من داد آن را خوردم و او نطفه اى شد در پشتم و چون بر زمين آمدم با خديجه درآميختم و حضرت خديجه به فاطمه ى عليهاالسلام حامله شد پس فاطمه حورى بهشتى است كه سرشت انسان دارد و من هر زمان كه به بوى بهشت اشتياق پيدا مى كنم دخترم زهرا را مى بويم. [بحارالانوار، ج 8، ص 119، ح 6 به نقل از امالى، عيون و توحيد و بحارالانوار، ج 43، ص 29 به نقل از امالى، عيون و خرايج و ص 42، ح 42 به نقل از مناقب.] و امام صادق عليه السلام گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله بسيار فاطمه را مى بوسيد عايشه اين عمل را از پيامبر نكوهيد پيامبر فرمود: اى عايشه من در شبى كه به آسمان ها رفتم وارد بهشت شدم جبرييل مرا به درخت طوبى نزديك ساخت و از ميوه هاى آن به من خوراند آن ميوه در پشتم آبى شد و آن زمان كه به زمين آمدم با خديجه همبستر شدم و او به فاطمه حامله شد بدين شكل من هر زمان كه فاطمه را مى بوسم بوى درخت طوبى را از او استشمام مى كنم. [بحارالانوار، ج 8، ص 142، ح 62 به نقل از تفسير عياشى و ج 18، ص 364، ح 68 به نقل از تفسير على بن ابراهيم قمى.] در اين ارتباط روايات بسيارى در جوامع روايى شيعى است و البته سنى ها هم مشابه همين مضمون را در جوامع خويش آورده اند. [مجمع الزوايد، ج 9، ص 202، مقتل خوارزمى فصل پنجم و ذخايرالعقبى.]

اين روايات از ويژگى مبدأ شكل گيرى دنيايى فاطمه عليهاالسلام پرده برمى گيرد و در قالبى ملموس تفاوتى سرشتى زهرا عليهاالسلام را بازگو مى كند.

چهل روز كناره گيرى، رياضت و عبادت پيش از آفرينش

پيامبر از سوى خداوند دستور يافت تا از حضرت خديجه عزلت گيرد و به عبادت و نماز و روزه مشغول شود. چهل روز كه كامل شد جبرئيل بر او فرود آمد و پيامبر را به آمادگى جهت دريافت تحفه ى الهى فراخواند. آنگاه ميكائيل با طبقى كه در آن انگور و خرما بود فرود آمد و پيامبر دستور يافت كه به آن افطار كند و به خانه ى خديجه پيش از خواندن نماز برود. در چنين شبى خديجه به فاطمه حامله شد.

اين كناره گيرى از خديجه و عزلت و اشتغال ويژه به عبادت، نشانى از عظمت و بزرگى شخصيت حضرت زهرا عليهاالسلام است. چهل روز رياضت و عبادت زمينه ساز بسته شدن نطفه ى اين بزرگ بانوى اسلام است.

مشروح اين جريان را از بحارالانوار [بحارالانوار، ج 16، ص 78.]مى شنويم.

پيامبر صلى الله عليه و آله با جمعى از ياران و خويشان خويش در سرزمين ابطح نشسته بودند كه جبرئيل در بزرگترين شكل خود به محضر پيامبر آمد. بالهايش را بر مشرق تا مغرب گشوده بود پيامبر را صدا زد اى محمد خداوند على اعلى تو را سلام مى رساند و دستور مى دهد تا از خديجه چهل روز فاصله بگيرى اين دستور بر پيامبر كه بسيار خديجه را دوست مى داشت و دلداده ى او بود سخت مى نمود.

پيامبر صلى الله عليه و آله چهل روز به رياضت گذراند روزها را روزه مى گرفت و شبها را به عبادت سپرى مى كرد تا در پايان اين ايام عمار بن ياسر را به نزد خديجه فرستاد و براى خديجه پيام داد كه: اى خديجه گمان مبر كه جداييم از روى قهر و يا غضب بوده باشد ولى پروردگارم اين دستور را برايم صادر كرده است تا خواست خويش را عملى سازد اى خديجه جز گمان خوب مبر چرا كه خداوند هر روز بارها به تو بر فرشتگان بزرگش مباهات مى كند. شب كه تو را فراگرفت در را ببند و به بستر خويش برو چرا كه من در منزل فاطمه بنت اسد هستم.

خديجه هر روز بارها چون جاى پيامبر را خالى مى ديد غمزده مى شد تا اينكه در پايان چهل روز كه جبرئيل بر پيامبر نازل شد و گفت: اى محمد خداوند على اعلى تو را سلام مى دهد و هم او دستور مى دهد تا براى دريافت تحيت و تحفه اش آماده شوى. پيامبر فرمود: اى جبرئيل تحفه ى پروردگار عالميان چيست و تحيت او كدام است؟ جبرئيل گفت: نمى دانم. و همين اثنا ميكائيل با طبقى سرپوشيده به دستمالى از ديبا فرود آمد و آن را پيش پيامبر نهاد.

جبرئيل گفت: اى محمد پروردگارت دستور مى دهد تا با اين غذا افطار كنى.

اميرمؤمنان مى گويد: پيامبر هر زمان كه مى خواست افطار كند به من مى فرمود: در را باز بگذار تا هر كس مى خواهد براى افطار بيايد ولى در آن شب حضرت مرا بر در خانه نشاند و خود تنها از آن غذا خورد طبق را گشود يك خوشه خرما و يك خوشه انگور بود پيامبر از آن به اندازه اى كه سير شود خوردند و پس از آن نيز از آب نوشيدند و دست خود را براى شستن دراز كردند جبرئيل آب بر دست حضرت مى ريخت و ميكائيل دست حضرت را شست و اسرافيل با حوله خشك كرد و باقى مانده غذا با ظرف آن به آسمان رفت.

آنگاه پيامبر براى نماز ايستاد. جبرئيل رو به پيامبر كرد و فرمود در اين زمان بر تو نماز حرام است تا به خانه ى خديجه بروى و با او درآميزى چرا كه خداوند به خويش سوگند خورده كه از پشت تو دراين امشب نسلى پديد آورد.

پيامبر با شتاب برخاست و به خانه ى خديجه رفت.

خديجه گويد: من به تنهايى انس گرفته بودم و شب كه مى شد سرم را مى پوشاندم و لباسم را در مى آوردم و در خانه را مى بستم و نماز و قرآنم را مى خواندم و چراغ را خاموش مى كردم و به بسترم مى رفتم.

در آن شب در بين خواب و بيدارى بودم كه پيامبر آمد در را كوبيد صدا زدم كه چه كسى است حلقه اى را مى كوبد كه جز پيامبر نمى كوبيد؟ خديجه گويد: پيامبر با همان لحن شيرين و سخن دلنشين خود فرمود: اى خديجه در را باز كن من محمدم. خديجه گويد: شادمان از حضور پيامبر برخاستم و در را گشودم و پيامبر به منزل در آمد و رسم پيامبر چنين بود به خانه كه مى آمد ظرف آب را مى خواست و براى نماز وضو مى گرفت و به نماز مى ايستاد و دو ركعت مختصر نماز مى خواند آنگاه به بسترش مى آمد ولى در آن شب ظرف آب نطلبيد و براى نماز آماده نشد فقط بازويم را گرفت و مرا در بستر خويش جاى داد و با من شوخى و مزاح كرد و آنچه بين زن و شوهر رخ مى دهد بين من و او انجام گرفت. در اينجا خديجه مى گويد: سوگند به آنكه آسمان را برافراشت و آب را از زمين جوشاند پيامبر هنوز از من فاصله نگرفته بود كه سنگينى فاطمه را در شكمم احساس كردم.

معراج، ميقاتى براى پديد آمدن حضرت زهرا

در آن شب كه پيامبر به آسمان ها عروج كرد بنياد پديدآمدن زهرا عليهاالسلام از ميوه بهشتى شكل گرفت بدين سان آن ميوه مايه ى نخستين وجود آن حضرت گرديد.

«لما اسرى بى الى السماء دخلت الجنه فأدنانى من شجره طوبى و ناولنى من ثمارها فتحول أثر ذلك ماء فى ظهرى فلما هبطت الى الأرض واقعت بخديجه فحملت بفاطمه» [بحارالانوار، ج 43، ص 6، ح 6.]

رواياتى كه پديد آمدن زهرا عليهاالسلام را در شب معراج مى داند فراوان است و با ديگر روايات تنافى ندارد چرا كه قابل جمع است. و نيز گفتنى است كه: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله معراج هاى متعدد داشته اند و معراج رفتن پيامبر صلى الله عليه و آله منحصر به يك مرتبه نبوده است. در روايتى از امام صادق عليه السلام مى خوانيم: عرج بالنبى صلى الله عليه و آله مائه و عشرين مره... يعنى صد و بيست بار پيامبر به آسمان ها رفتند در نتيجه اگر زمان معراج معروف موافق با ولادت حضرت زهرا عليهاالسلام نباشد مشكلى نيست. [فاطمه الزهرا عليهاالسل