الاحزان شد، صبح كه مى شد زهرا عليهاالسلام حسن و حسين را در پيش روى خود حركت مى داد و به حالت گريه به بقيع مى رفت و شب كه مى شد اميرمؤمنان به بقيع مى آمد و همراه فاطمه به منزل بازمى گشتند. [بحارالأنوار، ج 43، ص 177.]

جسارت كردن

حضرت زهرا عليهاالسلام در مسجد پيامبر سخنرانى مى كند و مسلمانان را با وظايف خويش آشنا مى سازد و پرده از حقايق برمى گيرد و اتمام حجت مى كند، از حق خويش دفاع مى كند و باطل را بى پروا مى كوبد.

در برابر ابوبكر به منبر مى رود و جسارت مى كند جسارت ابوبكر را كتابها نوشته اند، به شرح ابن ابى الحديد، ج 16، ص 14 مراجعه كنيد نوشته است:

«چون ابوبكر خطبه ى فاطمه عليهاالسلام را شنيد سخنان حضرت بر او سخت بود به منبر بالا رفت و گفت: اى مردم اين چه توجهى است كه به هر گفته مى كنيد اين، آرزوها در زمان رسول خدا كجا بود؟ هشدار هر كه شنيده بگويد و هر كه ديده حرف بزند تنها روباهى است كه شاهدش دم اوست او همراه فتنه است. و اوست كه مى گويد آن را به شكل آغازينشش درآوريد. اينان از ضعيفان كمك مى گيرند و از زنان يارى مى جويند...»

در حاشيه ى اين خبر ابن ابى الحديد مى نويسد: اين متن را بر استادم ابوجعفر النقيب خواندم و از او پرسيدم كه ابوبكر در اين سخن به چه كسى كنايه مى زد؟ استاد گفت: كنايه نيست بلكه به صراحت سخن گفته است، گفتم: اگر تصريح داشت كه من نمى پرسيدم: او خنديد و گفت: منظورش على ابن ابى طالب است، پرسيدم: همه ى اين سخن درباره ى على عليه السلام است گفت: آرى ملك و حكومت است پسرم...

اين يك نمونه از جسارت هاى لفظى حاكمان آن زمان است، نمونه هاى لفظى و عملى بسيارى مى توان در اين راستا ارائه كرد.

در پايان به بخشى از مبارزات حضرت نيز اشاره مى كنيم: مبارزات گسترده ى آن حضرت

1- نفرين كردن

2- سخنرانى

3- سخن نگفتن با حاكمان

4- گريه

5- به خانه ى مهاجر و انصار رفتن و دادخواهى از آنان

6- وصيت به پنهان سازى دفن. كفن و غسل و تشييع و نماز و خاك سپارى

7- دفن شبانه

8- پنهان ساختن قبر

9-مناظره هاى گوناگون

10- درخواست مرگ از خدا

11- پرخاش شديد به حاكمان و رويارويى با آنان

12- درخواست اذان گفتن از بلال

در بستر شهادت

در روزهاى آخر زندگانى همان زمان كه از وجودش تنها جسمى لاغر باقى مانده بود و بر بستر افتاده بودند زنان مهاجر و انصار براى احوال پرسى به محضر حضرت شرفياب شدند و از حال حضرت جويا مى گشتند.

حضرت همان گونه كه در بستر افتاده اند با آنان سخن مى گويد و مجددا پرده از همه حقيقت برمى گيرد.

از بى وفايى مهاجر و انصار و زشتى كارشان ابراز تنفر مى كند و مى پرسد چرا امامت و ولايت را از جايگاه شايسته آن بيرون بردند مگر امام على عليه السلام شايسته ترين فرد نبود.

آنگاه حضرت مى افزايد كه: اگر آنان شتر خلافت را در اختيار امام على عليه السلام قرار مى دادند آينده اى درخشان در انتظار جامعه اسلامى بود اكنون بيا و بنگر كه چه حوادث عجيب و غريبى در آينده اتفاق خواهد افتاد. و باز حضرت شگفتى خويش را از اين پيشامد نامطلوب ابراز مى دارد كه چرا پيشگامان را كنار زنند و پستان را بر جاى آن بنشانند.

سپس حضرت بيم مى دهد كه در آينده اى نه چندان دور پيامدهاى وحشتناك اين جايگزينى غلط را خواهيد ديد. و آنچنان با زنان مهاجر و انصار سخن گفت كه آنان نيز برآشفتند و سخن حضرت را براى شوهرانشان بازگو كردند. مهاجر و انصار نزد حضرت آمدند و تأسف خويش بازگفتند. و صيت حضرت در بستر شهادت نيز شنيدنى است، ما بسيار كوتاه به آن اشاره مى كنيم:

1- على جان پس از مرگم تو خود غسل و تجهيزم را به عهده گير و بر من نماز بگذار و مرا در قبرم بگذار و سنگ لحد و خاك قبر را صاف كن و بالاى سرم رو به صورتم بنشين و بسيار قرآن بخوان و دعا كن چرا كه در اين هنگام مرده به انس با زندگان بسيار نيازمند است تو را به خدا مى سپارم و سفارش فرزندانم را به تو بسيار دارم.

2- جنازه ام را در تابوت بگذار تا بدنم ديده نشود.

3- هيچ يك از كسانى كه مرا آزار داده اند و به من ظلم كرده اند بر جنازه ى من حاضر نشوند چرا كه آنان دشمن من و دشمن رسول خدايند.

4- نگذار هيچ يك از آنان و پيروانشان بر من نماز بگذارند.

5- شب هنگام زمانى كه خواب چشم ها را مى گيرد مرا به خاك بسپار.

6- از فرزندانم مراقبت كن و رعايت حال آنان را داشته باش.

7- به فرزندانم تا دامنه قيامت سلام مى دهم. سخن بى پرده ى پرده نشين

خطبه حضرت صديقه طاهره در مسجد پيامبر

منشور جاويد تشيع سخنرانى حضرت زهرا عليهاالسلام در يك نگاه

فدك، ملك حضرت زهرا عليهاالسلام

مفاهيم كلى خطبه ى حضرت زهرا عليهاالسلام

درون مايه ى قرآنى خطابه ى حضرت زهرا عليهاالسلام

مدارك خطبه

متن عربى خطبه به همراه ترجمه ى فارسى و اژه نامه ى عربى و اژه نامه ى فارسى

منشور جاويد تشيع

براى آشنايى با آنچه در صدر اسلام پس از رسول الله صلى الله عليه و آله شكل گرفت و دستيابى به حقيقت امور جارى آن زمان، منابع فراوانى ما را يارى مى دهد.

گرچه فاصله ى زمانى، بس دراز است و اكثريت مسلمانان در يك سو قرار دارند و اقليتى در سوى ديگر كه داورى را دشوار مى سازد. ولى با توجه به منابع گويا و نقل هاى استوار جاى هيچ گونه ترديدى براى منصفان آگاه، باقى نمى ماند.

در اينجا ما به يكى از همان متن هاى رسا و گويا و نقل هاى استوار كه همچنان در صفحات تاريخ مى درخشد و با جامعيّتى كم نظير همه ى حقايق را به بهترين شكل توضيح داده است مى پردازيم.

سخنرانى حضرت زهرا عليهاالسلام و تحليل گوياى آن معصومه ى پاك و نگاه آگاهانه و عميق سرور زنان جهان، سندى است كه بى پرده آنچه را كه در آن زمان هاى دور اتفاق افتاده، بازگو مى كند و هر انسان منصف و مسلمان صادقى را به داورى فرامى خواند.

حضرت زهرا عليهاالسلام تنها از گرفتن فدك و غصب حق خويش سخن نمى گويد بل با صراحت از واپس گرايى مسلمانان و پاگرفتن انحراف در ميانشان پرده برمى دارد.

حضرت زهرا عليه السلام گرچه روى سخنش با ابوبكر و مسلمانان حاضر در مسجد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بود و از ستمى كه بر او رفته و حقى كه از او پايمال شده، شكوه مى كرد ولى آن گونه كه خواهيد خواند مسأله ى خلافت و ولايت را با صراحت هر چه تمام تر مطرح ساخت و انحراف از امير مؤمنان على عليه السلام را گناهى سنگين برشمرد و جدايى از كتاب خدا و بى اعتنايى به دستور پيامبر را بازگشت از اسلام و برگشت به جاهليت دانست.

با ما همراه شويد و پاى سخن بى پرده ى اين پرده نشين دلسوخته بنشينيد.

دل به سخن حضرت زهرا عليهاالسلام دهيد و كلامش را گوش جان بشنويد آنگاه مطمئناً دست از همه مى شوييد و نداى مظلوميتش را به همه مى رسانيد.

اين شما و اين ناله هاى حضرت زهرا عليهاالسلام.

اين شما و اين سخنرانى حضرت زهرا عليهاالسلام در مسجد مدينه.

اين شما و اين كلمات حضرت زهرا عليهاالسلام در جمع مهاجران و انصار.

اين شما و اين تحليل حضرت صديقه ى كبرى عليهاالسلام پيرامون حوادث آن زمان.

خطبه ى حضرت زهرا عليهاالسلام در طول تار