ت: تا زنده ام مطيع على عليه السلام خواهم بود. «فقالت فاطمه: والذى اصطفاك و هداك و هذا بك الامه لازلت مقره له ما عشت.» [بحارالانوار، ج 43، ص 39، ح 40.]

هيچ گاه از شوهر چيزى نخواست.

بنا به توصيه و سفارش پيامبر صلى الله عليه و آله هيچ گاه از شوهر خويش چيزى نخواست چرا كه شايد در توان وى نباشد. در يك روز كه امام على عليه السلام خوراكى اى خواست تا ميل كند زهرا عليهاالسلام گفت: سوگند به خدايى كه حق تو را بزرگ داشت سه روز است كه هيچ نداريم جز همان خوراك مختصرى كه شما را بدان بر خويش مقدم داشتم. امام على عليه السلام فرمود: پس چرا باخبرم نساختى؟ حضرت زهرا عليهاالسلام گفت: پدرم مرا از اينكه از شما چيزى بخواهم بازداشته است و فرموده است: تو چيزى نخواه اگر پسر عمويت به دلخواه چيزى آورد وگرنه تو چيزى مخواه.

قال: «أفلا أخبرتنى قالت: كان رسول الله صلى الله عليه و آله نهانى عن أسألك شيئا فقال: لاتسألى ابن عمك شيئا ان جائك بشى ء عفوا و الا فلا تسأليه» [بحارالأنوار، ج 14، ص 197، ح 4، به نقل از تفسير عياشى.]

حضرت زهرا عليهاالسلام در روايتى ديگر فرمود: «انى لأستحيى من الله أن اكلف نفسك ما لاتقدر عليه.» [بحارالأنوار، ج 43، ص 59، ح 51.] من از خداوند، شرم دارم كه درخواستى خارج از توان شما داشته باشم.

ياور شوهر در راه طاعت خدا.

حضرت زهرا عليهاالسلام و امام على عليه السلام بهترين زن و مردى هستند كه در زير اين آسمان در كنار هم عالى ترين زندگى مشترك را با هم گذرانده اند. دو معصوم كه از والاترين معصومان و شايسته ترين انسان ها هستند.

حضرت رسول صلى الله عليه و آله، از امام على عليه السلام درباره ى زهرا عليهالسلام پرسيدند. فرمود: «نعم العون على طاعه الله» [بحارالأنوار، ج 43 ، ص 117، ح 24.] ياور خوبى در راه خدا است. و از حضرت زهرا عليهاالسلام درباره ى امام على عليه السلام فرمود: «خير بعل» [همان.] بهترين شوهر است.

اين دو همتا در روابط همسرى، بى همتا بودند.
هرگز به شوهر خويش دروغ نگفت.

خيانت و مخالفتى از وى در طول زندگى مشترك سر نزد.

زهرا عليهاالسلام به هنگام شهادت در زمان وصيت، به امام على عليه السلام گفت:«يابن عم ما عهدتنى كاذبه و لاخائنه و لاخالفتك منذ عاشرتنى» [بحارالأنوار، ج 14، ص 197، ح 4.] پسرعمو هرگز از من دروغ و خيانتى نديدى و از آن زمان كه با من معاشرت دارى، مخالفتى با تو نداشتم.

بهترين برخورد زن و مرد

هنگامى كه ابوبكر و عمر براى كسب رضايت حضرت فاطمه عليهاالسلام، امام على عليه السلام را واسطه قرار دادند. حضرت على عليه السلام نزد حضرت زهرا عليهاالسلام آمد و گفت: اى آزاده، آن دو نفر دم در ايستاده اند و مى خواهند به شما سلامتى بدهند؛ نظرتان چيست؟ حضرت زهرا عليهاالسلام گفت: خانه، خانه ى تو و اين آزاده همسر تو، هر چه نظر شما است انجام دهيد....[بحارالأنوار، ج 43، ص 198، ح 29.]

كسانى كه شدت خشم حضرت فاطمه عليهاالسلام را از آن دو يافته اند و مى دانند كه درگيرى زهرا عليهاالسلام با آن دو نفر در چه اوجى بوده است در برابر اين برخورد خاضعانه ى زهرا عليهاالسلام با امام على عليه السلام به زانو در مى آيند و مبهوت مى شوند.

در روايتى ديگر مى خوانيم پس از آن كه حضرت على عليه السلام خواسته ى ابوبكر و عمر را بيان داشت حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: من به آنان اجازه نمى دهم و با آنان يك كلمه سخن نخواهم گفت تا به نزد پدرم بروم و شكايت اين دو را به او بكنم. آنگاه امام على عليه السلام گفت: من قبول كرده ام كه برايشان از شما ملاقاتى بگيرم. حضرت زهرا عليهاالسلام گفت: اگر شما عهده دار شده ايد؛ خانه، خانه ى شماست و زنان نيز تابع مردانند و من هيچ مخالفتى ندارم. شما به هر كس كه مى خواهى اجازه بده. «البيت بيتك و النساء تتبع الرجال لاأخالف عليك بشى ء فأذن لمن أحبيت.» [بحارالأنوار، ج 43، ص 203، ح 31.]

شوهر را براى خود و فرزندان، مقدم مى دارد.

ابوسعيد خدرى نقل مى كند: روزى على بن ابى طالب عليه السلام گرسنه بودند به حضرت زهرا عليهاالسلام گفتند: چيزى در خانه هست كه بخورم؟ حضرت زهرا عليهاالسلام گفت: نه، سوگند به خدايى كه پدرم را با پيامبرى و تو را با وصايت وى مكرم داشت، امروز هيچ نداريم و دو روز است كه هيچ نخوردم تنها چيز مختصرى بوده كه شما را بدان اختصاص دادم و بر خويش و دو فرزندم مقدم داشتم. على عليه السلام گفت: فاطمه جان پس چرا من را خبر نكردى كه به دنبال تهيه ى غذايى براى شما باشم؟ حضرت زهرا عليهاالسلام گفت: اى ابوالحسن من از خدايم شرم دارم كه از شما چيزى بخواهم كه در توان شما نيست. [بحارالأنوار، ج 43، ص 59، ح 51.]

امروزه بسيارى از زنها اصلا حرمت شوى خويش را نگاه نمى دارند تا چه رسد كه او را مقدم بر خويش دارند. اضافه كنيد كه در اين روايت، حضرت زهرا عليهاالسلام امام على عليه السلام را بر فرزندان خويش نيز مقدم داشته، كارى كه زنان شوهردوست نيز كمتر مى كنند و اين اوج شوهردارى زهرا عليهاالسلام است.

زهرا به فكر آينده ى زندگى شوهر

اين همسر، آنقدر فداكار و ايثارگر است كه آينده ى شوهر را نيز در نظر دارد و در آخرين لحظات عمر خويش از شوى خود مى خواهد تا در آينده و پس از وى اَمامه را به همسرى برگزيند چرا كه اَمامه نسبت به فرزندان فاطمه عليهاالسلام نيز پرمهر است.

در اولين وصيت خويش به هنگام احساس نزديك شدن مرگ، فرمود: «تزوج فلانه تكون مربيه لولدى من بعدى مثلى.» [بحارالأنوار، ج 43، ص 204، ح 31.]

حضرت زهرا عليهاالسلام ازدواج شوهرش را پس از وى برخلاف وفا و صفا نمى داند و بازگو مى كند كه شوهرش نيازمند همسر است و براى او زندگى بدون همسر مشكل خواهد بود. آنگاه امامه كه پر مهر و عاطفه است، پيشنهاد مى كند.

اين شيوه و روش را از زهرا عليهاالسلام ببينيد و بعد بنگريد كه چگونه بسيارى از زنان، ازدواج شوهر را پس از رفتن خويش روا نمى دانند و آن را دليل بى وفايى مى گيرند. بنگريد در وصيت هاى حضرت آمده است:

«اوصيك أولاأن تتروج بعدى بابنه اختى أمامه فانها تكون لولدى مثلى فان ارجال لابد لهم من النساء.» [بحارالأنوار، ج 43، ص 192، ح 20.]

در مرحله ى اول، وصيت من اين است كه: پس از من با دختر خواهرم «امامه» ازدواج كنى چرا كه او براى فرزندانم مانند خودم مى باشد و نيز چون مردان نيازمند زن هستند و بايد ازدواج كنند.

اوج رعايت ادب و احترام

گفتگوهاى اين بانوى نمونه با امام على عليه السلام آن چنان پرمهر و با احترام و در اوج ادب است كه هر خواننده اى را شگفت زده مى سازد. زهرا عليهاالسلام در گفتگو با امام على عليه السلام هنگامى كه مى خواهد سوگند ياد كند مى گويد: «و الذى عظم حقك» [بحارالانوار، ج 14، ص 197، ح 4 ، به نقل از تفسير عياشى.] سوگند به آن خدايى كه حق تو را بزرگ داشته است.

خطاب يابن عم و يا أباالحسن و گفتگوهاى محبت آميز و عدم درگيرى، همه گويايى اوج رعايت ادب در زندگى حضرت زهرا عليهاالسلام است.

گلايه نداشتن از وضع سخت معيشتى

حضرت زهرا عليهاالسلام بارها رضايت و خشنودى خود را از آن زندگى سخت ا