را عليهاالسلام مى دهد.

اين خطبه، سنگ پايه ى تشيع است خط ترسيم شده در خطبه، خط و راه شيعه است. اصول تأكيد شده بر آن در اين خطبه اصول مورد قبول شيعه است. شيعه در طول اين همه سال جز همان را كه حضرت زهرا عليهاالسلام در آن روز گفت نمى گويد و جز از آنچه حضرت زهرا عليهاالسلام از آن ناراضى بود ناراضى نيست.

ما همه ى مسلمانان را دعوت مى كنيم تا پاى سخن حضرت زهرا عليهاالسلام بنشينند و فصول شش گانه ى خطبه را مورد توجه قرار دهند.

فصل اول: حمد و ستايش حق تعالى و شهادت به وحدانيت خداوند و رسالت رسول گرامى اسلام.

فصل دوم: حضرت زهرا عليهاالسلام با مهاجر و انصار سخن مى گويد و قرآن و عترت را مطرح مى سازد و دين و ارزش هاى آن را بيان مى دارد و مردم را به تقواى الهى و توجه به قرآن و عترت دعوت مى كند.

فصل سوم: در اين فصل باز به سخن اول برمى گردد و انتساب خويش را به پيامبر صلى الله عليه و آله بيان مى دارد و زحمات رسول گرامى را خاطر نشان مى سازد. گذشته ى آنان را يادآورى مى كند و در اين ارتباط از تلاش هاى امير مؤمنان و جهاد و دفاع و تقدم او بر همه ياد مى كند و نزديكى او را با پيامبر، بيان مى دارد.

فصل چهارم: در اين فصل دوره ى پس از حضرت رسول و بر دين مردم از عترت و قرآن به خوبى ترسيم مى شود و حضرت زهرا در دو بخش هم از ولايت و امامت على عليه السلام و هم از قرآن و احكام آسمانيش دفاع مى كند.

فصل پنجم: در اين فصل به ارث برى و حكم قرآن در اين زمينه مى پردازد و عدم توريث انبياء را با توجه به قرآن، سخنى دروغ مى داند و پس از اتمام حجت كامل با ابراز عميق ترين خشم، سخنش را به پايان مى برد و حكم در اين ماجراى غمبار را به داورى خداوند در قيامت واگذار مى كند.

فصل ششم: سپس حضرت، انصار را مورد خطاب ويژه ى خود مى سازد و دادخواهى خويش را آشكارا بيان مى كند و پس از دعوت آنان به مبارزه ى مسلحانه، با بيان اين نكته كه بر همراهى نكردن انصار واقف است تهديد نهايى خويش را ابراز مى دارد. فدك، ملك حضرت زهرا

فدك، سرزمين حاصلخيزى است در فاصله اى نه چندان دور با مدينه در حوالى خيبر. اين سرزمين حاصلخيز كه مردمش بدون جنگ و درگيرى تسليم مسلمانان شدند از آن رسول الله گرديد. همراه با نزول آيه ى «و آت ذالقربى حقه» [اسراء 26.] كه پيامبر، مأموريت يافت به خويشاوندان خويش سهمى را اختصاص دهد، فدك را به دخترش زهراى مرضيه عليهاالسلام بخشيد. [شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 16، ص 275 به نقل از كتاب الشافى تأليف علم الهدى سيدمرتضى قدس سره و بحارالانوار، ج 29، ص 106 به ضميمه ى پاورقى همان صفحه.] و از همان روز كه امير مؤمنان على عليه السلام واگذارى فدك را از سوى رسول به زهراى مرضيه عليهاالسلام نوشت و ام ايمن را بر اين موضوع گواه گرفت. حضرت زهرا عليهاالسلام مالك اين زمين شد و فدك، ملك حضرت زهرا گرديد. [شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 16، ص 274 به نقل از كتاب الشافى تأليف علم الهدى سيد مرتضى قدس سره.]

پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله ابوبكر، كارگزاران حضرت زهرا عليهاالسلام را از فدك بيرون مى كند و به اين ادعا كه فدك مال پيامبر است و پس از پيامبر اموال او به حكومت مى رسد و فرزندان او از اموال او ارث نمى برند فدك را تصرف مى كند [شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 16، ص 218 و 219.] و اين پشتوانه ى مالى را از دست آنان بيرون مى كشد.

حضرت زهرا عليهاالسلام در آغاز مى فرمايد: فدك را پيامبر به من بخشيد و مال من است و كسى نمى تواند مالى را كه در دست من است و پيامبر به من بخشيده از آن من نداند و از من بازپس ستايد.

آنان از حضرت زهرا عليهاالسلام بينه (گواهى دو شاهد) مى طلبند و حضرت زهرا عليهاالسلام امام على عليه السلام و امام حسن و امام حسين عليهاالسلام و ام ايمن را براى اداى شهادت معرفى مى كند. آنان بهانه مى آورند و مى گويند امام حسن و امام حسين كودكند و امام على عليه السلام هم در اين ارتباط جانبدارى از حضرت زهرا عليهاالسلام مى كند و ام ايمن هم يك زن بيش نيست. و بدين شكل، حتى شهادت اين پاكان را در اين زمينه رد مى كنند. [شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 16، ص 274. بحارالانوار، ج 29، ص 336 تا 351.]

با اينكه همان گونه كه امير مؤمنان على عليه السلام به ابوبكر فرمود: كسى كه مال در دست اوست نيازمند اقامه ى بينه نيست. امام على عليه السلام فرمود: اى ابابكر، اگر مالى در دست من باشد و ديگرى ادعا كند آن مال از اوست چگونه حكم مى كنى؟ ابوبكر گفت: مال را از آن تو مى دانم چرا كه در دست توست و از آن كس كه ادعاى آن مال را دارد بينه و شاهد مى خواهم. امير مؤمنان على عليه السلام فرمود: فدك در دست حضرت زهرا بوده و تو عمال او را از فدك بيرون كرده اى و ادعا مى كنى كه مال تو و حكومت است. مال در دست حضرت زهرا عليهاالسلام است او «يد» دارد و تو بايد براى ادعايت بينه و شاهد بياورى نه حضرت زهرا عليهاالسلام. [بحارالانوار، ج 29، ص 124.]

آرى اين مسلم است كه «يد» نشانه ى ملكيت است يعنى كسى كه مال در دست اوست مالك است و آن كه دعوى دارد بايد اقامه ى بينه كند. و لى اين سخنان به حق و استوار را آنان نمى پذيرند و از حضرت زهرا عليهاالسلام بينه مى خواهند و همان گونه كه اشاره رفت حضرت زهرا عليهاالسلام به ناچار چهار نفر را براى اقامه ى شهادت معرفى مى كند كه در اين مرحله باز بدون رعايت قوانين قضايى و موازين اسلامى شهادت آن پاكان نيز پذيرفته نمى شود و با بهانه ها رد مى شود.

امام على عليه السلام را كه آن همه پيامبر ستوده است به اين بهانه كه چون شوهر حضرت زهرا عليهاالسلام است و احتمال خلاف گويى در او راه دارد امام حسن و امام حسين عليهماالسلام را هم به بهانه ى خردسالى و وابستگى به حضرت زهرا عليهاالسلام و ام ايمن را نيز چون تنها يك زن است. با اين كه مى توان با اضافه كردن يك قسم، به نفع حضرت زهرا عليهاالسلام حكم صادر شود چرا كه يك قسم همراه شهادت يك زن كار را تمام مى كند. بگذريم كه حضرت زهرا عليهاالسلام صديقه است و هيچ مسلمانى چه شيعه و سنى به خود اجازه نمى دهد كه به حضرت زهرا عليهاالسلام نسبت دروغ دهد و يا حتى در صدق زهرا عليهاالسلام كوچكترين تشكيكى كند.

حضرت زهرا عليهاالسلام از اهل بيتى است كه آيه ى تطهير در شأن او نازل شده [بحارالأنوار، ج 29، ص 125.] و در جريان مباهله همراه رسول، براى مباهله ى با نصارى بيرون آمده است و آن آيه هاى روشن قرآنى در حق او نازل شده است. مقام والاى او تا پايه ايست كه بيانات رسول الله تا حدودى پرده از بلنداى آن برداشته و آن حوراء انسيه را به ما معرفى كرده است. حضرت فاطمه عليهاالسلام با فضيلت ترين زن هاى روى زمين است [بحارالانوار ج 43، ص 36، ح 39.]

خداوند از ميان زنان، چهار تن را انتخاب كرد كه برترين آنان حضرت فاطمه ى زهرا عليهاالسلام است. [بحارالانوار، ج 43، ص 19، ح 3 و ص 36، ح 39.] خداوند به جهت غصب فاطمه غضب مى كند و چون او خوشنود شود خداوند هم خوشنود مى شود. [بحارالانوار، ج 43، ص 19، ح 2.]

پيامبر فرمود: على ج