ازد.

اين حقيقتى است كه هر انسان در خويش مى يابد و هرگز انسان در اين ميان اختيار از كف نمى دهد و حق انتخاب از وى گرفته نمى شود.

دليل روشن اين قضيه وجود نمونه هايى از دو طرف است. در شرايط مطلوب و با پيشينه اى مثبت فردى راه فساد پيش مى گيرد و به تمام زمينه هاى مثبت وجودى خويش بى اعتنايى مى كند. و از آن سو در شرايط سخت فساد با پيشينه ى نامطلوب فردى آراسته، پيراسته، مثبت و صالح رشد مى كند.

همه ى اين ها حاكى از بقاى اختيار و حق انتخاب براى انسان در طول زندگى است و چنين نيست كه عوامل خارجى و داخلى مؤثر، سرنوشت انسان را به طور قطع رقم زنند. تا كنون دو نكته روشن شد

1. تفاوت ذاتى انسانها در جسم و روح و اختلاف انسانها در سرشت و پيشينه و شرايط محيطى.

2. عدم تأثير اين تفاوتها در تعيين قطعى سرنوشت خوب و بد فرد.

سومين نكته كه بايد بر آن تأكيد كرد اين است كه:

تكاليف بر اساس داده هاست و هرچه داده ها افزون تر تكاليف سخت تر مى گردد و پاداشها و بازداشتها و كيفرها نيز متناسب با داده هاست.

توقعات خداوند از كسى كه با سرشتى برتر و زمينه هايى بهتر همراه است بيشتر خواهد بود و خطرها و آسيب ها و آفت ها كه چنين فردى را تهديد مى كند نيز افزون تر است. بنابراين با اين تناسب حكمت و عدالت خداوند در اختلاف داده ها تبيين مى شود.

مثلا اگر ما را بر گناهى روشنى كيفر مى دهند آنان را با يك ترك اولى تنبيه مى كنند و اگر از ما صد خطا را ناديده مى گيرند از آنان يك كوتاهى ناديده گرفته نمى شود.

كوتاه سخن اين كه

1. تفاوت انسان ها در سرشت و پيشينه و شرايط و زمينه هاى محيطى كاملا پذيرفته است.

2. اين تفاوت ها در تعيين قطعى سرنوشت خوب و بد فرد تأثير ندارد و به ديگر سخن اينها مقتضى است نه علت تامه بنابراين جبر پديد نمى آيد و راه بر همه باز شده است.

3. چون تفاوت ها در داده هاى الهى با تكاليف و توقعات خداوندى تناسب دارد و چنين نيست كه دارندگان سرشت برتر از آسيب مصون باشند بلكه خطرها و آسيب هايى كه به آنان متوجه است دقيق تر، سخت تر و بيشتر است. بنابراين تبعيض و ناعدالتى نيز پديد نمى آيد و تفاوت در سرشت و داده ها در افراد انسان بسان تفاوت بين انسان و حيوان قابل فهم است.

هم اكنون نكته ى چهارم و پنجمى را اضافه مى كنيم.

4. اين تفاوت ها در صورتى كه انسان به عاقبتى نيكو دست يابد امتياز و ارزشى بزرگ براى او خواهد بود همانگونه كه تفاوت وجودى انسان و حيوان به هنگامى كه انسان به عاقبتى محمود دست يابد امتياز و ارزش براى او محسوب مى شود و سرشت برتر انسان بودن ملاك افتخار و سرافرازى او خواهد بود.

همچنين تفاوت هاى كه در انسان ها وجود دارد در صورتى كه به عاقبتى محمود وصل شود ملاك افتخار و سربلندى آن انسان خواهد بود.

5. باز در كنار اين حقيقت روشن و مملوسى كه از آن گفتگو شد نكته هاى دور از ذهن و پنهان از فهم نيز وجود دارد كه درك همه آن براى همه ى انسان ها دشوار است و اگر در روايتى از اين نكته ها پرده گرفته مى شود بايد دانست كه فهم آن براى همه ممكن نيست و فهم همه ى حقيقت بر همگان نيز دشوار است.

در موضوع سرشت و طينت و اختلاف سرشتى انسان ها به همين اندازه اكتفا مى كنيم و اين مختصر را مقدمه اى براى بررسى آفرينش حضرت زهرا عليهاالسلام قرار مى دهيم.

آفرينش حضرت زهرا

آفرينش حضرت زهرا عليهاالسلام همسان ديگران نيست او برگزيده ايست از ميان انسان ها كه همتايى در زنان برايش نيست. سرشت اين بانوى بزرگ اسلام سرشتى ديگر طينى مافوق طنيت هاست. از اين اسوه ى زنان امامانى پاك پا به جهان مى گذارند كه در ميان پاكان نمونه اند.

از عوالم گذشته اين بزرگ بانو، ما خاكيان بسيار بى خبريم و درك آنچه كه آسمانيان برايمان گفته اند نيز چندان آسان نيست. و لى با نگاه به احاديث در اين زمينه چند گام برمى داريم.

وجود حضرت زهرا پيش از آفرينش دنيا.

معاذ بن جبل گويد: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: خداوند عزوجل من و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را هفت هزار سال پيش از آفرينش دنيا آفريد.

معاذ گويد: پرسيدم اى رسول خدا پيش از آفرينش دنيا كجا بوديد؟ پيامبر فرمود: ما در پيش روى عرش بوديم خدا را تسبيح و تمحيد و تقديس و تمجيد مى كرديم. پرسيدم به چه شكلى بوديد فرمود: اشباحى از نور بوديم تا آنكه خداوند خواست كه صورت ما را بيافريند ما را در عمودى نورى قرار داد و به صلب آدم انداخت آنگاه ما را به صلب پدران و رحم مادران منتقل ساخت و پليدى شرك و آلودگى كفر به نخواهد رساند. [بحارالأنوار، ج 35، ص 34، ح 32، به نقل از علل الشرايع.]

اين حقيقت در روايات بسيارى بر آن تأكيد شده است گرچه فهم و درك آن به طور كامل بر بسيارى دشوار مى نمايد. حضرت زهرا پديده اى از نور عظمت خداوند.

حضرت زهرا عليهاالسلام از نور عظمت الهى آفريده شده است و در عرش الهى و در قرب حق جا داشته است. [بحارالأنوار، ج 35، ص 34، ح 32 و بحارالانوار، ج 60، ص 352، ح 36.]

در روايتى پس از آنكه چگونگى تولد انسان و حالات وى در رحم مادر از سوى پيامبر توضيح داده مى شود جابر مى پرسد: «يا رسول الله هذه حالنا فكيف حالك و حال الأوصياء بعدك فى الولاده». اى رسول خدا اين حالت ماست ولى حالت شما و اوصياء شما در هنگام ولادت چگونه است؟

پيامبر قدرى سكوت كردند سپس گفتند: اى جابر از موضوع پر عظمتى پرسيدى كه تاب درك آن را جز آنان كه بهره اى عظيم برده اند، ندارند.

پيامبران و جانشينان آنان از نور عظمت خداوند آفريده شده اند خداوند انوار آنان را در صلب هاى پاك و رحم هاى پاكيزه قرار داده است، خداوند با فرشتگان خويش آنان را حفظ مى كند و با حكمت خويش آنان را پرورش مى دهد و با علم خود آنان را تغذيه مى كند.

حقيقت ايشان بالاتر از آن است كه به وصف آيد و حالات آنان دقيقتر از آن است كه دانسته شود. چرا كه آنان ستاره هاى خدا در زمين و نشانه هاى حق در ميان خلق و جانشينان خدا براى بندگان و انوار خدا در شهرها و حجت هاى الهى بر مردمان هستند.

آنگاه پيامبر افزودند كه اين از علم مستور و مخزون است و آن را جز از اهلش مكتوم دار. [من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 413، ح 5901 و بحارالانوار، ج 60، ص 352، ح 36 به نقل از من لايحضره الفقيه.]

بنابراين اگر در روايات در اين زمينه ها حقايقى يادآور شده بسيار حساس و سنگين است و همه را قدرت فهم آن نيست و در نتيجه كسى را نمى رسد كه انكار كند بايد كه با حلم و فهم همراه شد و دل را براى فهم نرم كرد و گوش جان به حقيقت سپرد تا بلكه پرده اى از جلو ديدگانمان برگرفته شود و حقيقتى مفهوم گردد.

ما خاكيان كه از فهم امور ساده ناتوانيم براى درك و فهم امور پيچيده و مسايل ماورايى ناتوان تر و وامانده تريم مگر اين كه همپاى وحى و گفتار معصومان حركت كنيم و از پرده گيرى هاى آنان مدد گيريم. بنياد تكوين مادى حضرت زهرا از ميوه بهشتى.

حضرت رضا عليه السلام گويد:

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: چون خداوند مرا به معراج برد جبرئيل دستم را گرفت و داخل بهشت كرد و از خرماى تازه ى بهشت به 