 عامل پيدايى آفرينش شد.

2- بركت در نسل كه يازده امام و يكى از گسترده ترين، پاك ترين و پرخروش ترين نسل هاى بشر از آن حضرت پديد آمد.

3- بركت معنوى در اين دنيا بدين گونه كه توسل به او، دفاع از او و پيوند به او همه بركت آفرين است.

4- بركت فرهنگى و سياسى

5- بركت اخروى كه در شفاعت عظيم آن حضرت در روز رستاخيز جلوه مى كند.

طاهره

طاهره يعنى پاك و پاكيزه.

زهرا عليهاالسلام پاك، پيراسته از عيب و پليدى و پاكيزه از خون هاى زنانه بود.

نام طاهره همسو با نام هاى طيبه، مطهره، زكيه و نقيه است.

طهارت حضرت، پاكى از گناه يعنى عصمت را نيز در خود دارد. طهارت و پيراستگى زهرا عليهاالسلام كه از آيه ى تطهير به دست مى آيد بازگوكننده ى اوج طهارت است و هرگز يك طهارت معمولى نيست.

زكيه

زكيه معناى پاكى، پيراستگى و رشد و بالندگى زهرا عليهاالسلام را بازگو مى كند. زهرا تربيت شده ى پيامبر صلى الله عليه و آله است. و اژه ى «زكى» در قرآن كريم، وصف حضرت عيسى عليه السلام شمرده شده است:

«لأهب لك غلاما زكيا» [مريم، 19.] و در سوره ى شمس، پس از يازده سوگند، خداوند متعال فرموده است: «قد افلح من زكاها» [الشمس، 9.] و در سوره اعلى فرموده:«قد أفلح من تزكى» [الاعلى، 14.]

از اين دو برمى آيد: فلاح و رستگارى كه از اهداف نهايى رسالت است از تزكيه پديد مى آيد. و در سه آيه از آيات قرآن، تزكيه، از برنامه هاى رسول خدا و از اهداف رسالت محسوب شده است [بقره 151، آل عمران، 164 و جمعه، 2. در اين دوتاى اخير، تزكيه پيش از تعليم ذكر شده است و تقدم آن بر تعليم، گوياى عظمت آن است.]

راضيه

را ضيه به معناى خشنود است.

زهرا عليهاالسلام از خداى خويش خشنود است و اين خشنودى از برجسته ترين فضيلت هاست. را ضيه بازگوكننده ى مقام رضا در شخصيتى است كه در سخت ترين شرايط زيسته و شديدترين ناملايمات را ديده است.

مقام «رضا» يعنى خرسندى از رخدادهايى كه خداوند متعال، مقدر كرده است يكى از مقامات ارجمند اخلاق اسلامى است و يكى از مصداق هاى «فوز عظيم» يعنى دستيابى و پيروزى بزرگ است. قرآن كريم مى فرمايد: «رضى الله عنهم و رضوا عنه ذلك الفوز العظيم» [مائده، 119.] خداوند، از آنان خرسند گشت و آنان از خداوند، و اين دستيابى بزرگى است. و اين خرسندى يكى از ويژگى هاى حزب الله است «رضى الله عنهم و رضوا عنه اولئك حزب الله» [مجادله، 22.] فرومايگان از خويش راضى اند و مقام يافتگان از خدا.

مرضيه

مرضيه به معناى پسنديده و مورد رضايت است.

رفتار و گفتار فاطمه عليهاالسلام پسنديده است و خداوند از او خشنود است.

در قرآن كريم، واژه ى مرضى براى حضرت اسماعيل صادالوعد به كار رفته است. «و كان يأمر أهله بالصلاه و الزكاة و كان عند ربه مرضيا» [مريم، 55.] او خانواده اش را به نماز و زكات فرمان مى داد و در پيشگاه خدايش پسنديده بود.

در سوره ى فجر نيز واژه «مرضيه» نيز به كار رفته است. «يا ايتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربك راضيه مرضيه» [فجر، 28.]

محدثه

محدثه به كسى گفته مى شود كه فرشتگان با او سخن گويند.

گفتنى است كه: محدثه لازم نيست پيامبر باشد كسانى همچون زهرا عليهاالسلام، هم صحبت با فرشتگان شده اند و پيامبر هم نيستند.

پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله جبرئيل به خدمت حضرت زهرا عليهاالسلام شرفياب مى شد و رخدادهاى آينده ى جهان را براى حضرت زهرا عليهاالسلام حديث مى كرد. [بحارالانوار، ج 43، ص 80، 68.]

ارتباط با عالم بالا و همنشينى و گفتگو با فرشتگان به ويژه جبرئيل محتوا و مفهوم نام مقدس «محدثه» است.

گفتنى است: اين معنى با تلفظ مفعولى اين واژه همساز است و اگر به گونه ى اسم فاعل خوانده شود به معنى حديث كننده و روايت كننده است و حضرت زهرا- عليهاالسلام- داراى هر دو مقام بودند.

نام هاى ديگر حضرت

تا كنون توضيح مختصرى پيرامون نه نام از نام هاى حضرت داديم. در اينجا ديگر نام هاى حضرت را معنى مى كنيم.

10- رضيه: خوشنود.

11- زكيه: پاك، پيراسته، رشديافته.

12- حانيه: پرعاطفه، مهرورز، شوهردوست.

13- مطهره: پاك شده.

14- رشيده: رشد يافته.

15- منصوره: يارى شده. اين نام حضرت در آسمان ها است.

16- ممتحنه: آزمايش شده.

17- مهديه: هدايت شده.

18- نقيه: پاك.

19- تقيه: باتقوا، پرهيزكار، خداترس.

20- صادقه: راستگو.

21- شهيده: زنى كه در راه خدا به شهادت رسيده است.

22- راكعه: ركوع كننده.

23- ساجده: سجده كننده.

24- مضطهده: در فشار قرار داده شده.

25- مقهوره: مغلوب سلطه.

26- مغصوبه: حق گرفته شده.

27- ريحانه: گل خوشبو.

28- حره: آزاده، بزرگوار.

29- نوريه سماويه: نورى آسمانى.

30- صابره: شكيبا، بردبار.

31- عزيزه: عزيز، نستوه.

32- عليمه: بسيار دانشمند.

33- فاضله: ارزشمند، بافضيلت.

34- حبيبه: دوست، محبوب.

35- مبشره: بشارت دهنده.

36- طيبه: خوشايند.

37- مظلومه: ستمديده.

38- معصومه: بى گناه.

39- ام ابيها: مادرپدرش.

40- ام الأسماء: مادر نام ها. منظور مادر امامان است.

41- ام الأئمه: مادر مادران.

42- ام الحسن و الحسين: مادر حسن و حسين.

43- ام الحسنين: مادر حسن و حسين.

44- ام السبطين: مادر دو سبط.

45- قره عين الرسول: نور چشم رسول خدا.

46- روح الرسول: جان پيامبر.

47- بضعه الرسول: پاره ى تن پيامبر.

48- بتول: بى نظير، منقطع از دنيا و تعلقات مادى، زنى كه آلودگى ماهانه ندارد.

49- مريم الكبرى: مريم بزرگتر.

50- قرينه المرتضى: همتاى امام على عليه السلام.

51- الانسيه الحوراء: بشر بهشتى.

52- عذراء: دوشيزه، بكر.

53- سيده النساء: سرور زنان.

54- حصان: عفتمند، خويشتن بان.

55- كوثر: خير بسيار، نسل بسيار، نهر كوثر.

56- كوكب: ستاره.

اينها نام ها، كنيه ها و القاب و اوصاف حضرت زهرا عليهاالسلام است كه در روايات و زيارت نامه هاى حضرت آمده است و مجموعا تعداد آن به پنجاه و شش رسيده است. مناقب فاطمه از زبان پيامبر

مناقب فاطمه قبل از اين عالم از زبان پيامبر

خلقت نورانى پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت گرامى اش دورانى است كه هيچ بشرى آن را نديده و فقط آن انوار پاك هستند كه بايد از آن زمان خبر دهند. اينك پيامبر صلى الله عليه و آله برگزيده هايى از آن عالم نورانى براى ما بيان مى فرمايد.

تاجدار فردوس

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: آنگاه كه خداوند آدم و حوا را آفريد، آنان در بهشت به خود باليدند. آدم به حوا گفت: خداوند خلقى زيباتر از ما نيافريده است.

خدا به جبرئيل وحى نمود: دو بنده ام (آدم و حوّا) را به فردوس اعلى ببر. وقتى وارد فردوس شدند، به دخترى بر روى تختى از

تختهاى بهشت نظر كردند كه تاجى از نور بر سر و دو گوشواره از نور در گوش داشت، و بهشت از نور چهره اش روشن بود.

آدم گفت: حبيبم جبرئيل، اين دختر كه بهشت از زيبائى چهره اش روشن شده كيست؟! جبرئيل گفت: اين فاطمه دختر محمد پيامبر از فرزندان توست كه در آخرالزمان است. آدم گفت: اين تاجى كه بر سر دارد چيست؟ جبرئيل گفت: شوهرش على بن ابى طالب است. آدم پرسيد: اين دو گوشواره كه در گوش دارد چيست؟ جبرئيل گفت: دو فرزندش حسن و حسين است. آدم گفت: حبيبم جبرئيل، آيا آنان پيش از من خلق شده اند؟ جبرئ