له الصالحون من شر روءياى ان تضرنى فى دينى و دنياى. و بعد از خواندن اين دعا سه بار به طرف چپ آب دهان بينداز. [ فلاح السائل: ص 289.]

ملاقات پدر

ابوذر مى گويد: در بيمارى پيامبر صلى الله عليه و آله كه در آن رحلت كرد خدمت آن حضرت شرفياب شدم. فرمود: اى ابوذر، دخترم فاطمه عليهاالسلام را بياور.

من برخاستم و خدمت فاطمه عليهاالسلام رسيدم و گفتم: يا سيدة النسوان، دعوت پدرت را اجابت كن. فاطمه عليهاالسلام لباس بلند به تن كرد و با پوشش سراسرى خود را پوشانيد و بيرون آمد و خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد.

با ديدن پيامبر صلى الله عليه و آله خود را در آغوش آنحضرت انداخت و گريه كرد، و حضرت هم با گريه ى فاطمه عليهاالسلام گريست و او را به سينه چسبانيد.

بعد فرمود: يا فاطمه، مبادا گريه كنى پدر به قربانت. تو اول كسى هستى كه مظلومانه و با حق غصب شده به من ملحق مى شوى. بزودى بعد از من كينه ى نفاق و باقميانده لباس پاره دين ظاهر مى شود، و تو اول كسى هستى كه بر سر حوض بر من وارد مى شوى.

فاطمه عليهاالسلام عرض كرد: پدر جان، تو را كجا ملاقات كنم؟ فرمود: در كنار حوض كه من شيعيان و دوستانت را سيراب مى كنم و دشمنانت را كنار مى زنم.

فاطمه عليهاالسلام عرض كرد: پدر جان، اگر تو را در كنار حوض ملاقات نكردم؟ فرمود: نزد ميزان اعمال مرا ملاقات مى كنى.

فاطمه عليهاالسلام عرض كرد: پدر جان، اگر در كنار ميزان تو را ملاقات نكردم؟ فرمود: نزد صراط- كه من خواهم گفت: «با شيعه ى على صلح و صفا هستم»- مرا ملاقات مى كنى.

ابوذر مى گويد: با اين بشارت قلب زهرا عليهاالسلام آرام گرفت. بعد پيامبر صلى الله عليه و آله رو به من كرد و فرمود: اى اباذر، فاطمه پاره ى تن من است. كسى كه او را اذيت كند مرا اذيت كرده است. آگاه باش كه او بانو و سرور زنان عالم، و همسرش آقا و سرور وصيين، و دو پسرش حسن و حسين دو آقا و سروران جوانان اهل بهشت و دو امام هستند، قيام كنند يا سكوت اختيار كنند. پدر آنان افضل از آنان است، و در آينده از صلب حسين نه تن از امامان معصوم بدنيا مى آيند كه قائم به عدل و داد هستند، و مهدى اين امت از ماست. ابوذر مى گويد: عرض كردم: يا رسول الله، امامان بعد از تو چند نفرند؟ فرمود: به عدد نقباء بنى اسرائيل. [ كفايه الاثر: ص 36.]

برترين بانوان بهشتى

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: برترين بانوان اهل بهشت عبارتند از خديجه دختر خويلد، و فاطمه دختر محمد، و آسيه دختر مزاحم همسر فرعون، و مريم دختر عمران.

همچنين فرمود: بهترين زنهاى عالم چهارنفرند: مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، خديجه دختر خويلد، فاطمه عليهاالسلام دختر محمد صلى الله عليه و آله. [ فاطمه الزهراء عليهاالسلام من المهد الى اللحد: ص 268 از مسند احمد و الاستيعاب.]

نيكان از ما هستند

در بيمارى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در آن از دنيا رفت، فاطمه عليهاالسلام بالاى سرش بود و چنان مى گريست كه صدايش بلند شد. حضرت نگاهى به او كرد و فرمود: حبيبه ام فاطمه، براى چه گريه مى كنى؟ عرض كرد: مى ترسم بعد از تو حرمت مرا مراعات نكنند.

فرمود: اى حبيبه ى من، گريه مكن! ما خانواده اى هستيم كه خداوند هفت خصلت به ما داده كه پيش از ما به هيچكس نداده و بعد از ما به كسى نمى دهد. خاتم پيامبران محبوب ترين مخلوقات در پيشگاه خداى عزوجل از ما خانواده است و آن من پدر توام. وصى ما بهترين اوصيا و محبوب ترين مخلوقات در پيشگاه خداست و آن همسر توست. شهيد ما بهترين شهدا و محبوب ترين مخلوقات در پيشگاه خداست و آن عموى توست. از ما است كسى كه دو بال دارد و در بهشت همراه فرشتگان با آنها پرواز مى كند و آن پسر عموى توست. دو سبط اين امت از ماست و آنان دو پسر تو حسن و حسين اند، كه خداوند از صلب حسين نه امام كه امين و معصوم اند بوجود مى آورد.

مهدى اين امت از ماست وقتى دنيا هرج و مرج گردد و فتنه هاى پى در پى بروز كند و راهها بسته شود و مردم يكديگر را مورد تعدى قرار دهند، و بزرگ به كوچك رحم نكند، و كوچك به بزرگ احترام قائل نشود، در آن هنگام خداوند مهدى ما را كه از صلب نهم حسين است مى فرستد، و قلعه هاى گمراهى را فتح مى كند و قلبهاى غفلت زده را باز مى كند، و در آخرالزمان براى دين قيام مى كند همانگونه كه من در اول زمان براى دين قيام كردم، و روى زمين را با عدل پر مى كند همانطور كه با جور و ستم پر شده باشد.

فاطمه جان، محزون مباش و گريه مكن كه خداوند از من به تو مهربان تر و رئوف تر است، و اين به خاطر مقامى است كه نزد من دارى و جايگاهى كه در قلب من دارى. خداوند تو را با همسرى تزويج كرد كه از حيث حسب شريف ترين و از نظر منصب گرامى ترين خانواده است و به رعيت مهربان ترين، و در تقسيم مساوى عادل ترين و در قضاوت بيناترين است. من از خدا خواسته ام تو اول كسى از خاندانم باشى كه به من ملحق مى شوى. بدان كه تو پاره ى تن من هستى، كسى كه تو را بيازارد مرا آزرده است.

جابر گفت: زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از دنيا رفت، دو تن از صحابه خدمت فاطمه عليهاالسلام وارد شدند و گفتند: چگونه است حال تو اى دختر رسول خدا؟ فرمود: به من راست بگوئيد آيا از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيديد: «فاطمه پاره ى تن من است، كسى كه او را بيازارد مرا آزرده»؟ آن دو گفتند: اين كلام را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيديم.

حضرت دستهايش را به سوى آسمان بلند كرد و فرمود: بارالها، من تو را گواه مى گيرم كه اين دو نفر مرا اذيت كردند و حق مرا غصب نمودند. سپس از آنان رو گرداند و بعد از آن با آنان سخن نگفت، و بعد از پدر هفتاد و پنج روز زنده بود كه خداوند او را به پدرش ملحق كرد. [ كفايه الاثر: ص 62.]

حرمت فاطمه

و قتى وفات پيامبر صلى الله عليه و آله فرا رسيد انصار را خواست و فرمود: اى گروه انصار، وقت جدايى رسيده، آگاه باشيد و كسانى كه حاضرند بشنوند: بدانيد كه در خانه ى فاطمه عليهاالسلام در خانه ى من، و خانه ى فاطمه عليهاالسلام خانه ى من است. كسى كه هتك حرمت خانه ى فاطمه عليهاالسلام نمايد حجاب خدا را هتك كرده است.

امام كاظم عليه السلام هنگام ذكر اين مطلب گريه ى طولانى كرد و بقيه ى كلامش را قطع نمود و گفت: به خدا قسم حجاب خدا را هتك كردند، به خدا قسم به حجاب خدا بى حرمتى كردند، به خدا قسم هتك حجاب خداوند كردند. سپس حضرت زهرا عليهاالسلام را با كلمه ى «اى مادر جان، اى مادر» صدا زدند. [ بحار الانوار: ج 22 ص 476 ح 27 از كتاب الطرف سيد بن طاووس.]

فاطمه بعد از پدر

بعد از آنكه ملائكه از خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بيرون آمدند، على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را خواست، و به كسانى كه در حجره بودند فرمود: از نزد من بيرون رويد، و به ام سلمه دستور داد كنار درب حجره قرار گيرد تا كسى نزديك نيايد، و ام سلمه همين كار را كرد. سپس پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: يا على، نزديك من بيا. على عليه السلام نزديك آمد.

بعد دست فاطمه عليهاالسلام را گرفت و به مدت طولانى بر سينه اش گذارد، و با دست ديگر دست على عليه السلا