ه

دستور قرآن است كه: «يا أيها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوتا غير بيوتكم حتى تستانسوا و تسلموا على أهلها» [سوره ى نور، آيه ى 27.]

«اى مؤمنان، در خانه ى ديگران مگر پس از اذن گرفتن و سلام دادن وارد نشويد»

خانه زهرا خانه اى است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله براى ورود اجازه مى گرفت، در روايات آمده كه پيامبر به هنگام صبح بر در خانه زهرا مى ايستاد و همراه با سلام آنان را به نماز فرامى خواند. [بحارالأنوار، ج 35، ص 207، باب 85.] تنها خانه اى كه در ورودى آن به مسجد بسته نشد و براى هميشه باز بود خانه ى زهرا است [بحارالأنوار، ج 39، ص 19، باب 72.]، هم اكنون تصور كنيد پس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عده اى به اين خانه هجوم بردند گويا كه به جنگ كفار مى روند.

هجوم به اين خانه مصيبتى است كه قلب هر مسلمان بيدارى را داغدار مى سازد. شاعر اهل بيت عليهم السلام شيخ صالح حلى گويد: اينان به خانه اى هجوم بردند كه اگر اين خانه نبود دين پا نمى گرفت و اسلام حاكم نمى گشت. در اين حمله و يورش به خانه فاطمه خانه ى زهرا يك كشته داد و يك مجروح، كشته ى اين هجوم، محسن فاطمه است و مجروح اين حمله خود زهرا عليهاالسلام است كه سينه اش را آزردند و بازويش را تازيانه زدند و به گفته ى اين شاعر تنها خانه ى زهرا در اين هجوم كشته و مجروح نداد بلكه در هجومى كه به خانه ى زهرا شد خانه زهرا يك اسير هم داد حتما حدس مى زنيد اسير اين حمله كه بود.

در اين حمله ريسمان به گردن على عليه السلام انداختند و او را كشان كشان بردند، اسير اين حمله مرحب كش خيبرگشا، على عليه السلام بود.


    و مجمعى حطب على البيت الذى و مجمعى حطب على البيت الذى

    لم يجتمع لو لاه شمل الدين لم يجتمع لو لاه شمل الدين

    و الها جمين على البتول بيتها و الها جمين على البتول بيتها

    و المسقطين لها أعز جنين و المسقطين لها أعز جنين

    و الفائدين امامهم بنجاده و الفائدين امامهم بنجاده

    و الطهر تدعو خلفهم برنين و الطهر تدعو خلفهم برنين

    خلوا ابن عمى أولأ كشف بالدعا رأسى خلوا ابن عمى أولأ كشف بالدعا رأسى

    و أشكو للاله شجونى و أشكو للاله شجونى

 

گفته شده است كه بيش از يك بار به خانه ى حضرت زهرا عليهاالسلام هجوم شده است. [فاطمه الزهرا عليهاالسلام بهجة قلب المصطفى صلى الله عليه و آله، ج 2، ص 609، به نقل از رياض المدح و الثناء، ص 107.] .

زدن

زدن مظلوم چه با سيلى به صورت و چه با تازيانه بر بازو ظلم است، خيانت است ولى زدن زن ظلم و جنايتى بيشتر است و اگر اين زن آبستن باشد زدن زن آبستن جنايتى سهمگين تر است، اضافه كنيد كه اين زن داغدار است، چند روزى از رحلت پدرش رسول اكرم نگذشته است و او همچنان در سوگ پدر اشك مى ريزد و نالان است.

حال اگر اين زدن جلو روى شوهر و فرزندان باشد ديگر چه نامى مى توان بر آن گذاشت. زدن زن آبستن، داغدار، در برابر شوهر و فرزندان خردسال، اين جنايت به جنايتى مى ماند كه در عاشورا از لشكر يزيد ديده شد.

بگذريم كه اين زن، سرور زنان عالم و يگانه دختر رسول گرامى اسلام است. چه مى گويم و چه مى نويسم لختى تأمل در اين ستم كافى است كه فرياد هر انسان بيدارى را برانگيزد و آتش درون او را شعله ور سازد و حاكميت آن زمان را در خود فرو برد و رسوا سازد.

تكذيب حضرت

حضرت زهرا عليهاالسلام سرور زنان و يكى از اصحاب كساء است كه آيه ى تطهير در شأن او نازل شده است و پيامبر او را چنان ستوده است كه از تصور ما بيرون است. هنگامى كه مى گويد: اين فدك را پدرم به من بخشيده و از آن من است و گواهانى چون امير مؤمنان، على عليه السلام و حسن و حسين و ام ايمن نيز گواهى مى دهند از او نمى پذيرند و همه ى شاهدان را تكذيب مى كنند.

آيه ى تطهير را كه گواه عصمت زهرا عليهاالسلام است و بر اوج پاكى زهرا عليهاالسلام شهادت مى دهد ناديده مى گيرند و مريم كبرى را تكذيب مى كنند.

تكذيب مادر عيسى مگر چه بود كه آن همه او را آزرده ساخت. در اينجا سرور زنان مورد تكذيب قرار مى گيرد.

حضرت روياروى عمر در مسجد به او گفت: اگر گروهى شهادت دهند كه زهرا خلاف اخلاقى مرتكب شده آيا بر من حد جارى مى سازى، عمر گفت: آرى، حضرت فرمود: تو در اين صورت به خدا و رسول او كافر شده اى چرا كه خداوند در آيه ى تطهير زهرا را از هر پليدى پيراسته است و بر پاكى و طهارت او گواهى داده است

تو گواهى گروهى را بر گواهى خداوند مقدم داشته اى.

قصد به آتش كشيدن خانه

همه پذيرفته اند كه چند روز پس از رحلت پيامبر عمر با جمعى در خانه ى زهرا عليهاالسلام آمد و گفت: اگر پناهندگان به خانه براى بيعت با ابوبكر نيايند خانه را به آتش مى كشم، به او گفتند: در خانه زهراست، گفت: حتى اگر زهرا باشد.

زهرا پشت در آمد شايد آن بى حياءها شرم كنند و از تعرض به خانه منصرف شوند ولى آن جاهلان مست هرگز به خود نيامدند و گفتند: هيزم بياوريد تا خانه را با اهلش بسوزانيم.

جداً شگفت آور است كه در جواب شيعه گفته اند كه: هجوم برندگان خانه را به آتش نكشيدند و تنها تهديد به آتش زدن كردند.

آيا شخصيت ارزشمند زهرا و على بايد چند روز از رحلت پيامبر نگذشته در خانه هم امنيت نداشته باشند؟

اين چه حكومتى است كه بايد تحميل به على و زهرا عليهاالسلام بايد برپا شود و چه شورايى است كه امام على عليه السلام و بنى هاشم در آن رأى ندارند.

آتش زدن خانه

امام صادق عليه السلام فرمود: «و الله ما بايع حتى رأى الدخان دخل بيته»، «على عليه السلام با حاكميت غاصب زمان بيعت نكرد مگر آن زمانى كه ديد دود آتش ، خانه اش را فرا گرفت. [بحارالأنوار، ج 28، ص 390.]»

گفته اند: آتش نزده اند ولى پس چرا عصر عاشورا خيمه ها را سوزاندند اگر در آن روز نخست خانه ى فاطمه را آتش نزده بودند مطمئنا خيمه هاى امام حسين عليه السلام نيز به آتش كشيده نمى شد.

به آتش كشيدن خانه ى زهرا براى دستيابى به امام على عليه السلام و اجبار او به بيعت با حاكمان غاصب ظلمى است كه همه مظالم را در خود نهفته دارد.

اين آتش، جان همه ى مسلمانان بيدار را سوزانده و همه را به فرياد واداشته است.

فشار بين در و ديوار

حضرت زهرا عليهاالسلام پشت در قرار گرفتند و با مهاجمين سخن گفتند تا شايد حضور زهرا آنان را از حمله به خانه بازدارد، ولى آنان از هجوم به خانه منصرف نشدند.

در خانه را گشودند، به درون خانه هجوم بردند و آن صديقه ى طاهره را كه پشت در ايستاده و مقاومت مى كرد، آزردند.

ضربت تازيانه

هنگامى كه حضرت پشت در ايستاده بود و از ورود آنان جلوگيرى مى كرد به دستور رهبر مهاجمان ضربتى بر دستان فاطمه زده شد تا حضرت در را رها سازد و راه را بر ورود مهاجمان باز كند و باز در هنگامى كه مهاجمان به على عليه السلام دست يافتند و او را به جبر به سمت مسجد مى بردند حضرت زهرا عليهاالسلام از بردن امام ممانعت مى كرد كه ضرباتى به دست و پهلوى خويش احساس كرد و همين ضربات باعث مرگ حضرت شد.

امامان از فرزندان حضرت بر اين حقيقت تصريح كرده اند. [فاطمه الزهرا عليهاالسلام، بهجه قلب المصطفى صلى الله علي