ليهاالسلام هرگز نشانه ى افسردگى، پژمردگى و بى نشاطى اين روح بلند نيست.

گريه هاى آن حضرت چه آنچه در سوگ پيامبر است و چه آنچه در ارتباط با ظلمى است كه به او و جانشين به حق پيامبر رفته است همه نشانگر روح توانمند و پرمهر و احساس فاطمه است.

اين روح بلند در سوگ بزرگترين شخصيت عالم چنان داغدار مى شود كه ديگر فراق پدر برايش تحمل ناپذير است. و در غم از دست رفتن دست رنج هاى پدر آن چنان مى سوزد و مى خروشد، به مسجد مى آيد و محاكمه مى كند درگير مى شود و استدلال مى كند و چون بى توجهى مسلمانان را مى بيند و حمله هاى ناجوانمردانه را به خانه و آشيانه ى خود و تار و پود اسلام بر بازوان و سينه و صورت خود احساس مى كند ديگر توان ماندن از او گرفته مى شود و شهادت در پايان اين همه رنج نصيب او مى گردد.

اگر كسى هفتاد و پنج يا نود و پنج روز پس از پيامبر را دقيق مطالعه و بررسى كند مى فهمد كه زهرا عليهاالسلام چگونه افراشته و سرافراز بپا خاست و از كيان اسلام دفاع كرد و در آن روزهاى وحشت و دهشت حق را علنا فرياد كرد. و آيا جا دارد گفته شود: دختر پيامبر در اثر رنج هايى كه در شعب ديده شخصيتى افسرده، پژمرده و غمگين پيدا كرده و گريه هاى او نشانى از اين افسردگى روحى باشد.

ما به دليل انتساب اين كتاب به نويسنده ى بزرگوار از تحليل اين بخش كه حتماً بى توجه نوشته شده و منظورى در آن نبوده به همين اندازه اكتفا مى كنيم گرچه اين سخن آنگونه كه اشاره رفت قابل تحمل نيست و درياى بردبارى ما را با خود مى برد. و انصافاً آيا اگر كسى مدت دو ماه و نيم گريه كند آن هم پس از پيامبر صلى الله عليه و اله اين دليل افسردگى و پژمردگى او مى شود آنچنان كه در اين كتاب مى خوانيم: به همين علت، در احوال فاطمه ى زهرا نوشته اند هميشه محزون و غمناك بوده است. [بانوى نمونه ى اسلام، ص 40.]

گفتنى است كه: نويسنده ى محترم بانوى نمونه ى اسلام در كنار افسردگى و پژمردگى و غمگينى بر صبورى و سرسختى و استوارى حضرت، نيز تأكيد كرده است.

مقاومت در برابر حكميت و تحريف

در هفتاد و پنج روز يا نود و پنج روز پس از پيامبر، شخصيت برومند و تواناى زهرا عليهاالسلام يك دنيا حماسه آفريد.

يك تنه به ميدان آمد در مسجد، دنيا را در چشم دشمنانش تار كرد و بى پروا حق را فرياد كرد.

در برابر انحراف از امامت و جدايى از احكام نورانى قرآن چنان حماسه و انقلابى آفريد كه تا به امروز ادامه دارد اسلام ناب و راه درست تشيع با تلاش آن حضرت و ايثار جان، سخنرانى و دفاع، حركت و حماسه همچنان روشن و واضح تا به امروز باقى ماند.

اگر تلاش پى گير و انقلاب شكوهمند و حماسه ى جاويد حضرت زهرا عليهاالسلام نبود و كسى همچون زهرا عليهاالسلام در برابر انحراف مسلمانان نمى ايستاد و دورى آنان از قرآن و ولايت را فرياد نمى كرد امروز اسلام ناب به ما نرسيده بود و حق اينگونه تابناك نمايان نمى گشت.

درگيرى بى امان حضرت زهرا عليهاالسلام و رويايى بى تقيه ى آن حضرت و دفاع از رسالت و امامت و قرآن و احكام آن جهادى است كه زهرا عليهاالسلام در آن مدت كوتاه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله به آن پرداخت.

زيارت زهرا عليهاالسلام از قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و بقيع رفتن زهرا عليهاالسلام و بر قبور شهدا حاضر شدن و گريه و ناله ى آن حضرت همه و همه همسوى با اين انقلاب بزرگ است.

كسانى كه بخواهند نقش مؤثر زهرا عليهاالسلام را بيابند و بدانند كه اين اسوه ى زنان در آن ايام سخت چه حماسه اى بپا كرد و چگونه دشمنان را رسوا ساخت بايد در مصيبت هايى كه بر اين جسم نازنين و روح بلند رفته است بيشتر تأمل كنند.

بى جهت نيست كه مصائب اين بانو از تصور بيرون است و حتى تصور آنچه از آن به ما رسيده بر ما سنگين است.

اينها همه دليل آن است كه زهرا برومند و استوار، مؤثر و كارساز بر بنياد دشمن ضربه هاى سهمگين وارد ساخته و دقيقاً مواضع دشمن را كوبيده است.

خطبه ى حضرت و سخنرانى او در بستر شهادت نشانى از اين استوارى و برومندى است.

حماسه ى جاويد وصيت و راه ندادن حاكمان آن زمان، تا آخرين لحظه و سخن نگفتن با آنان تا آستانه ى شهادت، گوياى اين ايستادگى است.

حماسه جاويد اين وصيت

و صيت كردن، يكى از سنت هاى مسلم اسلامى است فلسفه ى وصيت پاسداشت حقوق مردم و توصيه هايى است كه براى حفظ نظم خانوادگى، هر شخصى دارد.

هر وصيتى ارتباط تنگاتنگ با نوع شخصيت وصيت كننده دارد انسانهايى كه داراى افكارهايى محدود، جزئى از خانوادگى هستند وصيت آنان از قلمرو و امور مالى و خانوادگى فراتر نمى رود و شخصيت هاى سياسى و ملى ممكن است توصيه هايى در قلمرو يك ملت يا يك نظام سياسى داشته باشند حضرت زهرا عليهاالسلام با شخصيت بى كران و بينش نامحدودشان وصيتى كردند در خور پاسدارى از مرزهاى مكتب در تاريخ و در زمينه ى حقوق همه ى اسلام و انسان، با مرزهاى نامحدود تاريخى و جغرافيايى.

اين وصيت كه براى مراقبت از اسلام اصيل يعنى تشيع در طول همه ى تاريخ ارائه شده بود كمتر موارد جزئى و شخصى و خانوادگى در آن به چشم مى خورد.

اين وصيت براى حفظ ميراث رسول خدا و بقاى آن در بحرانى ترين شرايط ارائه شد.

مواد وصيت

1. پنهانى بودن مراسم تغسيل، نماز، تشييع و دفن.

2. تأكيد بر انجام اين مراسم در شب و اصرار بر عدم حضور حاكمان آن زمان در اين مراسم.

3. پنهان كردن قبر.

دين اسلام تشييع ميت را يكى از سنت هاى رايج بين مسلمانان مى داند و تجمع مردم را در مراسم تشييع داراى پاداشهاى بزرگ برمى شمارد.

بى شك اين سنت در مورد حضرت زهرا عليهاالسلام كه فرزند رسول خدا و بنيان گذار اسلام است بايد بيشتر از هر كس مورد اهتمام قرار گيرد و حضرت زهرا عليهاالسلام كه پاسدار سنت ها و مدافع شعاير دينى است بايد اجازه دهد تا مردم با حضورى همه جانبه و فراگير اين سنت را اجرا كنند و به پاداش هاى معنوى دست يابند.

اكنون سؤال اينجاست سؤالى كه براى همه ى تاريخ مطرح است براى همه ى آگاهان و فرهيختگان، و نيز براى همه ى كسانى كه جاهلانه حاكميتها را پذيرفته اند و هيچگاه عاقلانه به محكوميتها نينديشيده اند.

تأمل در هر كدام از اين سؤال ها و درك صحيح پاسخ آنها مهمترين سند براى نقض حاكميت موجود آن زمان است.

1. چرا حضرت زهرا عليهاالسلام نخواست اين سنت مسلم اسلامى اجرا شود.

2. چرا حضرت زهرا عليهاالسلام نخواست مسلمانان به اين پاداش بزرگ دست يابند.

3. مگر هر كس تكريم پس از مرگ را مثل تكريم زمان حيات دوست ندارد، چرا حضرت زهرا عليهاالسلام اين تكريم را نفى كرد.

4. زيارت قبور يكى از ديگر سنتهاى مسلم اسلامى است خود حضرت زهرا عليهاالسلام از زائران پيوسته ى قبر شهداى احد بودند. مشخص بودن قبر و زيارت آن هم پاداش معنوى براى زائران مى آورد و هم ثواب اخروى براى ميت. چرا حضرت زهرا عليهاالسلام جامعه اسلامى را براى هميشه ى تاريخ از اين پاداش ها عمداً محروم ساخت؟ اين محروميت عظيم يك تاريخ از زيارت حضرت زهرا عليهاالسلام چه فلسفه اى دارد؟

حضرت زهرا عليهاالسلام كه ب