ور است از بدى گرفته شده است. «قال: فطمت من الشره» [بحارالأنوار، ج 43، ص 10، ح 1.]

اگر اين معنى را بشكافيم طهارت و عصمت فاطمه از آن به خوبى استفاده مى شود. خداوند اين وجود پاك را از هر بدى و زشتى به دور داشته بدى به او راه نمى يابد و پاك و پيراسته از هر پليدى است.

در تمام طول عمرش يك نقطه ى منفى ديده نمى شود زندگى پرفراز و نشيب فاطمه عليهاالسلام در آن سالهاى حساس صدر اسلام در كنار رسول خدا در مكه و مدينه و در خانه امام على عليه السلام و به هنگام جنگ و جهاد و درگيرى هاى پى درپى نشان درستى انتخاب اين نام از سوى خداوند است.

فاطمه نامى كه پيراستگى اين وجود مطهر را بازگو مى كند.

آرى فاطمه از اهل بيتى است كه خداوند خواسته تا از هر پليدى پيراسته باشند.

«انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا [سوره احزاب، آيه 33.]»

همانا خداوند خواسته است تا پليدى را از شما اهل بيت بزدايد و شما را پاك و پاكيزه سازد.

فاطمه بازگرفته شده از اينكه خلق حقيقت والاى او را بشناسند

در روايتى مى خوانيم: فاطمه را فاطمه گفتند: «لأن الخلق فطموا عن معرفتها» [بحارالأنوار، ج 43، ص 65، ح 58.] چرا كه خلق از شناخت او بازگرفته شده اند. حقيقت او چنان والا و در اوج است كه خلق نمى تواند كنه او را بيابد و او را آن گونه كه هست بشناسند.

به شكل مى يابيد كه چه حقيقت والايى در زير اين نام نهفته است. اين نام كه از سوى خداوند براى فاطمه برگزيده مى شود با اين محتوا و حقيقت همراه است.

فاطمه به معناى فاعلى

فاطمه اميد قبائل مبنى بر به ارث برى خلافت را قطع كرد.

فاطمه دشمنان اسلام را كه مى پنداشتند پيامبر بدون نسل مى ماند و كسى راه او را استمرار نمى بخشد مأيوس كرد.

فاطمه، شيعيان خويش را از آتش جهنم باز مى گيرد.

فاطمه به معناى مفعولى

فاطمه خود و شيعيانش از آتش جهنم بازگرفته شده اند.

فاطمه از نفاس و عادت زنانه بازگرفته شده است.

فاطمه از جهل و نادانى بازگرفته شده و با علم و دانايى سيراب گشته است.

فاطمه از بدى جدا شده و بازگرفته شده است.

فاطمه از اين كه خلق، حقيقت والاى او را بشناسند بازگرفته شده است.

زهراء

زهراء: فروزنده و تابناك

اين اسم نشانى بر نورانيت ظاهرى و باطنى حضرا زهراء عليهاالسلام است.

فروزندگى به هنگام ولادت

زهرا عليهاالسلام به هنگام ولادت نورافشانى كرد و آسمان ها و زمين را به نور خويش روشن ساخت.

«... فلما سقطت الى الأرض أشرق منها النور حتى دخل بيوتات مكه و لم يبق فى شرق الأرض و لا غربها موضع الا أشرق فيه ذلك النور... [بحارالانوار، ج 43، ص 3، ح 1.]»

به هنگام تولد آنگاه كه بر زمين قرار گرفت نورى از آن وجود مبارك تابش گرفت و به همه خانه هاى مكه وارد شد و در شرق و غرب عالم جايى نماند مگر آن كه آن نور بدان جا راه يافت.

زهرا عليهاالسلام به محراب عبادت كه مى ايستاد آن گونه كه ستارگان بر اهل زمين درخشش دارند او بر آسمانيان مى درخشيد.

«... لانها كانت اذا قامت فى محرابها زهر نورها لأهل السماء كما يزهر نور الكواكب لأهل الأرض [بحارالانوار، ج 43، ص 12، ح 6.]»

فروزش نور هر صبح و شام بر اهل مدينه پشتوانه اى بر درستى اين اسم تابناك است. فروزندگى بر امير مؤمنان على

و درخشش بر امير مؤمنان عليه السلام در هر روز سه مرتبه باز گوياى درستى اين نامگذارى است.

ابان بن تغلب گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم كه: چرا حضرت زهرا عليهاالسلام زهراء ناميده شد؟ فرمود: چون بر امير مؤمنان على عليه السلام در هر روز، سه بار نورافشانى مى كرد. به هنگام نماز صبح نور سفيدى از گونه ى مباركش تابش داشت و داخل اطاق هاى مدينه مى شد. و ديوارها را سفيد مى كرد مردم شگفت زده مى شدند و خدمت رسول مى آمدند و آنچه ديده بودند جويا مى شدند پيامبر آنان را به منزل فاطمه عليهاالسلام راهنمايى مى كرد. به منزل فاطمه مى آمدند او را در محراب عبادت به نماز مى ديدند و مى يافتند كه اين نور از گونه ى فاطمه عليهاالسلام و وجود نورانى اوست.

نيم روز كه مى شد و حضرت آماده نماز مى شد نور زردى از صورتش تابش مى گرفت و اين نور زرد داخل اتاق ها مى شد و جامه ها و رنگ هاى مردم زرد مى شد به نزد پيامبر مى آمدند و علت را مى پرسيدند ايشان آنان را به منزل فاطمه عليهاالسلام هدايت مى كرد مى آمدند و حضرت را در محراب نماز مى ديدند و مبدء آن نور را در چهره ى فاطمه مشاهده مى كردند و مى فهميدند كه آن وجود مبارك منشاء اين نور است.

هنگام غروب كه مى شد صورت فاطمه عليهاالسلام سرخ مى شد از شادى و شكر حق تعالى و نورافشانى مى كرد و اين نور داخل اتاق هاى مدينه مى شد ديوارها سرخ مى گرديد مردم تعجب مى كردند و علت را از پيامبر مى پرسيدند پيامبر باز آنان را به منزل فاطمه راهنمايى مى كرد آنان مى ديدند كه فاطمه نشسته و تسبيح و تمجيد خدا مى گويد و آن نور از اين وجود نوارنى است.

اين نور در سيماى فاطمه بود تا سيدالشهداء عليه السلام متولد شد. امام صادق عليه السلام افزودند: اين نور در سيماى ما امامان از اهل بيت عليهم السلام يكى پس از ديگرى تا قيامت مى چرخد. [بحارالانوار، ج 43، ص 11، ح 2.]

فروزندگى زهرا براى فرشتگان

جابر از امام صادق عليه السلام پرسيد چرا فاطمه زهرا ناميده شد امام فرمود: چون خداوند او را از نور عظمت خويش آفريد و هر زمان كه نور افشانى مى كرد آسمان و زمين را روشن مى ساخت و چشمان فرشتگان در برابر تابش اين نور تاب نمى آوردند و فرشتگان در اين هنگام براى خدا به سجده مى افتادند و مى گفتند:

خداى ما و مولاى ما اين چه نور است؟ خداوند به آنان وحى مى كرد: اين نور از نور من است او را در آسمانم جاى دادم و از عظمتم آفريدم... [بحارالانوار، ج 43، ص 12، ح 5.]

صديقه

به معناى «بسيار راستگو» است. كسى كه گفتار و رفتارش هر دو شايسته است و به عبارت ديگر كسى كه رفتار او گفتارش را تصديق مى كند صديق نام مى گيرد.

حضرت زهرا عليهاالسلام هم صادقه است و هم صديقه و اين نشان حضور ارجمند صفت راستگويى در حضرت است.

عايشه گفت: پس از پدرش پيامبر صلى الله عليه و آله كسى را از فاطمه عليهاالسلام راستگوتر نديدم. [بحارالانوار، ج 43، ص 84، ح 7.]

گفتنى است: مريم مادر عيسى عليه السلام در قرآن، صديقه معرفى شده است «و امه صديقه» [مائده، 75.]

در روايتى مى خوانيم: «و هى الصديقه الكبرى و على معرفتها دارت القرون الأولى» [بحارالأنوار، ج 43، ص 105، ح 19.] حضرت زهرا عليهاالسلام صديقه ى كبرى است پيشينيان نيز با او آشنا بوده اند.

اين واژه در قرآن كريم بر حضرت ابراهيم [مريم، 56.] و حضرت ادريس [مريم، 56.] و حضرت يوسف [يوسف، 46.] نيز به كار رفته است.

مباركه

مباركه يعنى «داراى بركت، بدون شومى». و جود حضرت زهرا عليهاالسلام بسيار پربركت بود. او دختر پيامبر صلى الله عليه و آله، همسر امام على عليه السلام و مادر يازده امام است. يازده امام همه از نسل فاطمه زهرا عليهاالسلام هستند.

اقيانوس بركت خيز وجود حضرت- عليهاالسلام- تبلور خيرات و بركات بسيارى بود:

1- بركت تكوينى كه وجود