ده اى و خواستگارى ما را نپذيرفته اى؟ به آنان پاسخ دادم كه: من خواستگارى شما را رد نكرده ام و دخترم را به على نداده ام اين خداست كه چنين خواسته و چنين كرده است و در اينجا بود كه جبرئيل بر پيامبر نازل شد و گفت: اى محمد خداوند جل و جلاله گويد: اگر على نيافريده بودم براى دخترت فاطمه همتايى بر روى زمين نبود. از آدم گرفته تا ديگران. [بحارالانوار، ج 43، ص 92، ح 3.]

گفتنى است كه: عقد حضرت زهرا عليهاالسلام با امام على عليه السلام در آسمانها با حضور فرشتگان خوانده شد و اين از ويژگى هاى شخصيت ارزشمند حضرت زهرا عليهاالسلام و حضرت امام على عليه السلام است.

عقد ازدواج زهرا در زمين

پس از خواندن عقد ازدواج زهرا عليهاالسلام در آسمان با حضور فرشتگان و گواهى آنان به فاصله ى چهل روز، پيامبر صلى الله عليه و آله عقد ازدواج زهرا عليهاالسلام را براى امير مؤمنان على عليه السلام در زمين خواند. [شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 9، ص 193 و «الجنة العاصمه» ص 104.]

پيامبر فرمود: فرشته اى فرود آمد و گفت: اى محمد خدايت سلام مى رساند و مى گويد: من در ملا اعلى دخترت فاطمه عليهاالسلام را به عقد على عليه السلام درآوردم تو نيز او را در زمين به عقد على عليه السلام درآور. [ذخائر العقبى، ص 31- 32.]

فضائل صديقه ى كبرى فاطمه ى زهرا عليهاالسلام بسيار است يكى از اين فضيلتها همين است كه ازدواج زهرا عليهاالسلام به دستور خداوند بوده است و به تعبير پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اين ازدواج جداى از همه ى ازدواجهاست.

پيامبر اكرم در خطبه ى عقدى كه در مسجد خواندند فرمودند: «ان الله أمرنى أن أزوج فاطمه باخى و ابن عمى و اولى الناس بى على بن ابى طالب و الله عز شأنه قد زوجه بها فى السماء و اشهد الملائكه و امرنى ان ازوجه فى الارض و اشهدكم على ذالك»

خداوند دستورم داده تا دخترم فاطمه را به برادرم و پسر عمويم و سزاوارترين كس به خودم على ابن ابى طالب تزويج كنم و خداوند عز و شأنه دخترم فاطمه را براى على عليه السلام در آسمان تزويج كرد و فرشتگان را گواه گرفته است و به من دستور داد تا او را با زهرا عليهاالسلام در زمين تزويج كنم و شما را بر اين موضوع گواه گيرم.

آنگاه دستور دادند تا امام على عليه السلام نيز بپا خيزد و خطبه ى نكاح را براى خويش بخواند او هم بپا خاست و خطبه خواند. [تفصيل اين داستان را در كتاب فاطمه الزهرا بهجه قلب المصطفى صلى الله عليه و آله ج 2، ص 472 مى خوانيد.] گستردگى مهر فاطمه

مهر در آسمان

از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدند: در عقد آسمانى زهرا عليهاالسلام مهر آن حضرت چه بود؟ پيامبر فرمود: مهر فاطمه در آسمان يك پنجم پهنه ى زمين بوده است.

مهر در زمين

و در زمين به روايت صحيح تر پانصد درهم بوده است. اضافه كنيد به آن يك برد يمانى و يك پوست دباغى نشده و يك گياه خوشبو را. [فاطمه الزهرا عليهاالسلام بهجة قلب المصطفى صلى الله عليه و آله، ج 2، ص 474.]

مهرالسنة كه مستحب است در همه ى ازدواجها مورد توجه قرار گيرد و مهر زنان از آن فراتر نرود همين اندازه است. چيزى معادل پانصد مثقال نقره [فاطمه الزهرا عليهاالسلام بهجه قلب المصطفى صلى الله عليه و آله، ج 2، ص 474 به نقل از بحارالانوار، ج 43، ص 113.]

به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله امير مؤمنان زره را فروختند پول آن را در اختيار پيامبر گذاشتند پيامبر آن را به چند نفر داد تا لوازم خانه را خريدارى كنند.

كسانى كه لوازم خريدارى شده را در كتابها خوانده اند مى دانند كه اين زندگى چگونه ساده و بى آلايش شروع شد و همچنان تا پايان ادامه داشت. [فاطمه الزهرا عليهاالسلام بهجة قلب المصطفى صلى الله عليه و آله، ج 2، ص 476، به نقل از مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 352.]

خانه گلين حضرت زهرا

پس از عقد ازدواج، پيامبر صلى الله عليه و آله به امير مؤمنان على عليه السلام فرمود: منزلى را آماده ساز تا همسرت فاطمه عليهاالسلام را به آنجا ببرى. امير مؤمنان على عليه السلام گفت: اى رسول خدا در اين حوالى منزلى جز منزل حارثه بن النعمان نيست.

پيامبر فرمود: به خدا سوگند از حارثه بن النعمان شرم مى كنم كه همه ى منزلهايش را در اختيار ما قرار داده است.

اين سخن به گوش حارثه رسيد نزد پيامبر آمد و گفت: اى رسول خدا من و مالم براى خدا و رسول اوست به خدا سوگند چيزى براى من خوش تر از آن نيست كه شما بگيريد و آنچه را شما بگيريد محبوبتر است نزد من از آنچه كه شما تصرف نكنيد . رسول الله براى حارثه دعاى خير كردند و پس از اين گفتگو فاطمه عليهاالسلام در كنار امير مؤمنان در منزل حارثه جاى گرفتند... [بحارالانوار، ج 19، ص 113.]

لوازم خانه زهرا

امام على عليه السلام فرمود: فرش خانه ى ما در شبى كه فاطمه عليهاالسلام دختر رسول خدا به خانه ام آمد جز يك پوست گوسفند نبود. [بحارالانوار، ج 19، ص 113 و فاطمه الزهراء بهجه قلب المصطفى صلى الله عليه و آله ج 2، ص 477 به نقل از سنن المصطفى ابن ماجه، ج 2، ص 538.] و باز فرمود: با فاطمه عليهاالسلام در حالى ازدواج كردم كه من و او فرشى جز يك پوست گوسفند نداشتيم شبها فرشمان بود و روزها در آن براى شتر آبكشمان علف مى آورديم و خدمتگزار من و او تنها خود فاطمه بود. [فاطمه الزهرا عليهاالسلام بهجه قلب المصطفى صلى الله عليه و آله، ج 2، ص 477، به نقل از صفوه الصفوه، ج 2، ص 3.] و قتى فاطمه عليهاالسلام به خانه على عليه السلام آمد جز مقدارى شن كه فرش زمين شده بود و يك بالشت و يك بستر و كوزه اى بيش چيز ديگرى نديد. [فاطمه الزهرا عليهاالسلام بهجه قلب المصطفى صلى الله عليه و آله، ج 2، ص 477، به نقل از المناقب تأليف احمد بن حنبل.]

در روايتى آمده كه: پيامبر به ديدار فاطمه عليهاالسلام آمد امير مؤمنان گويد: ما پارچه اى بر روى خود كشيده بوديم كه اگر به درازا رويمان مى انداختيم پهلويمان از پارچه بيرون مى ماند و اگر به پهنا مى انداختيم سرها و پاهايمان بيرون مى ماند. [فاطمه الزهرا عليهاالسلام بهجه قلب المصطفى صلى الله عليه و آله، ج 2، ص 477، به نقل از ذخائر العقبى، ص 49.]

جشن عروسى

زمان عروسى نزديك مى شد وسائل و لوازم خانه خريدارى شده بود صيغه عقد را در آسمان و زمين خوانده بودند و امام على عليه السلام و زهرا عليهاالسلام هر دو در انتظار فرا رسيدن ديدار بودند.

امام على عليه السلام گويد: پس از فراهم سازى لوازم خانه مدت يك ماه باپيامبر در مسجد نماز مى خواندم و پس از نماز به خانه مى آمدم و با پيامبر درباره ى فاطمه عليهاالسلام سخنى نمى گفتم تا آنكه زنان پيامبر پيشنهاد دادند كه: با پيامبر درباره ى بردن زهرا عليهاالسلام سخن گويند من هم با اين پيشنهاد موافقت كردم زنان به خدمت پيامبر شرفياب شدند و ام ايمن پيشنهاد را با پيامبر مطرح كرد حضرت فرمود: چرا على خود اين موضوع را در ميان نگذاشت؟ من منتظر بودم كه على مطرح سازد على عليه السلام گفت: اى رسول خدا حيا مانعم شد.

در اينجا دستور برگزارى مراسم جشن عروسى از سوى پيامبر به زنان داده شد. على عليه السلام ادامه اين داستا