ه ى حضرت زهرا عليهاالسلام كه خدمت پيامبر آمد پيامبر صلى الله عليه و آله سه بار فرمودند: پدر به فدايش باد «فداها أبوها» آنگاه افزودند: دنيا هيچ ارتباطى با محمد و آل محمد ندارد و اگر دنيا به اندازه ى بال پشه اى نزد خداوند، ارزش داشت كافر را يك بار آب نمى نوشاند. سپس پيامبر برخاستند و مجددا براى ديدار زهرا عليهاالسلام به خانه ى حضرت زهرا عليهاالسلام رفتند. [بحارالأنوار، ج 43، ص 20، ح 7.]

در يك روز، پيامبر به خانه ى زهرا عليهاالسلام آمد و حضرت زهرا در حال نماز بود تا صداى پيامبر را شنيد نماز خويش را قطع و يا تمام كرد و از نمازخانه ى خود به خدمت پيامبر آمد و سلام داد... [بحارالأنوار، ج 43، ص 40، ح 41.]

چه اندازه زهرا عليهاالسلام در خدمت پدر و خواسته هاى او بود. چون پدر براى ديدار زهرا قطعاً آمده زهرا عليهاالسلام سريعاً نماز را تمام مى كند و خود را به پدر مى رساند تا ديدار، شكل گيرد و خواسته ى پدر، عملى گردد. اين ريزه كارى ها بسيار درس آموز است.

عشق به پدر

محبت حضرت زهرا عليهاالسلام به پدر، آنقدر عميق و گسترده است كه دورى پدر را گويا تحمل نمى كند.

گريه هاى حضرت زهرا عليهاالسلام پس از رحلت پيامبر، نمودى از اين مهر و عشق فاطمه به پيامبر است. زهرا عليهاالسلام آنقدر گريست كه از كسانى شمرده شد كه بسيار گريسته اند.

عن أبى عبدالله عليه السلام: «البكاؤن خمسة آدم و يعقوب و يوسف و فاطمه بنت محمد و على بن الحسين عليهم السلام... و أما فاطمه فبكت على رسول الله صلى الله عليه و آله حتى تأذى به أهل المدينه فقالوا لها: قد آذيتنا بكثره بكائك فكانت تخرج الى المقابر مقابر الشهدا فتبكى حتى تقضى حاجتها ثم تنصرف...» [بحارالأنوار، ج 43، ص 155 ح 1.]

امام صادق عليه السلام فرمودند: كسانى كه گريستند پنچ تن هستند: آدم، يعقوب، يوسف، فاطمه دختر پيامبر و امام سجاد... اما فاطمه آنقدر در فراق پيامبر گريست كه اهل مدينه از گريه ى او ناراحت شدند و به حضرت گفتند: تو با ما گريه ى بسيارت ما را آزار مى دهى پس از آن، حضرت از مدينه به مزار شهدا مى رفت و در آنجا هر چه مى خواست مى گريست سپس باز مى گشت...

در كنار بستر پيامبر آرام نمى گرفت و آنچه او را آرام ساخت اين بشارت بود كه پيامبر به او داد. كه او اولين كسى است كه به پيامبر ملحق مى شود. تنها اين خبر، براى زهرا عليهاالسلام شادكننده بود و پس از پيامبر هم حضور جبرئيل نزد آن حضرت و با خبرسازى وى از پدر و جايگاه و حالات آن سرور، تسلى خاطرى براى زهرا عليهاالسلام به حساب مى آمد. مهر زهرا عليهاالسلام به پدر همسان مهر مادرى است كه فرزند خود را در بر مى گيرد و از همين روست كه پيامبر، او را «ام أبيها» [بحارالأنوار، ج 43، ص 19، ح 19.] خواند.

در اين مرور كوتاه، برخورد مهرآميز با پدر، عشق به پدر و اطاعت از پدر، را در زهرا عليهاالسلام مشاهده كرديد. در برابر، پيامبر هم به دختر شايسته ى خويش علاقه ى خاصى داشت و اين را در برخوردها ابراز مى كرد. آنقدر زهرا عليهاالسلام را غرق بوسه مى ساخت كه مورد اعتراض بعضى از زنان خويش واقع شد و در پاسخ، حضرت فرمود: بوى بهشت را از دخترم فاطمه استشمام مى كنم.

هنگامى كه آيه نازل شد: «پيامبر را همچون افراد معمولى صدا نزنيد» حضرت زهرا عليهاالسلام مى گويد: من هم ديگر پدر نگفتم و يارسول الله صدا مى زدم پيامبر، چند بار بى توجهى كرد و سپس فرمود: دخترم، اين آيه براى تو و فرزندان تو نيست.... دخترم تو بگو: اى پدر، چرا كه دل را زنده تر مى كند و خداى را خشنودتر مى سازد. [«قولى يا أبه فانها أحيى للقلب و أرضى للرب».] و اين چنين بود كه نگاه به زهرا، پيامبر را شاد مى ساخت. «اذا رأى فاطمه عليهاالسلام فرح بها» [بحارالانوار، ج 43، ص 7 88 ح 4.]

اين ها اشاره هايى كوتاه به پدردارى حضرت زهرا عليهاالسلام بود كه همه را به الگوپذيرى فرامى خواند.

ازدواج نمونه

در جوامع دينى ما گرچه باور ازدواج در ميان همگان ريشه هاى تنومندى دارد ولى كم نيستند انسانى كه با داشتن آمادگى جسمى و روحى براى ازدواج، از تن دادن به ازدواج در طول ساليانى دراز طفره مى روند.

شايستگانى كه ارزش ازدواج بهنگام را پاس دارند و در اولين فرصت، تن به زندگى مشترك دهند، بسيار كم هستند. همه با بهانه هايى از پذيرش اين مسؤوليت و اعلام آمادگى براى ازدواج سرباز مى زنند.، ولى زهراى مرضيه در همان ابتداى آمادگى، سنگ پايه ى ازدواج را استوار مى سازد و همسرى با فرد شايسته اى همچون على عليه السلام را مى پذيرد.

در اين راستا با اين كه زهرا، دختر اولين شخصيت است و خواستگاران فراوانى دارد. ولى در تعيين فرد شايسته راهى درست مى پيمايد و به مال و دنيا و حرفهاى مردم هيچ توجهى نمى كند. و شايستگى، اخلاق و ايمان همسر، حرف اول را براى او مى زند.

ازدواج بهنگام در اولين زمان هاى آمادگى و انتخاب همسرى شايسته به دور از بهانه جويى ها و بى اعتنا به ارزش هاى غلط يكى ديگر از ارزشهاى جاودانه ى شخصيت حضرت زهرا عليهاالسلام است.

دختران مسلمان بايد اين ارزش بزرگ را پاس دارند و بهنگام، تن به ازدواج دهند. و در انتخاب همسر مناسب، ارزشهاى اصيل اسلامى را در نظر بگيرند.

بهانه جويى ها و خيال گرايى ها و مسئوليت ناپذيرى است كه ازدواج ها را به تأخير انداخته است و به گفته ى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فساد بزرگ و فتنه اى عظيم بپا كرده است. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«اذا جاءكم من ترضون خلقه و دينه فزوجوه انكم الا تفعلوه تكن فتنه فى الأرض و فساد كبير» [تهذيب، ج 7، ص 394، ح 2.]

آن زمان كه براى خواستگارى دختر شما، شخصى كه اخلاق و دينش را مى پسنديد آمد، دختر را به او بدهيد. چرا كه اگر اين چنين نكنيد آشوبى در زمين و فسادى بزرگ رخ خواهد نمود. و باز امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند، همه ى دانستنى هاى لازم را به پيامبرش تعليم داد آنگاه امام صادق عليه السلام يك مورد مهم را ذكر مى كند مى گويد: در يك سخنرانى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله برفراز منبر پس از حمد و ستايش الهى فرمود:

اى مردم، جبرئيل از سوى خداوند مهربان و آگاه اين پيام را برايم آورده است كه: دوشيزگان همانند ميوه بر شاخسار درختند. اگر ميوه برسد و چيده نشود آفتاب آن را فاسد مى كند و بادها آن را به اين سو و آن سو مى برد. دوشيزگان نيز چنين هستند اگر به بلوغ زنانه برسند تنها راه براى آنان، ازدواج و شوهرگيرى است وگرنه فاسد مى شوند و آسوده از تباهى آنان نيستيم. چرا كه آنان بشرند... [كافى، ج 5، ص 337، ح 2.]

بنگريد چگونه گفتنى ها را خداوند، براى پيامبرش گفته است و او نيز بر فراز منبر براى مردم بازگو كرده است. حقيقت، روشن و واضح است و از سوى خداوند، اتمام حجت نيز شده است. و پيامبران آن را براى مردم بيان داشته اند ولى چه كنيم كه مردم قدردانى نمى كنند و بهانه ها را سد راه خويش مى سازند.

چگونه پيامبر امت خويش را آگاه سازد؟ و با چه زبانى اين حقيقت ضرورى را براى امت بيان دارد؟ ولى امروز بابهانه و بى بهانه و به هر شكل ا