانه عليه حكومت و حاكمان زمان فرامى خواند. مى فرمايد: ما هذه الغميزه فى حقى و السنه عن ظلامتى... و لكم طاقه بما احاول و قوه على ما اطلب و ازاول» و يا مى فرمايد: «أأهضم تراث ابى و انتم بمراى و مسمع من