ن را چنين بازگو مى كند: پيامبر به من فرمود: غذاى بسيارى فراهم ساز، گوشت و نان با من و خرما و روغن با خودت امام على گويد: خرما و روغن را خريدارى كردم پيامبر آستين مبارك را بالا زد و با دست خويش خرما را در روغن ماليد و آن را آماده ساخت و نيز گوسفند چاقى را فرستاد و نان فراوانى فراهم آورد.

آنگاه به من فرمود: به مسجد برو و هر كه را كه مى خواهى براى جشن دعوت كن. امام على عليه السلام گويد: به مسجد آمدم مسجد پر از ياران پيامبر بود من شرم كردم كه خصوصى دعوت كنم لذا بر بالاى بلندى رفتم و فرياد كردم براى جشن فاطمه حاضر شويد مردم يك جا حركت كردند.

از كثرت مردم و كمى غذا شرمنده شدم پيامبر كه بر اين حال من واقف شد فرمود: على جان از خداوند بركت خواهيم خواست. على عليه السلام گويد: همه ى مردم تا آخرين نفر خوردند و نوشيدند و دعاى بركت كردند و رفتند تعداد مردم بيش از چهار هزار نفر بود و هيچ غذا كم نيامد. [فاطمه الزهرا عليهاالسلام بهجه قلب المصطفى صلى الله عليه و آله، ج 2، ص 478.]

شب عروسى

پس از صرف غذا پيامبر ظرفهايى را پر از غذا كرد و براى منزل زنان خويش فرستاد و ظرف غذايى نيز براى فاطمه و شوهرش نهاد به هنگام عصر ام سلمه فرمود: فاطمه را حاضر ساز.

ام سلمه رفت و با فاطمه عليهاالسلام آمد دامن لباس فاطمه به زمين مى كشيد و حضرت عرق شرم و حيا مى ريخت.

در اين اثنا فاطمه عليهاالسلام پايش لغزيد و زمين خورد. پيامبر صلى الله عليه و آله دعايش فرمود و چون به نزد پيامبر آمد و ايستاد پيامبر چادر از صورت فاطمه كنار زد تا امام على عليه السلام او را بنگرد. [بحارالأنوار، ج 43، ص 96.]

در شب عروسى پيامبر استر شبهاى خود را آماده ساخت.

سلمان را دستور داد تا عنان استر را بگيرد و خود نيز به دنبال حركت كرد.

در بين راه پيامبر صدايى شنيد و ديد كه جبرئيل و مكائيل به همراه فرشتگان آمده اند.

پيامبر پرسيد براى چه به زمين آمده ايد؟ گفتند: آمده ايم تا در جشن فاطمه شركت كنيم.

جبرئيل، ميكائيل و پيامبر تكبير گفتند و تكبير در جشن هاى عروسى از اين شب رسم شد. [فاطمه الزهرا عليهاالسلام بهجه قلب المصطفى صلى الله عليه و آله، ج 2، ص 480 به نقل از امالى شيخ طوسى، ج 1، ص 263.]

داستان شب عروسى و فرداى آن و انفاق ايثارگونه حضرت، شنيدنى است. [فاطمه الزهرا عليهاالسلام من المهد الى اللحد، ص 139، به نقل از نزهة المجالس، ج 2، ص 226.]

حضرت زهرا در خانه امام على

اگر بنا باشد بهترين زوج در عالم معرفى شوند از حضرت زهرا عليهاالسلام و امام على عليه السلام نمى توان گذشت.

هر دو معصوم بودند و در زندگى مشترك هيچ لغزشى از آنان ديده نشده است و زندگى اين دو معصوم بزرگترين اسوه اى است كه در اين زمينه ارائه مى شود. همه بايد از زندگى اينان الهام گيرند و به اينان تأسى جويند.

در پايان عمر در بستر شهادت به امير مؤمنان على عليه السلام گفت: اى پسر عمو، هرگز از من دروغ و خياتنى نديدى و از آن زمان كه با من معاشرت دارى مخالفتى با تو نداشتم. [بحارالأنوار، ج 14، ص 197، ح 4.]

همراهى و همدلى با شوهر در طول زندگى مشترك حقيقت روشنى است كه در زندگى حضرت زهرا عليهاالسلام و امام على عليه السلام ديده مى شود. و از زبان امام على عليه السلام بشنويد كه فرمود: به خدا سوگند او را ناراحت و خشمگين نكردم و بر هيچ كارى مجبورش نساختم تا آن زمان كه خداوند او را به سراى جاويد برد و او نيز مرا ناراحت و خشمگين نساخت و در هيچ موضوعى با من مخالفت نكرد به او مى نگريستم غم هايم زدوده مى شد. [بحارالأنوار، ج 43، ص 134، ح 32.]

حضرت زهرا عليهاالسلام خود به پيامبر گفت: تا زنده ام مطيع على عليه السلام خواهم بود. [بحارالأنوار، ج 43، ص 39، ح 40.]

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از امير مؤمنان على عليه السلام درباره ى زهرا عليهاالسلام پرسيدند حضرت گفت: در راه بندگى خدا ياور خوبى است. و همين سؤال را از حضرت زهرا عليهاالسلام كردند، او هم گفت: على بهترين شوهر است. [بحارالأنوار، ج 43، ص 117، ح 24.]

حضرت زهرا عليهاالسلام در زندگى مشترك و در خانه امام على عليه السلام به وظايف اصلى خود وفادار بود. شوهردارى او فرزنددارى او خانه دارى او همه نمونه است.

كارهاى درون خانه به زهرا سپرده شده بود و او به بهترين شكل از عهده برمى آمد و تا سالها تنها خدمتگزار خانه، زهرا عليهاالسلام بود و آن زمان كه زهراى مرضيه از پيامبر كنيز خواستند تا در كارهاى خانه به ايشان كمك كند پيامبر به جاى دادن كنيز تسبيحات [تسبيحاتى كه هم اكنون به تسبيحات حضرت زهرا عليهاالسلام معروف است.] را به او آموخت و به او فرمود:به دو دليل هم اكنون كنيز در اختيار تو نمى گذارم:

1. وجود مستمندان و مسلمانان گرفتار در مسجد (چهارصد نفر كه همه گرسنه و برهنه اند)

2. مى ترسم اگر به كارهاى خانه شخصا نپردازى به پاداش مطلوب نرسى و نيز در اداى حق شوهرت كوتاهى كرده باشى و در حقيقت در برابر او مقصر قلمداد شوى. [بحارالأنوار، ج 43، ص 85، ح 8.] و اين نكته بسيار مهمى است كه بانوان بايد به آن توجه داشته باشند.

پيروى از زهرا عليهاالسلام مى طلبد كه در شوهردارى، فرزندارى، خانه دارى زنان ما نمونه باشند و به هيچ بهانه اى از پرداختن به اين وظايف اصلى شانه خالى نكنند. امير مؤمنان به مردى از قبيله ى بنى سعد فرمود: آيا از زندگيمان و از فاطمه برايت نقل كنم؟ سپس گفتند: فاطمه زهرا عليهاالسلام هنگامى كه در خانه ى من بود با اين كه در ميان خانواده ى خود محبوبترين فرد به شمار مى رفت اما در خانه من آنقدر با مشك آب كشيد كه سينه اش آزرده شد و آنقدر با آسيا آرد كرد تا آنكه دستانش تاول زد (و يا پوست دستش كلفت شد) و به نظافت خانه آنقدر پرداخت كه لباسهايش خاك آلود شد و آنقدر به زير اجاق غذا آتش افروخت تا آنكه لباسهايش چركين گرديد و براى پرداختن به كارهاى خانه رنج هاى بسيار متحمل شد. [بحارالأنوار، ج 43، ص 82، ح 5.]

درباره ى زندگى مشترك حضرت زهرا عليهاالسلام و امام على عليه السلام سخن بسيار است.

بهترين، معنوى ترين، بى نقدترين و... زندگى را اين دو معصوم در كنار هم داشتند و هر كدام با گفتار و رفتار خويش پرده از اين حقيقت برگرفته اند و بهترين نمونه را براى زندگى ما پيروانشان ارائه نموده اند.

در موردى كه امام على عليه السلام باخبر شدند در خانه هيچ خوراكى وجود ندارد به حضرت زهرا عليهاالسلام فرمودند: پس چرا باخبرم نساختى؟ حضرت زهرا عليهاالسلام گفت: پدرم مرا از اين كه از شما چيزى بخواهم بازداشته است فرموده است: تو چيزى درخواست مكن. به آنچه پسر عمويت به دلخواه مى آورد بسنده كن و افزون از آن مطلب. [بحارالأنوار، ج 14، ص 197، ح 4.] و در روايتى ديگر گفت: من از خداوند شرم دارم كه درخواستى خارج از توان شما داشته باشم. [بحارالأنوار، ج 43، ص 59، ح 51.]

ادب در گفتار و همدلى و غمخوارى و پشتيبانى در اوج آن از زهرا عليهاالسلام مشاهده مى شود.

در گفتگو با امام على عليه السلام چنين سوگند ياد مى كند: سوگند به خدايى كه حق تو را بزرگ داشته است. [بحارال