خ سينه به سينه حفظ شده است و كتابهاى بسيارى نيز اين متن رسا و اين تحليل جامع را بى پروا نوشته اند.

اين خطبه از آن جهت كه دربردارنده ى احتجاجى بليغ است به كتاب «احتجاج» راه پيدا كرده است. و از آن رو كه در حوادث پس از رحلت رسول قرار دارد و طعن بلندى بر دست اندركاران آن روز به حساب مى آيد به بحث مطاعن مرتبط گرديده و در «بحارالأنوار» جلد بيست و نه مشاهده مى شود. و از آن سو كه از سخنرانى هاى با بلاغت زنان اسلام محسوب مى شود كتاب «بلاغات النساء» از آن ياد كرده است. و چون بخشى از فلسفه ى احكام و تعاليم اسلام را بازگو كرده است در كتاب «علل الشرايع» آمده است. و از آن جهت كه به بحثهاى تاريخى پرداخته است كتاب «السقيفه و فدك» آن را به تفصيل آورده است. و ابن ابى الحديد در «شرح نهج البلاغه» به طور مبسوط بدان پرداخته است و تاريخ «مروج الذهب» بدان اشاره دارد و باز از آن سو كه در بحثهاى اعتقادى و امام شناسى بزرگترين سخن را با رساترين فرياد زده كتاب «الشافى» مرحوم سيدمرتضى و «تخليص الشافى» مرحوم شيخ طوسى و كتاب «دلائل الامامه» طبرى به آن مى پردازد.

دانشمندان شيعه و سنى اين خطبه را نقل كرده اند و پيرامون آن به پژوهش پرداخته اند ما متن عربى اين خطبه را با ترجمه اى زنده و گويا همراه با توضيحاتى لازم با اشاره به تفسير واژه هاى مشكل آن مى آوريم.

يك نگاه به همه ى خطبه و يك توجه به سرتاسر اين خروش جاويد راه را بر همه ى راه جويان منصف آشكار مى سازد و همه را با حقيقت آنچه در آن سال ها پس از پيامبر گذشته، بى پرده آشنا مى كند.

سخنرانى حضرت زهرا در يك نگاه

حضرت زهرا عليهاالسلام در احتجاجى كه با مخالفان خود در اين خطبه و سخنرانى دارد مى خواهد:

1- از اصل ولايت و وصايت دفاع كند و انحراف مسلمانان را از اين اصل مهم باز گويد.

2- انحراف مسلمانان را از كتاب خدا و احكام الهى و حقانيت خويش را در دعوى فدك و ارث آشكار سازد.

پس از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله امت اسلامى، هم از خليفه ى واقعى رسول خدا و هم از كتاب خدا فاصله گرفت. آرى فاصله ى از ولايت و رهبرى شايسته- كه به گفته ى پيامبر صلى الله عليه و آله شخص امير مؤمنان على عليه السلام بود- دور از كتاب خدا هم، در آن نهفته است؛ چرا كه اين دو در حقيقت يكى هستند و با هم هستند و از هم جدا نمى شوند به گونه اى كه جدايى از هر كدام موجب جدايى از ديگرى است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: قرآن و عترت از هم جدا نمى شوند تا در قيامت نزد من آيند «لن يفترقا حتى يردا على الحوض». [بحارالأنوار، ج 22، ص 311، ح 14.]

به راستى دختر گرامى رسول خدا آن نوريه ى سماويه، انحراف مسلمانان را درست فهميده بود و بى جهت نبود كه آن بتول بى نظير هستى خويش را در اين راه فدا كرد و جان خويش را براى دفاع از رهبرى شايسته و اجراى احكام قرآن تقديم كرد . او به مصاف دشمن رفت و بى پروا حق را در مسجد فرياد كرد.

كوثر پيامبر آن زمان كه ديد امامت و رهبرى، جايگاه ويژه ى خويش را از دست داده و نااهلان بر اين مسند تكيه زده اند در خروش شد و به مسجد آمد و با همه سخن گفت و فرمود: يا ايها الناس اى همه ى مردم و در بخشى انصار را به ويژه مورد خطاب قرار داد و عمق انحراف را برايشان تشريح كرد و آنان را دعوت به مبارزه ى مسلحانه كرد و در بخشى ديگر خطبه به شخص ابوبكر خطاب كرد و پرده از تزويرها گرفت. گفتنى ها را حضرت زهرا عليهاالسلام در آن روز در مسجد پيامبر گفت و راه را بر همه روشن ساخت و همانگونه كه خود فرمود بر همه اتمام حجت كرد.

حضرت زهرا عليهاالسلام براى جاودانه ساختن دفاع خويش از امامت و قرآن خطبه اى جامع در ميان انبوه مهاجران و انصار و با حضور شخص ابوبكر در مسجد پيامبر روزهايى [ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ج 16، ص 263 مى نويسد: حضرت زهرا عليهاالسلام ده روز پس از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اين خطبه را در مسجد ايراد كردند.] پس از رحلت پيامبر ايراد كرد.

صديقه ى منصوره به خوبى در اين مقام موفق شد؛ چرا كه دفاع به حق مظلومانه اش بر تارك تاريخ تا ابد چراغى است كه ره جويان مخلص را رهبرى مى كند و به مقصد مى رساند.

خطبه ى زهرا عليهاالسلام دشمن را براى ابد رسوا ساخت و بى جهت نبود كه پس از خطبه اين همه ستم ديد به اندازه اى كه از تصور ما بيرون است.

حضرت زهرا عليهاالسلام در آن روز در مسجد پيامبر در حضور مهاجران و انصار چنان مخالف خويش را رسوا كرد كه نه تنها او بلكه تا امروز هيچكس نتوانسته است سخن زهرا عليهاالسلام را نقض كند و يا درستى آن را مورد ترديد قرار دهد .

حضرت زهرا عليهاالسلام خروش جاويد خود را با حمد و ستايش خدا همراه با شهادت به وحدانيت و رسالت پيامبر و بيان معارفى ژرف در اين زمينه آغاز مى كند و از معرفت عميق خويش در توحيد و پيامبرشناسى پرده برمى گيرد.

زحمت هاى پيامبر و تلاش هاى پيگير و درگيرى هاى سخت او را با دشمنان يادآور مى شود و پيروزى پيامبر را در نهايت پس از آن همه رنج و بلا توضيح مى دهد.

سپس مسؤوليت سنگين مسلمانان حاضر را به آنان گوشزد مى كند و با ترسيم چهره ى زيباى دين و ارزش هاى دينى از آنان مى خواهد تا دين و ارزش هايش را پاس دارند.

آنگاه در بخش سوم از سخن خويش، گذشته ى قبل از اسلام مردم را يادآورى مى كند و حضور پربركت پيامبر و موقعيت ويژه ى امير مؤمنان على عليه السلام و نقش آن حضرت را در رسيدن به پيروزى خاطرنشان مى سازد و سپس انگيزه هاى واپس گرايى مسلمانان و دورى آنان از وصيت پيامبر درباره ى امير مؤمنان را ذكر مى كند.

در بخش چهارم خطبه، از حق مسلم خويش، فدك دفاع مى كند و ارث برى خود را از پيامبر با آيات قرآن به اثبات مى رساند و دروغ دروغ پردازان را افشا مى سازد و در پايان، داورى در اين ستم بزرگ را به خدا و پيامبر واگذار مى كند.

روح خطبه درگيرى شديد با خط حاكم در آن زمان و جو جاهلى پديد آمده است. حضرت زهرا عليهاالسلام انحراف مسلمانان را مشخص مى سازد و تحليل درستى از اين جهت را ارائه مى دهد.

يك نگاه به خطبه ى حضرت زهرا عليهاالسلام همه ى حقيقت را به خواننده مى سپارد تا به خوبى بيابد كه در آن روزها چه گذشته و حق با كيست مگر اين كه كسى خطبه را نپذيرد كه چنين چيزى ممكن نيست يا آنكه جمله هاى رساى آن را به گونه اى ديگر معنى كند كه اين هم ميسر نيست و يا آن كه سكوت غمبار زهرا عليهاالسلام را پس از خطبه و فرياد دادخواهى زهرا را دليل بر رضايت و خشنودى او از غاصبان فدك بداند كه اين هم عاقلانه نيست و يا اين كه پس از پذيرفتن خطبه و درك محتواى حق آن وقوف بر ناخشنودى زهرا عليهاالسلام قبل از خطبه و به هنگام خطبه و پس از خطبه باز دوباره همان حرف هاى خود را تكرار كند كه اين به دور از مسلمانى و انصاف است. و يا بگويد: هم زهرا در سخن خويش بر حق بود و هم مخالفت زهرا كه اين هم جمع بين حق و باطل است.

هر مخالفى در برابر اين سخنرانى شيوا و رسا اين محاكمه و احتجاج عمومى و علتى زانو مى زند و هر انسان منصفى پس از مطالعه، حق به ز