د از على عليه السلام دانشمندترين انسان روى زمين بود و دلسوزترين انسان براى حفظ شعائر، آيا اهتمام به اين سنت ها نداشت؟!

فلسفه ى كارهاى حضرت زهرا عليهاالسلام و فلسفه ى محروم كردن تاريخ از اين پاداش ها يك چيز بود و آن نشان دادن خشم جاويد و مبارزه ى منفى و پى گير حضرت زهرا عليهاالسلام با حاكميت غاصب، حاكميتى كه رسميت داشت ولى حقيقت نداشت. حضرت زهرا عليهاالسلام يك انقلاب بدون خونريزى پديد آورد يك انقلاب خردبرانگيز تا دين آگاهان و اسلام باوران بپرسند چرا حضرت نخواست حاكمان در تشييع او شركت كنند؟ چرا حضرت نخواست حاكمان و سياه لشكران آنان در نماز او حضور به هم رسانند؟ چرا حضرت نپذيرفت تا قبر او شناخته شده باشد و تاريخ از قبر او پاداش معنوى ببرد و خود نيز.

پاسخ اين سؤال ها براى همه ى انسان هايى كه خردورزند و حقيقت جو، چونان آفتاب روشن است پاسخ اين است: حضرت فاطمه عليهاالسلام كه خشم و غضبش ملاك باطل بودن مغضوب و رضايتش معيار بر حق بودن مرضى است چنان كرد كه در همه ى تاريخ اين سؤال مطرح باشد و در همه ى تاريخ اين پاسخ نيز و در اين كه حاكمان با زور مى خواستند قبر او را بكاوند براى اين بود كه عمق اين حقيقت رسواكننده را دريافته بودند و اين كه برخى كوشيده اند كه قبر فاطمه ى بنت اسد را به جاى فاطمه زهرا عليهاالسلام قالب كنند براى پوشش نهادن بر اين حقيقت است.

نكته ى مهم اين است كه فرزندان فاطمه زهرا عليهاالسلام كه از قبر او باخبر بودند آنان نيز على رغم درخواست شيعيان و ميل دشمنان پيوسته آن قبر را پنهان نگه داشتند تا اين مبارزه ى منفى تا ظهور حضرت بقيه الله ادامه پيدا كند و هر كس كه حقيقت خواه است همه ى حقيقت را در اين پنهانى دريابد و همه ى ظلم ها و ستم ها را فرياد كند.

پنهان بودن قبر اميرمؤمنان على عليه السلام از ترس دشمنان ارتجاعى بود و هنگامى كه اين ترس برداشته شد قبر كاملاً آشكار گرديد و مورد توجه قرار گرفت ولى آشكار بودن قبر حضرت زهرا عليهاالسلام مورد خواست شديد دشمنان نيز بود پس چرا امامان تعمدا در طول تاريخ پنهان داشتند؟ غم هاى جاويد و اشك هاى جارى

ستم هايى كه بر حضرت زهرا عليهاالسلام در مدت كوتاه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله رفته است از تصور ما بيرون است.

اين دوره از حيات حضرت زهرا عليهاالسلام بسيار كوتاه بوده است، هفتاد و پنج روز يا نود و پنج روز چيزى حدود سه ماه و كسانى كه اين دوره را طولانى تر مى پنداشتند چهار ماه و يا شش ماه گفته اند.

در اين مدت كوتاه پس از پيامبر حضرت زهرا عليهاالسلام آنقدر گريسته اند و آنقدر بى تابى كرده اند كه در اثر گريه هايشان در اين دوره كوتاه يكى از پنج نفرى محسوب شده اند كه در عالم بيش از همه گريسته اند (دقت كنيد) حضرت آدم چهل سال در فراق بهشت گريست. و ظاهرا حضرت يعقوب و يوسف عليه السلام نيز در دوران فراق چهل سال گريسته اند و حضرت سجاد عليه السلام پس از شهادت پدر چيزى در حدود سى و پنج سال مدوام داشته اند و اين چهار بزرگوار كسانى هستند كه از بسيار گريه كنندگان عالم محسوب شده اند ولى نفر پنجم حضرت زهرا عليهاالسلام است ايشان در اين مدت كوتاه كه از حدود دوماه تا شش ماه است آنقدر گريسته اند كه هم پاى كسانى قرار گرفته اند كه چهل سال و يا سى و پنج سال گريه مدوام داشته اند.

اين كه بزرگان مدينه خدمت امام على عليه السلام گفتند: زهرا با گريه هاى خود ما را آزار مى دهد و از او بخواهد يا شب گريه كند يا روز نشانگر حجم زياد گريه هاى حضرت است، زهرا عليهاالسلام پس از پيامبر شب و روز وقت و بى وقت مى گريسته اند در خانه و در كنار مزار شهدا و در كنار مزار پيامبر و در بيت الاحزان پنهان و آشكار مداوم مى گريسته اند. اين گريه مداوم چگونه بايد باشد كه هم پاى گريه هاى چهل ساله قرار گيرد. خود حدس بزنيد هم اكنون بايد ديد چه ستمى بر زهرا عليهاالسلام رفته است كه اين قدر گريسته است و مظلوميت حضرت در چه پايه ايست كه اين قدر اندوهبار شده است.

درباره هر يك از مصيبت ها و ستمهايى كه بر زهرا عليهاالسلام رفته بايد به تفصيل سخن گفت و پرده از عمق و حادثه برگرفت و عظمت آن را يافت. ولى گذرا دوباره به حوادث پس از پيامبر نگاه مى كنيم و از اين رنجها و ستم ها خبر مى گيريم.

گفتنى است: بيشترين ستم را زهرا عليهاالسلام در ارتباط با دفاع از ولايت و رهبرى امام على عليه السلام مى بيند آنچه كه حاكمان زمان را برمى انگيزد تا اين همه ستم به زهرا عليهاالسلام روا دارند، رويارويى زهرا عليهاالسلام با حاكمان زمان بوده است. مقاومت زهرا عليهاالسلام در برابر با انحراف و غصب خلافت، خواندن خطبه ى آتشين و كوبنده و كارساز در مسجد ده روز پس از رحلت پيامبر و رفتن به خانه مهاجر و انصار و دعوت علنى از آنان جهت مبارزه با حكومت و دفاع فراگير و گسترده از امير مؤمنان عليه السلام از اصلى ترين علت هاى اين ناگوارى ها بر حضرت است همه نوشته اند كه تا زهرا عليهاالسلام در كنار على عليه السلام بود نتوانستند امام على را مجبور به بيعت كنند و اين بر زبان ابوبكر جارى شد او هم گفت: چگونه على عليه السلام را مجبور سازيم مادامى كه فاطمه در كنار اوست.

به هنگام هجوم به خانه جهت بردن امام على عليه السلام براى بيعت، باز حضرت زهرا عليهاالسلام با تمام وجود از امام راستين دفاع مى كند و خود را در اين دفاع فدا مى كند. آتش زدن خانه، سيلى خوردن و فشار بين در و ديوار، ضربت تازيانه و شهادت محسن همه از مصائبى است كه پشت انسان را مى لرزاند و تحمل اين همه از سوى زهرا عليهاالسلام در راه دفاع از اصل رهبرى صورت گرفته است.

با شناختى كه زهرا از عمق فاجعه دارد چنان بى پروا در اين راه به ميدان مى آيد كه حتى سخن از فدك هم كه مى گويد باز در همين راستاست.

غيرت دينى اين سرور زنان درسى است كه براى همه مسلمانان تا از اسلام و مبانى ارزشمند آن ساده نگذرند و انحراف از اسلام را به راحتى شاهد نباشند.

اين اسلام شناس نستوه كه روزهاى صدر اسلام در كنار اسلام و پيامبر آن بود و رنجهاى صدر اسلام را با عمق جان احساس كرده، هم اكنون پس از پيامبر به هنگام مشاهده انحراف چگونه مى خروشد و تاب نمى آورد و از همه هستى خويش در راه دفاع از اسلام ناب مايه مى گذارد.

هرچه شناخت انسان از اسلام ژرف تر باشد و هرچه عمق انحراف را بهتر بيابد همچون زهرا عليهاالسلام بيشتر مى سوزد.

بينش عميق زهرا عليهاالسلام است كه آينده انحراف از رهبرى را پيش بينى مى كند و چون از عمق فاجعه باخبر است آرام نمى گيرد.

ستيزى ژرف و مظلوميتى بى كران

ظلمها و ستم هايى كه بر حضرت زهرا عليهاالسلام رفته، از حساب بيرون است و چون مصيبتهاى عاشورا درك عمق آن كار بشر نيست.

تنها بايد تأملى ژرف داشت تا بخشى از ابعاد وسيع مظلوميت حضرت برايمان نمودار گرديد و مهمترين فاجعه همان غصب خلافت، ايجاد انحراف در حاكميت و ناديده گرفتن توصيه هاى پيامبر است هم اكنون بخشى از اين همه ستم را برمى شمريم: 
هجوم به خان