أنوار، ج 14، ص 197، ح 4.] و از همدلى خويش چنين پرده برمى گيرد: جانم فداى تو باد و هستى ام سپر هستى تو باد اى ابوالحسن در خوبى ها همراه توام و در سختى ها نيز در كنار تو هستم. [نهج الحياة: ص 147، ح 75 به نقل از الكوكب الدرى، ج 1، ص 196.]

درباره ى اين زندگى مشترك و حسن معاشرت حاكم بر اين زندگى بسيار مى توان سخن گفت: زهرا عليهاالسلام همسر سردار برازنده اى بود كه در حدود هفتاد و چند غزوه و سريه شركت داشت و هميشه ميدان دار جنگ و جهاد با دشمنان اسلام بود.

در زمانى همسر امام على عليه السلام بود كه فقر و نادارى بر جانشان چنگ افكنده بود ولى در طول اين زندگى هرگز زهرا عليهاالسلام گلايه اى نداشت و بارها رضايت و خوشنودى خويش را ابراز كرد. موقعيت زهرا نزد پيامبر اكرم

كتنت أحب النساء الى رسول الله فاطمه عليهاالسلام... محبوبترين زنان نزد پيامبر صلى الله عليه و آله، فاطمه زهرا عليهاالسلام بود.

محبت به فرزندان، اظهار علاقه، بوسيدن و توجه كردن به آنان از اصولى است كه اسلام بدان كاملا توجه كرده است.

در اين باره روايات بسيارى داريم كه گاه درك آن از فهم عادى افراد بيرون است. ولى عنايات پيامبر به دخترش فاطمه زهرا عليهاالسلام بسيار بيش از اينهاست برخورد پر مهر پيامبر صلى الله عليه و آله با دخترشان فاطمه عليهاالسلام آنگونه است كه تنها بر پايه ى محبت پدرى قابل تحليل نيست.

موقعيت و منزلت زهرا عليهاالسلام نزد پيامبر، نشانگر ارزش معنوى زهرا عليهاالسلام و اوج قرب او به خداوند است.

اين بيانات پيامبر را چگونه مى توان تفسير كرد كه فرمود:» فاطمه بضعه منى فمن آذاها فقد آذانى.»

فاطمه پاره تن من است هر كس او را آزار دهد مرا آزار داده است. و فرمود: فاطمه پاره تن من است. او نور چشم من و ميوه دلم است او جان من است و او حورى بهشتى است كه از جنس بشر است. [نخبة البيان فى تفضيل سيده النسوان، ص 98 به نقل از امالى صدوق.] و همچنين رفتار پيامبر با فاطمه عليهاالسلام تنها بر پايه ى محبت پدرى قابل تفسير و توجيه نيست. بنگريد: هر زمان كه فاطمه عليهاالسلام بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد مى شد پيامبر صلى الله عليه و آله بپا مى خاست و خوش آمد مى گفت و دست فاطمه را مى بوسيد و او را در جاى خويش جا مى داد. [بحارالأنوار، ج 43، ص 25، ح 22.]

به هنگام سفر، آخرين كسى كه پيامبر با او خداحافظى مى كرد فاطمه بود و پس از بازگشت به اولين خانه اى كه مى رفت خانه ى زهرا عليهاالسلام بود. [بحارالأنوار، ج 43، ص 40، ح 41.]

در خصوص رفتار پيامبر با دخترشان فاطمه نكاتى وجود دارد كه از درك و فهم ما بيرون است و در جاى خود بازگو مى شود.

اينها همه بازگوكننده ى مقام و منزلت والاى فاطمه است او انسانى شايسته و دخترى نمونه است بانويى است كه سرور بانوان عالم و بر همه مقدم است.

برخورد فاطمه نيز با پدر همانند برخورد مهرآميز پدر است فرزندان ما بايد پدردارى را از فاطمه عليهاالسلام بياموزند.

هر زمان كه پيامبر نزد دخترشان حضرت فاطمه عليهاالسلام مى آمدند حضرت بپا مى خاست به استقبال پدر مى رفت و خوش آمد مى گفت و بوسه بر دستان پدر مى زد. [بحارالأنوار، ج 43، ص 25، ح 22.]

اهتمام زهرا عليهاالسلام بر اين بود كه هرگز پدر از وى ناراحت نشود و اگر كوچكترين و كم ترين ناراحتى را در پدر احساس مى كرد سريعا در جهت رفع آن مى كوشيد.

اين پيوند دو سويه در طول تاريخ بشريت بى سابقه است و اين نشانى از ارجمندى اين دو شخصيت بزرگ است چرا كه عشق پدرى و فرزندى تا اين پايه اوج نمى گيرد.

در سوگ پيامبر

يكى از پنج نفرى كه در اين دنيا بسيار گريسته اند، حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام است كه اين نشان عميق بودن درد است. در فراق پدر و پس از ارتحال او ديگر تاب نياورد و روز به روز بدن شريفش آب مى شد. [بحارالانوار، ج 43، ص 155، ح 1.]

خود در بيان حال خويش پس از پيامبر صلى الله عليه و آله در جواب احوال پرسى ام سلمه فرمود: در ميان انبوه غم و گرفتارى هستم. از دست دادن پيامبر و مورد ستم قرار گرفتن وصى او... [بحارالانوار، ج 43، ص 156، ح 5.]

زهرا ديد كه هم پيامبر را از دست داده است و هم دستور پيامبر مبنى بر جانشينى امام على عليه السلام ناديده گرفته شده و در سايه ى اين دو مى رود تا مكتب پدرش فراموش شود و راه و رسم پيامبر از بين برود. او تمام فاجعه را با گستردگى آن لمس مى كرد و فاجعه ى مظلوميت امام على و نسل او و مكتب او از يك سو و ظلمى كه به تمام بشريت و معنويت شده بود از سوى ديگر، جان او را مى كاهيد.

عمق اين مظلوميت نيازمند تأمل وافى است تا فلسفه ى گريه هاى زهرا روشن شود. يكى از فلسفه هاى گريستن حضرت به ويژه گريستن علنى، ابزار خشم از حاكميت بود و نشان دادن نگرانى و ناخوشنودى خويش از وضع موجود و بيان اين نكته كه معيار خشم خدا كه خشم حضرت زهرا عليهاالسلام تحقق پيدا كرده است.

درباره ى پديد آمدن انحراف حاكميت، در فصل آينده كوتاه سخنى خواهيم داشت ولى در اين فصل بيشتر به تأثير سخت سوگ پيامبر بر حضرت زهرا عليهاالسلام مى پردازيم گرچه اين دو از هم تفكيك نمى شود و رنج و غم زهرا عليهاالسلام با هر دو پيوند دارد.

گفتنى است: زهراى مرضيه در زمان پيامبر چه آن زمان كه در خانه ى پيامبر بود و چه زمانى كه به همسرى امام على عليه السلام درآمد و بانوى خانه على شد هميشه بانشاط و پرشور بود.

شنيدم كه امام على عليه السلام درباره زهرا عليهاالسلام فرمود: نگاه به او غم هايم را مى زدود نشاط زهرا عليهاالسلام شور و تحرك در زندگى چه در ارتباط با پيامبر و چه در ارتباط با امام على عليه السلام و فرزندانش وصف ناپذير است.

در اين ارتباط اگر لازم باشد بايد متون احاديث و تاريخ بررسى شود و اين بعد از شخصيت حضرت نمودار گردد.

اين كه حضرت محبوبترين فرد در ميان خويشاوندان خود بود و در ارتباط با پدر آن همه احساس و محبت را نشان داده است و نيز در ارتباط با شوهر بهترين شوهردارى و در ارتباط با فرزندان نمونه ترين مادرى را كرده است همه گوياى نشاط، شور، مهر و احساسى است كه در اين نمونه ى بانوان، وجود داشته است.

بنابراين آنچه در كتاب بانوى اسلام ص 40 آمده كه: كسى كه در چنين اوضاع سهمگين رشد و نمو كند و در آغاز زندگى چنين ضربه هاى بزرگى بر روحش وارد شود شخصى افسرده و پژمرده و غمناك خواهد بود به همين علت، در احوال فاطمه نوشته اند هميشه محزون و غمناك بوده است. گذران زندگى در سخت ترين شرايط شعب ابى طالب و سالهاى صدر اسلام از حضرت زهرا عليهاالسلام بانويى افسرده، غمگين و پژمرده ساخت»، هرگز باوركردنى نيست. و قطعا اين سخن باور نويسنده ى محترم آن كتاب نخواهد بود چرا كه اينگونه تحليل از شخصيت توانمند و سرافراز بانوى نمونه ى اسلام كه درياى مهر و وفا و صفا و اقيانوس شور و نشاط است تنها از سوى كسانى مطرح مى شود كه از مى خواهند ايستادگى فاطمه و ابراز نارضايتى او را از حكومت آن زمان توجيه كنند و زهرا عليهاالسلام را فردى ناراحت، خسته، گرفته و مأيوس و پژمرده معرفى كنند.

گريه هاى زهرا ع